زنده باد هفت تپه قهرمان، پایتخت اعتصاب جهان!

مقاله ۲۸/۹۹
۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ۲۰ آگوست ۲۰۲۰

هفت تپه مثل هفت ستاره در آسمان طبقه کارگر می درخشد. تا لغو خصوصی سازی متحد و مانند تنی واحد جلو می‌رویم!

نامه مردم به این خواست اعتصابی پس از شست روز نبرد سخت کارگران، چه پاسخی می دهد؟

«سونامی فریب الوقوع بیکاری و فقر فراگیر و اهمیت ٬٬اقتصاد مردمی٬٬» عنوان مقاله‌ای است که در نامه مردم، ارگان مرکزی حزب توده ایران در ۱۳ مرداد ۱۳۹۸ انتشار یافته است. در پنجاهمین روز اعتصاد کارگران در هفت تپه که در این بین به سراسر مراکز تولیدی و کارگری در ایران توسعه یافته است.

پاسخ «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران در مقاله پیش به «پایتخت اعتصاب جهان»، دو پاسخ است!

اول- سکوت کامل درباره ی نبرد طبقاتی جاری در مقاله؛

دوم- اذعان به بهم تنیدگی و یکپارچگی نبرد علیه دیکتاتوری و تغییرات بنیادین اقتصاد- اجتماعی پس از گذار از دیکتاتوری!

برای اولین بار مقاله مورد تأکید قرار می‌دهد که مبارزه ی ضد دیکتاتوری دارای سرشتی تاکتیکی است برای دستیابی به هدف استرتژیک تغییرات بنیادین و ترقی خواهانه در ایران!

پذیرش نبرد ضد دیکتاتوری و عدالت خواهی و تأیید بهم تنیدگی درونی و یکپارچگی سیاسی- اقتصادی جامعه که «جناح راست» زیر فشار واقعیت نبرد طبقاتی بالاخره به آن به طور خجولانه و نیم بند تن می دهد، همانطور که در زیر نشان داده خواهد شد، اندیشه‌ای پیگیر و تا به آخر فکر شده در مقاله نیست! اذعان به یکپارچگی شرایط برای گذار از دیکتاتوری و تغییرات بنیادین در مقاله صراحت ندارد. باید آن را با منقاش بیرون کشید.

تأیید یکپارچگی نبرد طبقاتی در ایران که هفت تپه را به «پایتخت اعتصاب جهان» بدل ساخته است، در اندیشه ی حاکم بر مقاله نامه مردم جایی ندارد. اندیشه حاکم بر مقاله حتی کوچکترین رابطه‌ را با نبرد طبقاتی جاری، با «پراتیک» انقلابی در جریان در ایران برقرار نمی کند. اندیشه ی حاکم به مقاله به طور نجومی از سطح و مضمون نبرد طبقاتی طبقه کارگر یدی و فکری ایران دور و عقب است!

در شستمین (۶۰) سطر از مقاله ی ۹۰ سطری بالاخره نفس طولانی توصیف تکراری وضع اقتصادی- اجتماعی در ایران به ثمر می رسد. در آنجا می خوانیم که با توجه به ورشکستگی کامل «سیاست های دولت حسن روحانی و در کل، برنامه‌های کلان اقتصادی حکومت اسلامی، .. بحران .. در همهٔ عرصه های اقتصادی- اجتماعی وخیم تر و خطرناک تر خواهد شد. .. تنها چارهٔ برون رفتِ کشور از وضعیت اقتصادی بشدت بحرانی کنونی، ایجاد همـزمـان [تکیه از ف ع] آن‌چنان تغییرهایی در ٬٬شرایط سیاسی٬٬ است که بر اساس آن بتوان سکان اقتصادی را با تغییر جهت از مسیر اجرای تعدیل اقتصادی نولیبرالی برای ٬٬رشد اقتصاد ایران٬٬ به سوی رشد بر محور ٬٬توسعه و عمران ملی٬٬ تغییر داد»!

