دست شکسته بار دگر پتک زن شود
دوره جدید: مقاله شماره: ۹۴ (۲۱ دی ١٣٩۶)
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری
یکی از ویژگیهای اندیشه ی سوسیال دمکرات، جدایی آن از واقعیت عینی- ماتریالیستیِ نبرد طبقاتی در جامعه است. از این رو میتواند برایش صادقانه نیز شناخت شرایط ناممکن گردد. ما با چنین وضعی در جنبش چپ و هم چنین جنبش تودهای رو برو هستیم.
این وضع را میتوان در پرسش برخی از رفقا بازشناخت: برخی از رفقا صادقانه میپرسند «وقتی ما (چپ ها) در رهبری جنبش انقلابی شرکت نداریم، آیا سرنگونی جمهوری اسلامی به سود سیاست امپریالیستی تجزیه ایران از کار در نمی آید؟» سیاستی که ترامپ، نتانیاهو و دیگران دنبال می کنند؟
سطح عینی- ماتریالیستی نبرد طبقاتی را نمیتوان در سخنان ترامپ، نتانیاهو، آل سعود و سلطنت طلبها جستجو نمود، و به گفته سیاوش کسرائی در شعر بر سرزمین سوختگی .. «با سرخوردگی به فلسفهای تازه»رسید. چنگی که «من، به صورت من» می زند، و با وحشت زدگی یک اندیشه ی در حال فرار فرمان عقب نشینی میدهد و جنبش زنده را «هنوز» زنده می پندارد – آن طور که دو بار در مقاله «زنده باد مبارزهء دلیرانه مردم بر ضد حکومت دیکتاتوری» در تاریخ 19 دی ماه 1396 در نامه مردم، ارگان مرکزی حزب توده ایران ذکر میشود -، نشانی از اسلوب نادرست و غیرمارکسیستی برای تعیین شرایط نبرد طبقاتی است.
در ایران امروز نیز شرایط نبرد طبقاتی را نبرد روزانه و جانفشانانه طبقه کارگر تعیین میکند. شرایطی که میتوان و باید مبارزه ی حزب طبقه کارگر و سیاست مستقل آن را بر آن پایه تعیین نمود. هنگامی که از روز23 آذر 96، بیش از 2000 کارگر مجتمع نیشکر هفت تپه در نبردی اعتصابی برای خواست های صنفی و سیاسی خود می رزمند، هنگامی که این نبرد در چند سال اخیر با اعتصاب های غذای زندانیان سیاسی که بارها تا مرز قطره قطره مردند به اوج فداکاری و جانبازی نیروی نو برای تغییر شرایط حاکم بر ایران و برای گذار از سلطه دیکتاتوری تدارک دیده شد، پناه بردن به خطر ترامپ و نتانیاهو لااقل غمگنانه است.
کارگران نیشکر هفت تپه با خواست های سیاسی خود اقتصاد سیاسی نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی را به چالش کشیده اند.
– آنها خواستار بازگرداندن مجتمع نیشکر خود به بخش عمومی اقتصاد شده اند. آنها علیه خصوصی سازی شمشیر از نیام کشیده اند؛
– آنها خواستار لغو همه ی قراردادهای موقت و .. و تبدیل آنها به قراردادهای دایمی و رسمی شده اند. به جنگ برنامه آزاد سازی اقتصادی امپریالیستی رفته اند؛
– آنها خواستارد قطع دست دزدان به اموال کارگران در بیمه های اجتماعی شده اند!
این است سطح نبرد طبقاتی واقعاً موجود در ایران که باید آن را تقویت و به پیش برد!
اندیشه ی سوسیال دمکراتی که در حزب را برای ممانعت از هر بحث سالم و باز، به روی تودهای ها بسته است، در پشت درهای بسته و با موضعی برتری جویانه، به صورت خود چنگ می زند، تا برنخیزد، تا مانع آن شود که «دست شکسته بار دگر پتگ زن شود»!
