رئیسی “ملیجک” ولی فقیه

رئیسی شاید “ملیجک”ترین رییس جمهور تاریخ جمهوری اسلامی بود. هیچ نشانی از استقلال در برابر ولایت فقیه در او دیده نشد.

دلیل نایستادن رئیسی در برابر خامنه ای را باید همانا در دل‌بستگی هر دو به بورژوازی بازرگانی و نظامی دانست.

یکی از چالش‌های رژیم ولایت فقیه پس از مرگ رئیسی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است. زخم شکست سنگینی که حاکمیت جمهوری اسلامی از شرکت نکردن مردم در انتخابات مجلس خورده است، هنوز باز است. جمهوری اسلامی می‌ترسد که شرکت در انتخابات حتا از شرکت در دوره دوم انتخابات مجلس هم کم‌تر شود. جمهوری اسلامی برای مردم تره هم خورد نمی کند، ولی برای مشروعیت خود در پهنه جهانی و در درون کشور هنوز نیاز به یک شرکت آبرومندانه دارد.

تردیدی نیست که مرگ رئیسی مانند هر رخ داد بزرگ دیگری جامعه را دگرگون می کند، و به شکاف میان لایه‌های گوناگون بورژوازی انگلی می‌افزاید. جنبش انقلابی باید با خط مستقل طبقاتی خود از این شکاف برای پیروزی جنبش بهره جویی کند و نه این که زیر سایه یک لایه بورژوازی بایستد. ترسی که نهادهای امنیتی برای آگاهی از مرگ رئیسی و از جوشش خشم توده ها نشان داده‌اند نشان‌گر ژرفش و گسترش جنبش به رهبری طبقه کارگر است که به این آسانی‌ها از میان نمی رود.

باید به یاد داشت که شرایط عینی و ذهنی، روند اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی- سیاسی جامعه و چگونگی نقش پیش‌آهنگی “چپ”انقلابی روند پیش‌روی جنبش‌ها را کند و یا تند می کند، نه تنها مرگ این و یا ان سردمدار ستم‌گر.