اذعان به بهم پیوستگی و یکپارچگی تغییرات ضروری پس از گذار از دیکتاتوری در ایران با نبرد ضد دیکتاتوری، تنها در فاصله ی نجومی در پی سطح نبرد اعتصابی طبقه ی کارگر ایران نمی لنگد، بلکه همچنین نامفهوم است، انتزاعی درک نشده است که به طور قانونمند نیز قادر به تبدیل شدن به اندیشه ی  مبارزاتی زحمتکشان نخواهد بود.

انگار هدف «رشد اقتصاد ایران بر محور توسعه و عمران ملی» که در مقاله در مضمونی انتزاعی و درک نشده مطرح می شود، باید نقش ترمز را در روند نبرد طبقاتی در ایران ایفا سازد که محافل ٬٬آزادی خواه راست٬٬ و خواستار یک «سرمایه داری دمکراتیک» تبلیغ می کنند!

ناپیگیری و کم نفسی این پیشنهاد در شرایط حاکم بر نبرد طبقاتی در ایران هیچ معنای دیگری نمی‌تواند داشته باشد، جز کوشش به منظور قطع مبارزه کارگران یدی و فکر که پایه‌های رژیم دیکتاتوری و خادم سرمایه داری را به لرزه در آورده است. مبارزات اعتصابی که در آن زحمتکشان «لغو خصوصی سازی» و پایان دادن به نظم ضد کارگری «پیمانکاری» را خواستار هستند. شیوه ی نولیبرالی که به منظور تشدید استثمار نیروی کار توسط سرمایه مالی امپریالیستی و مدافعان ایرانی آن به مورد اجرا گذاشته می شود. کارگران خواست های خود را به عنوان هدف واحد و سراسری خود اعلام کرده‌اند و در شستمین روز اعتصاب فریاد می زنند: «تا لغو خصوصی سازی متحد و مانند تنی واحد جلو می‌رویم!»  (بیانیه سندیکای آزاد کارگران هفت تپه)

مقاله ی «سونامی بیکاری و فقر ..» با پیشنهاد ناپیگیر و درک نشده ی خود در خدمت حفظ سرمایه داری در ایران می‌کوشد از رشد این مبارزه جلوگیری کند!

آنجا هم که «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران بیان «اقتصاد مردمی» را بالاخره در ۷۷ مین سطر مقاله به خدمت می‌گیرد و پیشنهاد خود را در ارتباط با نفی «برکت های٬٬اقتصاد آزاد٬٬ و انگیزه‌های ٬٬ثروت آفرینی٬٬ خصوصی» قرار می دهد، ناپیگیری اندیشه خود را به نمایش می گذارد! نقش ترمزکننده ی پیشنهاد خود را قابل درک می سازد!

ابهام در بیان مضمون «اقتصاد مردمی»، پیشنهاد را به یک انتزاع درک نشده‌ای بدل می سازد. طرح «اقتصاد مردمی» بدون توضیح مضمون آن، در برابر خواست مشخص طبقه ی کارگر ایران توسط حزب طبقه ی کارگر ایران، گامی فاجعه آمیز است!

تضاد میان سخن مبهم «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران و صراحت خواست زحمتکشان یدی و فکری برای پایان دادن به‌خصوصی سازی هستی اجتماعی، تضادی عمیق و اصلی است در شرایط نبرد طبقاتی در نظام سرمایه داری وابسته ایران به اقتصاد امپریالیستی!

کارگران با پوست و گوشت و جان و ذهن خود ضرورت گذار از سرمایه داری را حس و درک کرده اند. خواست شرکت در اداره ی کارخانه نشان فروپاشی نظام اقتصادی کنونی است که مارکس خاطر نشان می سازد. از این اندیشه سایه‌ای هم در مقاله ذکر شده وجود ندارد!

همانجا می خوانیم: «خیال بافی ها دربارهٔ برکت های ٬٬اقتصاد آزاد٬٬ و به ویژه ربط دادن آن الگوی اقتصادیِ ویرانگر به آزادی خواهی و اصلاح طلبی – آن هم در سایهٔ حاکمیت مطلق ولایت فقیه – در دو عرصهٔ اقتصادی و سیاسی [تکیه از ف ع] کاملاً برملا و آشکار شده است.»

