سخنان نغز

احسان طبری
قانون مرگ انسان در کارنامهٔ طبیعت یک قانون استثنائی نیست. جهان وجود نه ما را با کیفری دردناک مغضوب ساخته و نه ما را با امتیازی ویژه عزیز داشته است. مرگ یعنی گسستن نظام یک سازمان و یک تشکل معین. مرگ لحظه ای است ضرور و مطلق از تحول مواد. اگر درست است که همه چیز در کار تغییر است، پس تصور نظام و تشکل کیفی معینی که از گرباد تغییر مصون بماند، محال است. به ویژه آن که انسان خواه از جهت جسمی و خواه از جهت روحی در حد اعلای تشکل و سازمندی ممکنه است.
ممکن است روزی بر طول عمر انسان تا چند برابر عمر متوسط امروزی او افزوده شود ولی به هر جهت در پایان جاده ردای سیاه مرگ به چشم م یخورد. آدمی سپری است. باید با اندیشهٔ مرگ خو گرفت و از آن نهراسید و این سخن کامو را، نه بدان معنای ویژه ای که او بدان می دهد، بلکه به معنای منطقی اش پذیرفت: باید در درون مرگ زیست.