مردم ما را نمیتوان با پینهدوزی بر قبای ژنده جمهوری اسلامی نجات داد
در دنیایی که هنوز سرکردگی امپریالیسم امریکا در آن برجسته است، اقتصادهای کشورهای متروپول (کشورهای امپریالیستی) کمو بیش میتوانند از اقتصاد نئولیبرالیستی برای بالا بردن توان اقتصادی خود سود جویند- تردیدی نیست که این کار به زیان طبقهکارگر و لایههای پایینی انجام میشود-، ولی کشورهای متروپول با کمک پولی و فشار سیاسی، اقتصادهای نئولیبرالیستی را در کشورهای پیرامونی پیاده میکنند، تا دسترسی به سرچشمههای زیرزمینی، نیروی کار و بازار برای فروش کالاهای آن ها، با کم رنگکردن نقش دولتهای این کشورها در رهبری اقتصاد آسانتر شود.
جمهوری اسلامی یک اقتصاد نئولیبرالیستی دارد که افزون بر ناتوانیها و پیامدهای ناگوار آن، آلوده دوستبازی و رانتخواری به رهبری یک دستگاه چرکین دیوانسالاری نیز هست.
شکاف طبقاتی هر روز گستردهتر و ژرفتر میشود. گرانی بیداد میکند و بار سنگین تورم پشت رنجبران را شکسته است. همزمان، نمایندگان سیاسی بورژوازی نظامی، سران سپاه و فرزندانشان، آلوده هزاران پرونده دزدی اقتصادی هستند که ولی فقیه نه تنها جلوی قوه قضایه را برای دنبال کردن این پروندهها گرفتهاست، بلکه مهر بیکران خود را به سوی این لایه انگلی بورژوازی سرازیر کردهاست.
اقتصاد جمهوری اسلامی آن چنان ورشکسته است که ارزش پولی که رهبری آن در دست طالبان است بیش تر از ارزش پول ملی ما شدهاست. «تجارت نیوز» در این هفته نوشت که در آغاز امسال یک افغانی برابر بود با ۸۵۰۰ ریال بود و در ۳ آبان ارزش افغانی به ۱۰۲۷۰ ریال رسید.
دستگاه فرماندهی جمهوری اسلامی در روند فروپاشی است، و آن نهادهایی که هم کار می کند، برای پاسبانی از منافع طبقاتی بورژوازی انگلی است.
برای همین، مردم ما را نمیتوان با پینهدوزی بر قبای ژنده جمهوری اسلامی نجات داد. راه نجات را باید در گذر از حاکمیت بورژوازی انگلی با روبنای ولایی آن و برپایی یک اقتصاد ملی- دموکراتیک و غیرسرمایهداری به رهبری نیروهای انقلابی پیشرو و سوسیالیستی یافت.