فقرِ ساختاری و راه نجات از چرخه فساد و دروغ

–

تورم افسارگسیخته، گرانی بی‌پایان و سقوط ارزش پول ملی، زندگی میلیون‌ها ایرانی را به مرز نابودی کشانده است. دولت در حالی خط فقر سال ۱۴۰۳ را برای هر نفر بیش از شش میلیون تومان اعلام کرده که حداقل دستمزد کارگران حتی نیمی از این مبلغ نیست. این رقم در حقیقت «خط فقر قلابی» است، چون در عمل هزینه‌های واقعی زندگی به‌مراتب بالاتر از آمارهای رسمی است. بیش از یک‌سوم جمعیت کشور دیگر توان تأمین نیازهای اولیه مانند خوراک و مسکن را ندارند، اما حاکمان همچنان از “سیاست‌های حمایتی” حرف می‌زنند در حالی که هر روز سفره مردم کوچک‌تر می‌شود.

در همین حال، دولت به‌جای مهار تورم یا مقابله با فساد، به حذف یارانه‌ها روی آورده و قصد دارد میلیون‌ها نفر را از اندک یارانۀ نقدی محروم کند؛ یارانه‌ای که در برابر هزینه‌های امروز، چیزی جز پول خرد نیست. حذف یارانه در شرایطی انجام می‌شود که فرزندان و وابستگان مقامات در خارج از کشور با ثروت‌های بادآورده، مشغول عیش و نوش و خرید خانه‌های چندمیلیونی هستند، در حالی که کارگران و بازنشستگان برای نان شب در صف‌های طولانی می‌ایستند.

ریشه بحران کنونی نه در تحریم، بلکه در فساد ساختاری، دزدی‌های رانتی، سوء‌مدیریت و غارت منابع ملی است. اقتصادی که به جای تولید، بر رانت، چاپ پول و واردات تکیه دارد، محکوم به فروپاشی است. راه نجات کشور دیگر در وعده‌های تکراری دولتمردان نیست. تنها با گذر از این نظام فاسد و برپایی حکومتی مردمی، شفاف و پاسخگو می‌توان امید به احیای اقتصاد و بازگشت عزت به سفره مردم داشت. تا زمانی که این چرخه فساد و دروغ ادامه دارد، فقر، گرانی و بی‌عدالتی نیز پابرجا خواهد ماند. آینده روشن تنها با اتحاد، آگاهی و ایستادگی مردم رقم خواهد خورد.