این شناخت بالاخره تا ذهن نویسندگان مقاله در ارگان مرکزی حزب توده ایران نفوذ کرده است، که این «تجربه ای بسیار مهم» است و باید به مثابه ی تجربه ی «بسیار مهم» برای برقراری  پیوند مبارزه ضد دیکتاتوری و برنامه جایگزین برای اقتصاد سیاسی پسادیکتاتوری ارزیابی شود!

«برای یافتن راهی برای برون رفت کشور از وضعیت به شدّت بحرانی اقتصادی و بی‌عدالتی در حال گسترش، .. همزمان باید با ایجاد ٬٬شرایط سیاسی٬٬ ضرور برای تغییرهای بنیادی همراه باشد» [تکیه از ف ع].

نه تعریفی از «شرایط سیاسی» ضرور که به معنای ضرورت شرکت طبقه ی کارگر در چارچوب ٬٬جبهه متحد خلق٬٬ است و نه مضمون «تغییرهای بنیادی» که بیان مضمون ضد امپریالیستی اقتصاد سیاسی است ارایه و شکافته می‌شود، برای توضیح درستی و ضرورت آن استدلال نمی شود!

در سطور پایانی در مقاله، و پس از آن که جمله تکراری «حزب توده ایران همواره تکرار کرده است» – که باید آن را در مورد مشخص کنونی سخنی به جا ارزیابی نمود -، «پیوند تنگاتنگ و ساختاری» میان «تغییرهای بنیادی سیاسیبه سمت آزادی و دموکراسی از یک سو و دگرگونی های واقعی و مؤثر اجتماعی- اقتصادی از سوی دیگر» در مقاله برجسته می‌شود و به رابطه ی آن با «حق حاکمیت ملی» اشاره می شود. و در پایان اضافه می شود: «تجربهٔ تاریخی کشورمان و شرایط کنونی نشان می‌دهد که بدون برنامه‌ریزی اقتصادی مردمی [؟!] در کنار و به موازات دمکراسی سازی شئون اساسی کشور تنها راه تضمین حرکت جامعهٔ ما به جلو [؟! ترقی خواهانه؟] و تحقق حق حاکمیت ملی است».

بازهم تعریفی از مضمون اقتصاد مردمی و مضمون برنامه‌ریزی برای آن ارایه نمی شود. درّ تعریف «تغییرهای بنیادین» باز گذاشته می شود، در حالی که نبرد طبقاتی در ایران هر روز صریح‌تر و شفاف‌تر خروج از نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی را خواستار است. امری که تنها در چارچوب یک اقتصاد سیاسی مردمی- دمکراتیک و ضد امپریالیستی با جهت گیری سوسیالیستی ممکن است!

واژه «به جلو» که جانشین واژه ی شناخته شده ی «ترقی خواهانه» در فرهنگ حزب توده ایران شده است، اتفاقی انجام نمی شود.  هدف ایجاد ابهام است در بیان شفافِ ترویجی حزب توده ایران.

تعریفی که بیان علمی جهت گیری تاریخی تغییرات بنیادین و انقلابی را در نظر حزب توده ایران توضیح می‌دهد و شفاف می‌کند که مبتنی است بر علم ماتریالیسم تاریخی! واژه‌ای که برای توده های زحمت در ایران آشنا و شناخته شده و مضمون آن درک شده است!

مضمون مبهم مقاله از «برنامه ریزی اقتصادی مردمی» که نشان انتزاعی توخالی و درک نشده در اندیشه نویسنده مقاله است،  نه تنها از سطح خواست و شعار جنبش اعتراضی و اعتصابی طبقه ی کارگر ایران با فاصله ی نجومی عقب است، بلکه در خدمت ایجاد این توهم نیز قرار دارد که گویا جز اقتصاد سیاسی مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب با جهت گیری سوسیالیستی- ضد امپریالیستی می‌توان دل به اقتصاد سیاسی دیگری بست!

