دیدگاه «هرم امپریالیستی»

دیدگاه «هرم امپریالیستی» (The Imperialist Pyramid Theory) همه کشورهای دارای نظام سرمایه‌داری را، تنها به این دلیل که در چارچوب یک نظام جهانی امپریالیستی کنش می‌کنند، امپریالیستی می‌داند. این نگاه، نقش و چگونگی رابطه میان ملت‌های فرمانروا و زورگو و ملت‌های زیرفرمانروایی را نادیده می‌گیرد یا کوچک می‌شمارد. هواداران این دیدگاه بر این باورند که از آنجا که سرمایه‌داری انحصاری پدیده‌ای جهانی شده است، همه کشورهای سرمایه‌داری، از کشورهای  بزرگ تا کشورهای کوچک‌تر و وابسته، به اندازه گوناگون دارای سرشت امپریالیستی هستند. آن‌ها «امپریالیست» را ویژگی چند کشور بسیار نیرومند که تاریخ استعمارگرایانه دارند نمی‌دانند و می‌گویند که بورژوازی در کشورهای سرمایه‌داری کوچک‌تر نیز با انگیزه‌های امپریالیستی در کشورهای همسایه سرمایه‌گذاری می‌کند، به درگیری‌های فرامرزی دامن می‌زند و برای پاسبانی از جایگاه خود با نیروهای امپریالیستی بزرگ متحد می‌شود. بدین‌گونه، این کشورها نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از نظام امپریالیستی هستند.

این دیدگاه به چند دلیل از درک سرشت امپریالیسم ناکام می‌ماند. نخست، به جای کاربرد روش دیالکتیکی مارکسیستی، به برداشتی ایستا و متافیزیکی از جهان می‌پردازد و امپریالیسم را پدیده‌ای یک‌سویه و جدا از ملت‌های زیرفرمانروایی آن می‌نگرد. با دادن ویژگی امپریالیستی به همه کشورها، رابطه واقعی و تاریخی میان کشورهای متروپول زورگو و کشورهای پیرامونی زیرفرمانروایی، مستعمره، نیمه مستعمره و نومستعمره نادیده گرفته می‌شود. هم‌چنین این دیدگاه تضادهای درونی رابطه امپریالیستی و روند دگرگونی آن را نادیده می‌گیرد. هنگامی که دیدگاه دیالکتیکی مارکسیستی امپریالیسم را نظامی پر از تنش‌های درونی می‌داند که نو از دل کهنه زاییده می‌شود، دیدگاه « هرم امپریالیستی» تنها یک نظام جهانی رقابتی می‌بیند که در آن هیچ چیز بنیادینی دگرگون نمی‌شود.