سخنان نغز
دکتر امیر حسین آریان پور

انسان که در میان نمودهاي واقعیت عینی به سر می برد، براي زنده ماندن، از دگرگون کردن نمودهاي واقعیت عینی ناگزیر است. از این رو به فعالیت هاي گوناگون می پردازد. فعالیتی ثمربخش است که با نظام واقعیت عینی سازگار باشد، و چنین فعالیتی بدون شناخت قانون هاي واقعیت عینی تحقق نمی پذیرد.
شناخت، نتیجه اندیشیدن است. اندیشیدن فعلی است انسانی. فاعل آن، انسان و موضوع آن، واقعیت است. چنان که روانشناسی نشان می دهد، بر اثر اندیشیدن، ویژگی هاي نمودهاي عینی در مرکز اورگانیسم انسانی یعنی دستگاه پی منعکس می شوند و به میانجی آن دستگاه، در همه فعالیت هاي انسانی تاثیر می گذارند. بنابراین باید اندیشیدن را فعالیتی دانست که با سایر فعالیت هاي انسانی ملازمت دارد و در همه آنها انعکاس می یابد.
می توان در هر یک از نمودهاي واقعیت، چه عینی و چه ذهنی، چه طبیعی و چه مصنوعی، صورت و محتوایی یافت. اگر بخواهیم از این دو مفهوم که در فلسفه و علم هاي متعدد به کار می آیند؛ تعریف هایی نسبتاً عام به دست دهیم؛ باید چنین بگوییم: صورت یا برونه، مجموع ویژگی هاي نسبتاً ایستا و آشکار یک نمود است که به عنوان نمایشگر آن نمود، مستقیماً تظاهر می کند. محتوا یا درونه مجموع ویژگی هاي نسبتا پویا و ناآشکار یک نمود است که به میانجی صورت، به طور نامستقیم تظاهر می کند. صورت نماینده ثبات نسبی، و مایه هویت نمود است و از این رو آن را از نمودهاي دیگر منفصل و تفکیک می کند. محتوا نماینده تغییر نسبی و مایه تحویل هویت نمود است و از این رو آن را به نمودهاي دیگر متصل و تبدیل می کند.
انسان در ضمن فعالیت، به حکم واقعیت، معمولاً در مرحله اول به صورت هاي نمودها و در مرحله دوم به محتواهاي آنها می اندیشد.