طبقات – پدیدهای تاریخی- ۲
چرا پیدایش تمدن و تعمیق شکافهای طبقاتی رخ داد؟
ما دقیقاً نمیدانیم. شاید علت آن تغییرات آب و هوایی، افزایش جمعیت یا کمبود منابع طبیعی بود که انسان را به سمت تولید منظم غذا سوق داد. ولی روشن است که این تحول راه را برای انباشت ثروت، ذخیرهسازی منابع، و ایجاد طبقات اجتماعی، دولت، قانون، و مذهب رسمی هموار کرد.
برای مثال، اگر گروهی از کشاورزان تازهکار برداشت خوبی نداشتند، ناچار میشدند از گروههای دیگر کمک بگیرند. در ازای این کمک، وابسته میشدند و در عمل به بردگان یا دهقانان وابسته تبدیل میگشتند. صاحبان انبارهای غذا، با در اختیار داشتن منابع حیاتی مانند غلات، نمک، گوشت خشک و غیره، میتوانستند نفوذ و قدرت سیاسی و نظامی بهدست آورند. برای حفاظت از داراییها و کنترل نیروی کار، این طبقهی جدید نیاز به ایجاد ارتش، نظام حقوقی و مشروعیت دینی پیدا کرد.
تغییر نقش انسان در تولید و پیدایش تمدن
در این دورهی تازه، دیگر طبیعت بهتنهایی تعیینکنندهی تولید نبود. انسان، با توانایی تفکر، برنامهریزی، آموختن، و انتقال دانش، به نیروی مولد اصلی تبدیل شد. توسعهی علمی و فنی آغاز شد: روشهای بهتر آبیاری، دامداری پیشرفته، ذخیرهسازی غذا، و پیشبینی شرایط اقلیمی. انسان بهتدریج توانست محیط طبیعی را نهفقط برای بقا، بلکه برای کنترل و رشد تمدن بهکار بگیرد.
مازاد تولید، شرایط را برای شکلگیری گروههای تازهای از مشاغل فراهم کرد: روحانیون، نظامیان، حسابداران، معلمان، صنعتگران، و بازرگانان. بدین ترتیب، تقسیم کار اجتماعی بهوجود آمد. افراد دیگر مجبور نبودند همهی نیازهای زندگی را خود تأمین کنند. این تقسیم کار باعث گسترش تجارت، پیدایش شهرها و رشد ساختارهای سیاسی-اجتماعی شد. اما در کنار آن، نابرابری، استثمار و سلطهی طبقاتی نیز عمیقتر شد.