زندگی زیر پهپادها: وقتی جنگ برای آمریکا فقط یک فیلم اکشن است
پهپادها تبدیل به ابزاری کلیدی در سیاست خارجی آمریکا شدهاند؛ ابزاری که رؤسایجمهور را همزمان متهم، قاضی، هیأت منصفه و جلاد قرار میدهد. این سلاح در کشورهایی که جنگ علیهشان اعلام نشده بهکار رفته است. در پاکستان خانوادهها از صدای همیشگی وزوز پهپادها میترسند و جرات نمیکنند کودکان را به مدرسه بفرستند یا در عروسیها و خاکسپاریها شرکت کنند. شکار با پرِدیتور و ریپر و شلیک هلفایر به خانهها و خودروها جان غیرنظامیان را میگیرد و جامعه را دچار رعب و وحشت میسازد. عنوان «زندگی زیر پهپادها» نشاندهنده هزینه انسانی و روانی این است. گزارشها نشان میدهد تنها درصد ناچیزی از کشتهشدگان از رهبران مهم به اصطلاح تروریست بودهاند.
در آمریکا اپراتورهایی پشت صفحهنمایش در دفترهای دور از میدان نبرد مینشینند و با فشار یک دکمه مرگ را رقم میزنند. از افشاگریهای برَندون برایانت و دانیل هِیل تا اسناد منتشرشده، روشن شده که این برنامهها موجب تروما و پشیمانیِ نظامیها شده و اغلب قربانیان غیرنظامی بودهاند. فهرستهای هدفگذاری و «kill lists» و قتل شهروندان حتی بیرون از مرزها، پرسشهای حقوقی و اخلاقیِ جدی تولید کرده است. بهعلاوه، خشونتِ هوایی میتواند بازتولید کنشهای انتقامی و جذب نیرو برای گروههای مسلح را تشدید کند.
اما در خود آمریکا بسیاری از مردم این عملیات را نه یک جنگ واقعی، بلکه چیزی شبیه «فیلم اکشن هالیوودی» تصور میکنند: صحنههایی پرهیجان، بدون آنکه هزینه انسانیِ واقعی آن درک شود.
صنعت پهپادها و مسابقه تسلیحاتیِ نوظهور، همراه با لابیهای قوی، گسترش کاربرد نظامی و نظارتی را تسریع کرده است. ایالات متحده و اسرائیل از بزرگترین تولیدکنندگان این سامانهها هستند. ضرورت دارد جامعه بینالمللی کنترلهای قانونی و ممنوعیتِ ماشینهای کشتارِ خودمختار را بهسرعت پیگیری کند.حرکت به سمت مذاکره، دیپلماسی و کمک توسعهای جایگزین استراتژیهای نظامی مخرب باید در اولویت باشد. ولی امریکا که به خودکامگی معروف است، قواعد بازی را رعایت نمی کند.