سفرهای که هر روز کوچکتر میشود
🍞
افزایش لجامگسیخته قیمت کالاهای اساسی از مرغ و گوشت تا لبنیات و برنج، واقعیتی است که دیگر با توجیه «نوسان بازار» پنهان نمیشود. وقتی هر کیلو مرغ به ۱۹۰ هزار تومان و گوشت قرمز به بالای یک میلیون تومان میرسد، یعنی سفره مردم عملاً قربانی سیاستهایی شده که هیچ نسبتی با معیشت اکثریت جامعه ندارد. نتیجه روشن است: گرسنگی، حذف پروتئین از سبد خانوار و فشار دائمی بر فرودستان.
📈 نئولیبرالیسم رانتی؛ سود برای عدهای، فقر برای اکثریت
حذف ارز ترجیحی، آزادسازی قیمتها و واگذاری امنیت غذایی به «عرضه و تقاضا» همان نسخه نئولیبرالیستی است که در عمل به رانتخواری و نشتی یارانهها منجر شده است. یارانهها در ابتدای زنجیره گم میشوند، نهادهها به دست دلال میافتند و تولیدکننده و مصرفکننده هر دو بازندهاند، اما شبکههای رانتی سود خود را میبرند.
🧾 آمارهایی که فریاد میزنند
رشد ۵۰ درصدی قیمت لبنیات، خیار ۹۰ هزار تومانی و فلفل دلمهای نزدیک ۳۰۰ هزار تومان، فقط عدد نیست؛ نشانه فروپاشی امنیت غذایی است. این گرانیها نه ناشی از بلای طبیعی، بلکه محصول سوءمدیریت، نبود نظارت و سیاستهایی است که آگاهانه فشار را بر دوش مردم میاندازد.
🚔 سرکوب به جای پاسخگویی
در برابر این بحران، رژیم به جای حل ریشهای مشکلات اقتصادی، به بازداشت و سرکوب فعالان مدنی روی میآورد. یورش به مراسم هفتم خسرو علیکردی و بازداشت چهرههایی چون نرگس محمدی و سپیده قلیان، پیامی روشن دارد: شکستن روحیه اعتراض در جامعهای که از فقر به ستوه آمده است.
✊ گرسنگی را نمیتوان زندانی کرد
اما تاریخ نشان داده که بازداشت و خشونت، راهحل گرانی و فقر نیست. مردمی که سفرهشان هر روز خالیتر میشود، دیر یا زود حق خود را مطالبه میکنند. سرکوب شاید موقتاً صداها را خاموش کند، اما ریشه نارضایتی—گرسنگی و بیعدالتی—همچنان زنده خواهد ماند.