«دموکراسی» غرب در برابر «دیکتاتوری» «جنوب»
امپریالیسم جهان را در دو قطب بخش میکند تا پوششی برای دستیازی خود در کشورهای «جنوب» باشد. آنها پیوسته از لشگر «دموکراسی» غرب در برابر «دیکتاتوری» «جنوب» سخن میگویند. با شیطانسازی کشورهای «جنوب» ، امپریالیسم اندیشه تودههای جهانی را از پیچیدگی پدیدههای جهانی و نارسایی و ناکارآمدی سرمایهداری برای چارهجویی چالشهای آن به دور میکند.
آفرینش پیمان همکاری بریکس (BRICS) از سوی کشورهای بزرگ و تازه به دوران رسیده، نشانگر پاسخی تاریخی به فشارهای پیوسته استعماری و امپریالیستی است که سدهها بر دوش خلقهای گوناگون جهان سنگینی کردهاست. بنیانگذاران این گروه؛ برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، نهتنها برای پدید آوردن یک نظم جهانی نو تلاش میکنند، بلکه نمادی از ایستادگی در برابر نظام بیداد کنونی به سود کشورهای غربی و به ویژه ایالات متحده شدهاند. این پیمان همکاری که ریشه در تاریخ پُر از درد و رنج کشورهای بنیانگذار آن از جنگ، استعمار و بهرهکشی جهانی دارد، نشاندهنده نیاز به همکاری و همبستگی برای پدید آوردن جهانی است که در آن دادگری در دادوستد جهانی برجستهتر از سرکردگی یک یا چند کشور است.
بریکس هنوز، از آنجایی که چهار کشور بنیانگذار آن نظام سرمایهداری دارند، یک جنبش ضدامپریالیستی نیست، ولی بیتردید یک پیمانی است که با اندیشه ضداستعماری تلاش دارد تا با شیوه همافزایی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، چالشهای جهانی را با شیوههای مسالمتآمیز چارهجویی کند. این پیمان بهویژه با یاد داشتن تاریخ پُر از زخمهای کشورهای عضو، دگرگونیهای اجتماعی و اقتصادی را به یک ابزار مهم در برابر نابرابری در دادوستد های جهانی به سرکردگی امپریالیسم دگرگون کردهاست. این کشورها با آگاهی از پیامدهای منفی استعمار و امپریالیسم بر پیشرفت و استقلال کشورهای خود، بهدنبال پایهگذاری ساختارهایی هستند که نهتنها استقلال و تمامیتارضی آنها را ارج گزارد، بلکه از آن فراتر رفته و زمینههای پیشرفت مستقل و پایدار را فراهم آورد.