درسهای نپ برای چین: چگونه دنگ شیائوپینگ مارکسیسم را با واقعیتهای اقتصادی آشتی داد؟
چین پس از مرگ مائو در ۱۹۷۶و پایان انقلاب فرهنگی، خود را با بنبستی همانند روسیه دهه ۱۹۲۰ و در آستانهی فرسایش اقتصادی یافت.
دِنگ شیائوپنگ و دیگر سران دگرگونخواه با بررسی ژرف تجربه نپ دریافتند که میتوان «بازار اقتصادی سوسیالیستی» ساخت. دگرگونیهای اقتصادین چین از ۱۹۷۸ در سه گام کلیدی پیش رفت:
۱. رهایی کشاورزی (۱۹۷۸-۱۹۸۴): پایان کمونهای مردمینه و برپایی سامانه کشاورزی خانواری که کشاورزی را آزاد کرد اما مالکیت زمین را دولتی نگه داشت.
۲. بالندگی صنعت سبک (۱۹۸۴-۱۹۹۲): ساخت گسترههای ویژه اقتصادی و پذیرش سرمایهگذاری برونمرزی، صنعت سبک را گسترش داد اما زیربخشهای راهبردی (چون انرژی و بانکداری) را زیر دست دولت نگاه داشت.
۳. دگرگونیهای ساختاری (۱۹۹۲ به پس): خصوصیسازی بنگاههای دولتی و همپیوندی با اقتصاد جهانی، سرمایهگذاری برونمرزی را با هدایت دولتی و هدفمند انجام داد.
وارونه شوروی، چین در سه زمینه بنیادین از نپ درس گرفت:
۱. نگهداری رهبری حزب بر بخشهای راهبردی اقتصاد و برنامه پیشرفت تولید که بدون آن سخن گفتن از برابری و رفاه پوچ است.
۲. پیشبرد گامبهگام و آزمایشی دگرگونیها—روش «گذر از رودخانه با پامالیدن به سنگها»—نیازمند گذار آرام ارمام و آزمونپیدرپی از روابط کهن به اقتصاد مدرن است.
۳. پیشگیری از شوکهای بزرگ اجتماعی. بازار ابزار است، نه هدف. هدف، فرماندهی راهبردی حزب بر اقتصاد است.
پیامدهای این سیاستها چشمگیر بود: از سال ۱۹۷۸ تا ۲۰۱۸، چین به رویش میانگین سالانهای برابر ۹٫۵ درصد دست یافت. در این دوره، ۸۰۰ میلیون تن از تهی دستی رهایی پیدا کردند. امروز چین دومین اقتصاد بزرگ جهان شناخته میشود.