سیاستهای حمایتی چین، واکنشهای غرب و پیامدهای جنگ تعرفهای
یکی از مهمترین عوامل موفقیت صنعتی چین، ترکیب هوشمند «دست مرئی» دولت با قوانین رقابت بازار است. طبق گزارش مؤسسه اقتصاد جهانی کیل، ۹۹٪ شرکتهای بورسی چین در سال ۲۰۲۲ یارانه مستقیم دریافت کردند. این حمایتها نه بهعنوان اتلاف منابع، بلکه بهصورت هدفمند برای آمادهسازی فناوریهای کلیدی جهت عرضه به بازار استفاده شد.
همچنین چین با اولویتدهی به مواد خام حیاتی، انتقال فناوری از سرمایهگذاران خارجی و تسهیل فرایندهای اداری، شرایطی ایجاد کرد که شرکتها بتوانند در مقیاس جهانی رقابت کنند. نتیجه، رشد سریع در صنایع سبز و تسلط بر بازار داخلی و نفوذ روزافزون به بازارهای اروپا بود.
واکنش غرب، بهجای اصلاح و سرمایهگذاری مشابه، در مسیر محدودیت و تعرفههای گمرکی پیش رفت. اتحادیه اروپا و آمریکا چین را به نقض قوانین بازار آزاد متهم کردند، در حالی که خود نیز در مواردی مانند نجات بانکها یا صنایع استراتژیک، یارانههای کلان پرداخت میکنند.
جنگ تعرفهای، برخلاف انتظار، بیشتر به زیان کشورهای آغازکننده تمام میشود. برای نمونه، آمریکا برای کاهش واردات از چین، تعرفههایی اعمال کرد که در نهایت هزینه واردات مواد و کالاهای وابسته به تولید داخلی را بالا برد. در اروپا نیز، تحریمها و محدودیتها تولیدکنندگان داخلی را تحت فشار قرار داد.
چین اما با تنوعبخشی به بازارهای صادراتی و گسترش بازار داخلی خود، توانست اثرات این اقدامات را کاهش دهد. اکنون سناریوی «جداسازی کامل اقتصاد غرب از چین» بیشتر شبیه یک توهم است تا یک برنامه عملی.
درس روشن است: به جای پنهان شدن پشت دیوارهای تعرفهای، غرب باید رقابت واقعی را بازسازی کند. زیرا تاریخ نشان داده است که بستن درها به روی نوآوری، تنها به عقبماندگی بیشتر منجر میشود.