برای «جناح راست» در رهبری حزب توده ایران که در خارج از کشور قلم می زنند، انگار «ملاحظاتی» مهم است که ظاهراً نسبت به آن تعهدمند است؟! در حالی که کلمه‌ای برای اثبات درستی سخنان مبهم و برنامه ی «اقتصاد مردمی» توخالی و درک نشده در مقاله ی ۹۰ سطری ذکر نمی‌شود، در حالی که سطح مقاله با سطح نبرد طبقاتی جاری در ایران فاصله ی نجومی دارد، «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران می‌کوشد پایبندی خود را به تز «سرمایه داری خوب» حفظ کند و فعالیت روشنگرانه- ترویجی و تبلیغی حزب توده ایران را به دفاع از آن محدود سازد.

«جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران که با تبدیل نمودن پرچم سکوت در برابر پرسش زحمتکشان و توده‌ای ها درباره ی برنامه ی جایگزین مردمی و ملی برای اقتصاد ملی ایران پس از گذار از دیکتاتوری، خود را در پشت تز «سرمایه داری خوب» پنهان کرده است، امکان تغییر تناسب نیروها را به سود تغییرات ترقی خواهانه از جنبش کارگری سلب می کند. صحنه تبلیغاتی را برای دشمن طبقاتی خالی می گذارد!

«جناح راست» با سکوت خود به سردرگمی در طیف چپ ایران دامن می زند. پرسش سهند از گروه انحرافی عدالت در این باره که آیا «همه ی کشورهای می‌توانند به کارخانه جهان بدل شوند»، که نشان این سردرگمی مزمن است که با تکرار تبلیغات ارتجاع جهانی و ناتوانی از درک سرشت گذرایی اقتصاد سیاسی دوران ملی- دمکراتیک فرازمندی جامعه توسط سهند و دیگران همراه است، با ایجاد ابهام درباره ی راه رشد غیرسرمایه داری، به سردرگمی طیف چپ در ایران دامن می زند. چنین پرسش هایی با هدف خدشه دار ساختن اقتصاد سیاسی در جمهوری خلق چین انجام می شود. تنها کشوری که در کوتاه ترین برهه زمانی و از طریق اقتصاد سیاسی دوران گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم به شکوفایی اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی نایل شده است. موضع استقلال طلبانه و ملی اقتصاد سیاسی ملی- دمرکاتیک در چین، سرشت ضد امپریالیستی آن قابل شناخت و درک می سازد. طرح پرسش های انحرافی نشان سردرگمی حتی نزد آن‌هایی است که خود را توده‌ای نیز می نمایند.

فرار «جناح راست» از بحث مشخص میان توده‌ای ها درباره ی مضمون اقتصاد سیاسی ترقی خواهانه برای دوران پس از گذار از دیکتاتوری، تنها یک فرار فضاحت بار نیست. مسدود ساختن راه مبارزاتی حزب توده ایران نیز است برای تغییر تناسب نیروها در ایران به سود تغییرات ترقی خواهانه، به سود یک اقتصاد مردمی- دمکراتیک و ملی- ضد امپریالیستی!

فرار «جناح راست» از بحث مشخص میان توده‌ای ها درباره ی مضمون اقتصاد سیاسی برای مرحله پس از گذار از دیکتاتوری، خالی کردن پشت طبقه کارگر ایران در نبرد ایدئولوژیک- سیاسی است!

طیف چپ سرگردان می پندارد که طبقه ی کارگر ایران در جستجوی راه حل خروج از بحران اقتصادی- اجتماعی در ایران، باید خواستار شرکت خود در اداره ی کارخانه ها در شرایط نظام سرمایه داری باشد. کارل مارکس چنین «اصلاحات» را اصلاحات بناپارتی می‌نامد که تنها برای دیکتاتور ثمره دارد و ورشکستگی زحمتکشان را تثبیت می کند.

فرار «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران از بحث مشخص با «جناح چپ و انقلابی» در رهبری حزب توده ایران در شرایط کنونی با هدف پاره پاره تر کردن حزب توده ایران انجام می‌شود که برنامه ارتجاع داخلی و خارجی است به منظورنابودی جنبش ترقی خواهی در ایران! به این وضع پایان دهیم!