دو دسته قانون گوناگون برای دوستان و دشمنان

حقوق بشر هم که می‌بایست یک دسته از  ره‌نمودها و قانون‌ها برای ارجمندی حقوق هر انسان باشد، با دوگانگی برخورد امپریالیسم به مقوله‌ها روبرو است. امپریالیسم هنگام داوری و ارزش‌گزاری در باره‌ی مقوله‌های خودساخته، یک دسته ره‌نمودها برای دوستان خود و یک دسته ره‌نمودها برای دشمنان خود می‌سازد.

پایمال شدن حقوق بشر در روسیه، چین، کوبا، کره شمالی، ونزوئلا، جمهوری‌اسلامی، ووو بزرگ می شود و امپریالیسم با پشتیبانی از نهادهای رسانه ای خود برای آن‌ها اشک تمساح می‌ریزد، ولی چندان سخنی از سرکوب و کُشتار مردم در عربستان، اسرائیل، بحرین، امریکا ووو گفته نمی‌شود.

افزون بر این، حقوق بشر انسان‌محور می‌توانند در تضاد با امنیت دولت‌ها باشد. در این چارچوب، آمریکا که سرکردگی زمینه‌های اقتصادی، جنگی، فرهنگی جهان را در دست خود دارد می‌تواند هنگام برخورد با دیگر کشورها میان امنیت انسان‌محور و امنیت دولت‌محور گزینش کند.

امنیت دولت‌محور به‌ استقلال و تمامیت ارضی دولت‌ها ارج می‌نهد. ولی حقوق بشر که می‌توان آن را امنیت انسان‌محور خواند، به دسته و یا گروهی از انسان‌ها حق جدا شدن از کشور را می‌دهد. بدین‌گونه، امپریالیسم امریکا هنگام برخورد با امنیت دوستان دولت‌محور است و هنگام برخورد امنیت با دشمنان انسان‌محور است. امپریالیسم از تمامیت‌ارضی کشورهای دوست مانند اوکراین، اسپانیا، بلژیک، فرانسه، سویس، ایتالیا، ایرلند و یونان که همه با درگیری های خلقی و مذهبی در درون مرزهای خود روبرو هستند، پشتیبانی می‌کند و حقوق بشری برای جدایی خلق‌های دیگر و مذهب‌های دیگر را نادیده می‌گیرد، ولی با ارجمندی از حقوق بشر برای جدایی یوگسلاوی را پاره پاره کرد و خواهان نابود کردن یکپارچگی روسیه، گرجستان، ایران، سوریه، چین ووو است.