در چین هنوز مالکیت عمومی حاکم است

منبع: سایت آینده را بساز
برگردان: رفیق آمادور نویدی
شیمانسکی مینویسد که:
« از طریق روابط تولیدی حاکم است که میتوان یک فرماسیون اجتماعی را تعریف نمود. این امر نه به بمعنای آن روابط تولیدی است که بیشترین تعداد تولیدکنندگان درگیر آنند، و نه مجموعه ای از روابط تولیدی که در آن بیشترین مقدار ارزش اضافی را تولید میکند. روابط حاکم تولیدی، ترجیحا، آن روابطی هستند که منطق ابتدایی آنها شکل و حرکت کُل فرماسیون اجتماعی را تنظیم میکند. از اینرو، جهت نمونه، آمریکا در سال ۱۸۶۰، علیرغم شمار بیشتر بردهها، کشاورزان مالک و صنعتگرها از کارگران صنعتی، اما یک فرماسیون کاپیتالیستی بود… بعلاوه ممکنست که جامعه ای سوسیالیستی داشته باشیم که درآن اکثریت طبقات تولیدکننده در شرکتهای اقتصادی اشتراکی و کنترل جمعی کار نکنند، به شرطی که منطق چنین شرکتهایی بقیه اقتصاد را ساختار دهد.
تجزیه و تحلیل شیمانسکی برای چین معاصر صادق است. اگرچه شمار کارکنان شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی از تعداد کارکنان شرکتهای دولتی و اشتراکی پیشی گرفته است، اما دستور کار اصلی اقتصادی بوسیله دولت تعیین میشود. فقط از آنجاییکه تولید خصوصی به مدرانیزاسیون، توسعه تکنولوژی و اشتغال کمک میکند، توسط دولت تشویق میشود.
وینس شرمن مینویسد که:
«دولت در اقتصاد بازار سوسیالیستی بوسیله کارگران کنترل میشود و بر بخش خصوصی حاکم است. دولت فقط تا حدی به شکوفایی بخش خصوصی اجازه میدهد که به توسعه اقتصادی کُل کشور کمک کند و در خدمت منافع طبقاتی بیشتر طبقه کارگر و دهقان باشد.»
در واقع، چین اثبات نموده است که میتوان از مکانیسمهای بازار بمنظور توسعه (هرچه) سریعتر نیروهای مولد ثروت و بهبود استاندارد زندگی مردم خود استفاده کند. گذشته از همه اینها، «سوسیالیسم بمعنای زدودن فقر است. سوسیالیسم فقیرپروری(فقرگرایی) نیست. »