روز ۸ مارس، سپیده قلیان، فرزند قهرمان طبقه کارگر و پیکار دلیرانه اش علیه نظام سرمایه داری- دینی را فراموش نکنیم
سپیده قلیان با باور به فرارسیدن سپیده دمان، در برابر دژخیمان و گزمگان شب از آزادی زنان و بهره کشی از طبقه کارگر می گوید.
کینه توزی بر “سپیده” اتفاقی نیست بلکه ریشه ای ژرف در سرشت زن ستیزی و کارگرکشی جمهوری اسلامی دارد. تازیانه پشت کارگران و اسیدباشی روی زنان نشان گر هماهنگی روبنای باستانی و زیر بنای سرمایه داری رژیم ولایی سرمایه داری است.
اگر “سپیده” تنها بر ضد حجاب شورش می کرد، نگرانی رژیم تا این اندازه بالا نبود و نیازی به گوشمالی دادن او برای ترساندن و هشدار به دیگران نبوده است. “سپیده” فرزند کارگری است که نه تنها رنج کارگران را در می یابد بلکه انگشت به روی گوشت چرکین و استخوان شکسته نظام سرمایه داری ولایی گذاشته است. همراه پدر و کارگران هفت تپه از اجرای اقتصاد نئولیبرالیستی و خصوصی سازی انتقاد می کند.
رژیم ولایت فقیه با زندانی کردن “سپیده” می خواهد همزمان هم پیکارگران راه ازادی و هم رزمندگان عدالت اجتماعی را سرکوب کند. “سپیده” نماد آشکار پیوند رزم دموکراتیک با نبرد برای سوسیالیسم است.
“من”دختری نیستم
با گوشواره های مروارید.
زبان بسته و خاموش.
گمان نکنید که جمجمه ام،
کاسه ای خالی است.
من این کاسه سر را
از شوربای شما پر نمی کنم.
من می اندیشم.
من انتخاب می کنم.
من می سازم.
من می آفرینم.
این زن که منم…
در قاب های کوچک شما نمی گنجد…
عرفان نظرآهاری