دوگانگی چپ «محور مقاومتی»
–
«چپِ محور مقاومتی» در برابر یک دوگانگی جدی قرار دارد. اگر سیاستهای ضدامپریالیستی رژیم – که در واقع ضدغربی است نه واقعاً ضدامپریالیستی – چنان برجسته شود که نقد درونی ساختارهای طبقاتی و سرکوبگر در ایران به حاشیه رانده شود، چپ از استقلال خود تهی میگردد. در چنین حالتی، خطر همپیمانی با سرمایهداران ضدغربی و حکومتهای خودکامه افزایش مییابد.
اگر سیاست ضدامپریالیستی از ریشههای طبقاتی جدا شود و به ابزاری برای مشروعیتبخشی به حکومت بدل گردد، «چپ» از جوهر رهاییبخش خود تهی خواهد شد.
بیتوجهی به جایگاه طبقاتی فرماندهان سپاه و نادیدهگرفتن منافع بورژوازی نظامی در روابط با شرق، از ضعفهای جدی این دیدگاه است. نباید فراموش کرد که سرمایهداران تجاری – چه در شرق چه در غرب – تنها در پی سودند و هیچ مرز ارزشی نمیشناسند.
چپِ محور مقاومتی، به جای واکاوی چرایی نگاه به شرق، آن را نشانهی ضدامپریالیستی بودن حکومت میداند؛ حال آنکه این نگاه، در عمل، از دل فشار تحریم و برای بقای بورژوازی نظامی و تجاری برخاسته است، نه از آرمان رهایی ملی.
چپ محور مقاومتی، «نگاه به شرق» را نشانهی استقلال و ضدیت با امپریالیسم میپندارد. اما اگر چنین است، چرا این نگاه به بنیانگذاری اقتصادی ملی و تولیدی نینجامیده و تنها در سطح دادوستد نفت، گاز و کالاهای مصرفی باقی مانده است؟
این جریان، در حالی که تجاوزگری امپریالیسم را به درستی میبیند، از درک منافع بورژوازی نظامی جمهوری اسلامی در حفظ وضعیت «نه صلح – نه جنگ» در خاورمیانه ناتوان است.
بخشهایی از این چپ خود را دنبالهرو حزب توده ایران میدانند، اما در حقیقت، فهمی وارونه و سادهانگارانه از سیاست آن حزب دارند. چپ محور مقاومتی با تمرکز یکسویه بر وجه ضدامپریالیستی، از درک دیالکتیکی و تاریخی حزب توده دور شده است.