سخنان نغز

احسان طبری
سیاستي که با سمت گیري عمومی تکامل تاریخي جامعه معین و جامعه بشری در تضاد باشد ھر اندازه ھم که از لحاظ «فنون سیاسي» ماھرانه تنظیم و اجراء گردد، تنھا و تنھا می تواند کامیابي موقت داشته باشد و سر انجام به بن بست می رسد.
ماركسیست ھا بر آنند که کاربرد وسایل خلاف واقعیت و شرف و صداقت به ناچار موجب تدئی و تباھی و ناچیزي مقاصد می شود و آن مقاصد را از اعتبار ساقط می کند.
مراعات صداقت و احترام به واقعیت و حفظ اصولیت و پای بندی به شرافت انسانی علامت قدرتمندی در سیاست است و ریاکاری و فریب و دروغ و پرده پوشی حیله گرانه ( و نه سرپوشی لازم) علامت ناتوانی است . حیله گری، کارآیي نیست بلکه موجد تناقض است و تناقض مادر شکست. تكیه بر خدعه حماقت است. خردمندی دولتمدارانه در بند بازی ھای سیاسي نیست .
صداقت در مشی سیاسي یعني اتکاء به خلق، انطباق گفتار با کردار و ھمراه ساختن وعده با اجراء و قبول تعھد از روی احساس مسئولیت. تاریخ، جامعه، طبقه را نمی توان فریب داد و می گویند دروغ دارای پاھای لنگی است که با آن به راه دور نمی رود.
یكي از شرایط مھم صداقت سیاسي بیان صریح نظریات بنیادی خود، دیدن اشتباھات خویش، اعتراف بدان ھا و اصلاح آن ھاست.
زیرا چنین سیاستمداري درک می کند که صراحت او در بیان نظر خویش و صداقت او در پذیرش خطا درجه اعتبار او و مشی او را تنزل نمی بخشد بلکه بالاتر می برد.
سیاست باید بر پایه ھای علمی و اجتماعی که در آن منافع توده ھای زحمتکش بازتاب یافته مبتنی گردد. تردیدی نیست که استواری در اصول درست اجتماعی، ھرگز به معنای نفی نرمش، رد سازش ھا و توافق ھا نیست.