یکی از درسهای بزرگی که میتوان از کتاب ارزشمند فرشاد مؤمنی دریافت، انتقاد اوست به دولت احمدی نژاد که حاضر به پاسخگویی و بحث درباره ی انتقادها به سیاست اقتصادی خود نشد. رفقای مسئول در مرکزیت حزب توده ایران نیز با تن دادن به چنین اسلوبی، پاسخگو به انتقادها نیستند. بحث را از هستی مبارزاتی حزب توده ایران حذف کرده اند. رفتاری که آنچنان است که در گذشته بود. گذشتهای که با پیروزی ضدانقلاب در اتحاد شوروی پایان یافته است. در آن دوران کسی نمیتوانست نسبت به اشتباه های اتحاد شوروی انتقاد داشته باشد، زیرا گویا «وظیفه ی انترناسیونالیستی» خدشه دار می شد! اکنون هم گویا محرمات حزب خدشه دار می شود، اگر برخی از رفقا به انتقاد درباره ی اسلوب کار خود پاسخگو باشند.
چرا به این پرسش، مانند پرسش های بسیاری دیگر، پاسخ نمیدهند که آیا تعیین نبرد طبقاتی در ایران، باید بر کدام پایه عملی گردد؟
مگر اجرای برنامه نئولیبرال در ایران گام نخست برای تجزیه ایران نیست؟ آیا تجربه ی قذافی، اسد و دیگران، در برابر سیاست مدبرانه کوبا، چین، ویتنام در تأیید این برداشت نیست؟ آیا اِعمال شیوه تولید سرمایه داری مبتنی بر سطح نازل رشد نیروهای مولده هنگام هژمونی بورژوازی جز با فقر و فلاکت توده ها همراه خواهد بود؟ در حالی که همین شیوه در شرایط هژمونی اندیشه ی ملی- دمکراتیک و سوسیالیستی به رشد روزافزون عدالت اجتماعی فرا نمی روید؟
این شناخت ها نظری و کارکردی در سطح جهان است که روی دیگر شرایط نبرد طبقاتی را در جامعه ایران نیز تشکیل می دهد. بر پایه این شناخت های نظری و عملی باید سیاست مستقل حزب توده ایران را تعریف نمود و سازمان داد و نه با ایجاد وحشت از خطر امپریالیسم و نگرانی برای سرنوشت جمهوری اسلامی!
آیا خیزش انقلابی کنونی در این دور و یا در دورهای دیگر به ثمر شایسته ی خود دست خواهد یافت، نه قابل پیش گویی است و نه نیازی به چنین پیش گویی برای تعیین سیاست انقلابی حزب توده ایران وجود دارد.سیاست حزب طبقه کارگر را باید بر مبنای سطح نبرد طبقاتی در ایران وجهان تعیین نمود.چنین اسلوبی تنها اسلوب علمی- مارکسیستی- تودهای برای مبارزه ی حزب توده ایران را تشکیل می دهد. با چنین اسلوبی، وظیفه خطیر کنونی، ارایه جایگزینی حتی المقدور دقیق و شفاف برای اقتصاد سیاسی نئولیبرال امپریالیستی است.
هر سیاست دیگری برای حزب طبقه کارگر معیوب و غیرمارکسیستی- تودهای است. برخی از رفقا مانع برای چنین بحث و تعیین شرایط بر پایه اسلوب علمی در حزب طبقه کارگر هستند. باید از آنها دلایلشان را پرسید! باید پرسید که آیا کوربین نیز در انگلستان به جز تنظیم برنامه جایگزین برای «دولت در سایه» خودراه دیگری را انتخاب کرده است؟ آیا کنگره های سالانه ی حزب کارگر انگلستان مشغول تنظیم این برنامه نیستند؟ آیا گذار از اتحادیه اروپای سرمایه داران برای مردم حتی برای کشورهای امپریالیستی جز با تنظیم یک برنامهی ب ممکن می گردد؟
هنگامی که متکبرانه برخی از رفقا در رهبری حزب توده ایران به این بحثها پاسخ نمیدهند و در را بر روی این گفتگوها در حزب طبقه کارگر ایران می بنند، چه هدفی را دنبال می کنند؟ آیا آن هنگام عجیب است که یورش جانفشانه مردم انقلابی را «هنوز» زنده بنامند و در انتظار پایانش بنشینند؟
نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/4746