مطبوعات و سرمایه: ایدئولوژی طبقهی حاکم در عصر دیجیتال
مارکس گفت که «ایدههای حاکم بر هر دوران، ایدههای طبقهی حاکم آن دوراناند» در هر جامعهی طبقاتی، طبقهی مسلط، نظام ایدئولوژیک حاکم را شکل میدهد: از طریق کلیسا، آموزش، رسانهها، و صنعت سرگرمی. در جوامع مدرن سرمایهداری، ابزارهای نرمافزاری سلطه بسیار ظریفتر و مؤثرتر عمل میکنند. رسانهها، به ظاهر آزاد، در عمل تحت کنترل سرمایهداران و شرکتهای تبلیغاتیاند. روزنامهها، تلویزیونها و پلتفرمهای آنلاین، وابسته به پول آگهیدهندهها هستند، نه به نیازهای فکری مشترکین.
رسانهها اغلب در خدمت «تحلیلگران بیطرف» ظاهر میشوند؛ در حالی که آنها در واقع نمایندگان گفتمان حاکماند، نوکران سرمایهی مالی. در چنین فضای مسمومی، طبقهی کارگر زیر خروارها اطلاعات جانبدارانه، تحریفشده، پرحجم و گاه عامدانه پیچیده خفه میشود. این اطلاعات اغلب برای انسانهای پرمشغلهای که تمام وقتشان صرف زحمت و مراقبت از خانواده میشود، غیرقابل دسترس و درک است. بدین ترتیب، جریان اطلاعات روزمره به چیزی سطحی، پراکنده و اغلب بیمعنا تقلیل یافته است.
در دوران ثبات نسبی، این سلطهی ایدئولوژیک به سختی شکسته میشود. اما در لحظاتی که جامعه دچار بحران جدی شود – مثلاً در آستانهی انقلاب – نظم قدیم فرو میریزد. طبقهی حاکم در ادارهی امور ناتوان میشود، سردرگمی در نهادهای قدرت افزایش مییابد، و فضا برای آگاهییابی طبقهی کارگر باز میشود.
تنها زمانی میتوان از آزادی واقعی مطبوعات سخن گفت که رسانهها تحت کنترل دموکراتیک باشند. کنترل میلیاردرهای فناوری اطلاعات بر پلتفرمهای دیجیتال، دخالت در الگوریتمهای شبکههای اجتماعی و سانسور هدفمند، ضرورت ملیسازی وسایل ارتباطی در یک دولت کارگری را توجیه میکند. همانگونه که لنین در نوامبر ۱۹۱۷ نوشت:
«برای بورژوازی، آزادی مطبوعات یعنی آزادی ثروتمندان برای انتشار. برای دولت کارگری، آزادی مطبوعات یعنی رهایی مطبوعات از سلطهی سرمایه، مالکیت عمومی کارخانههای کاغذ و چاپ، و تخصیص سهم برابر برای گروههای اجتماعی مختلف جهت استفاده از رسانهها.»