«مواضع حزب توده ايران تنها در صورت انتشار در ”نامه‏مردم“ و پايگاه اينترنتى‏‏ حزب قابل استفاده و اتكاء است» روشنگرى‏‏ روا – مضمونى‏‏ غيردقيق – برداشتى‏‏ نادرست

١٣٨٨ / ١٧

دبيرخانه حزب توده ايران در تاريخ ١٥ ارديبهشت ١٣٨٨ اطلاعيه‏اى‏‏ صادر كرده و در آن انتشار ابراز نظرى‏‏ با نام “محمد اميدوار” در “توده‏اى‏‏ها” را اقدامى‏‏ در جهت تقويت برنامه ارتجاع ارزيابى‏‏ مى‏‏كند. اطلاعيه مدعى‏‏ست كه انتشار نامه آگاهانه و عليرغم اطلاع از جعلى‏‏ بودن آن، انجام شده و از اين رو بايد آن را به عنوان اقدامى‏‏ در خدمت به برنامه ارتجاع ارزيابى‏‏ نمود.

اطلاعيه درباره سنديت مواضع حزب به درستى‏‏ مى‏‏گويد: «مواضع حزب توده ايران تنها در صورت انتشار در “نامه‏مردم” و پايگاه اينترنتى‏‏ حزب قابل استفاده و اتكاء است».   اين، اقدامى‏‏ درست و روا است.

در اطلاعيه اما نكات غير دقيقى‏‏ وجود دارند. اين نادقتى‏‏ها مى‏‏توانند پيامد بدفهمى‏‏ در انتقال مطلب باشند، زيرا نمى‏‏توان متصور بود كه رفيق عزيز خاورى‏‏ از صدور اطلاعيه با اطلاع بوده و صدور آن را با نكات نادرست مورد تائيد قرار داده باشد.

بدفهمى‏‏ به زمينه و ابزار پرسش‏برانگيز و نادرستى‏‏ تبديل شده است عليه “توده‏اى‏‏ها”.  لذا توضيحاتى‏‏ در اين زمينه ضرورت دارد.

١- همانطور كه از نامه ضميمه اين نوشتار به رفيق خاورى‏‏ مورخ ١٨ آوريل ٢٠٠٩ مستفاد مى‏‏شود،

انتشار ابرازنظر با نام “محمد اميدوار” در “توده‏اى‏‏ها” سيزده روز پيش از صحبت تلفنى‏‏ با رفيق عزيز خاورى‏‏ انجام شده بود. تاريخ دريافت ابرازنظر “محمد اميدوار”‌ توسط “توده‏اى‏‏ها”، ٥ ماه آوريل و تاريخ انتشار ابراز نظر در “توده‏اى‏‏ها” ٦ آوريل ٢٠٠٩ مى‏‏باشد.

تاريخ صحبت با رفيق خاورى‏‏ ١٩ آوريل ٢٠٠٩ است.

در روز ١٨ آوريل ٢٠٠٩، نگارنده در نامه‏اى‏‏ به رفيق عزيز خاورى‏‏، دريافت نامه‏اى‏‏ با نام محمد اميدوار اشاره كرده و ازجمله نكته زير را مطرح ساخت: «رفيق محمد اميدوار در ابرازنظر خود خبر از آن مى‏‏دهد كه از شما خواسته است در نامه مردم به پاسخگويى‏‏ به نظريات مطرح شده بپردازيد. به نظر نگارنده و برخى‏‏ از رفقاى‏‏ ديگرى‏‏ كه در اين بين با من تماس حاصل و نگرانى‏‏ خود را از وضع ايجاد شده اعلام كرده‏اند، مناسب‏تر آن است كه شما با صلاحديد ديگر رفقاى‏‏ مسئول حزبى‏‏ و آشنايى‏‏هايى‏‏ كه داريد، گروهى‏‏ از توده‏اى‏‏ها را به جلسه‏اى‏‏ دعوت كنيد، تا در  آن ضمن بيان نظريات، به اين نكته پرداخته شود كه آيا ضرورى‏‏ هست، تا براى‏‏ يك بحث علمى‏‏ و صميمانه براى‏‏ مبارزه با برنامه ارتجاع داخلى‏‏ و خارجى‏‏ براى‏‏ شقه شقه كردن حزب، دستور عملى‏‏ تعيين گردد؟»

در پايان نامه جمله زير اضافه شد: «رفيق عزيز، من براى‏‏ مطلع شدن از نظر شما درباره پرسش و پيشنهاد فوق، فردا تلفنى‏‏ تماس خواهم گرفت.»

متن كامل نامه چنين است:

رفيق خاورى‏‏ عزيز

خطر انحراف بحث ميان توده‏اى‏‏ها به خطرى‏‏ جدي تبديل شده است. هدف از بحث آن بود كه با برنامه ارتجاع داخلى‏‏ و جهانى‏‏ براى‏‏ ايجاد سازمان‏هاى‏‏ موازى‏‏ و رهبرتراشى‏‏ مبارزه شود. به طور مشخص عليه جريان‏هايى‏‏ همانند “راه‏توده”. به عللى‏‏ كه بررسى‏‏ آن هدف اين سطور نيست، به جاى‏‏ ايجاد شدن شرايط افشاى‏‏ مواضع دشمنان حزب، جهت عمده بحث به سوى‏‏ برخورد به مواضعى‏‏ كشانده شده است و در صورت ادامه تشديد خواهد شد، كه مواضع حزب توده ايران را در بر مى‏‏گيرد. براى‏‏ بحث در اين باره اما شكل مناسب ديگرى‏‏ بايد انتخاب گردد.

رفق محمد اميدوار در ابرازنظر خود خبر از آن مى‏‏دهد كه از شما خواسته است در نامه مردم به پاسخگويى‏‏ به نظريات مطرح شده بپردازيد. به نظر نگارنده و برخى‏‏ از رفقاى‏‏ ديگرى‏‏ كه در اين بين با من تماس حاصل و نگرانى‏‏ خود را از وضع ايجاد شده اعلام كرده‏اند، مناسب‏تر آن است كه شما با صلاحديد ديگر رفقاى‏‏ مسئول حزبى‏‏ و آشنايى‏‏هايى‏‏ كه داريد، گروهى‏‏ از توده‏اى‏‏ها را به جلسه‏اى‏‏ دعوت كنيد، تا در  آن ضمن بيان نظريات، به اين نكته پرداخته شود كه آيا ضرورى‏‏ هست، تا براى‏‏ يك بحث علمى‏‏ و صميمانه براى‏‏ مبارزه با برنامه ارتجاع داخلى‏‏ و خارجى‏‏ براى‏‏ شقه شقه كردن حزب، دستور عملى‏‏ تعيين گردد؟

به نظر مى‏‏رسد، ايجاد چنين زمينه‏اى‏‏ مى‏‏تواند نقش تعيين كننده براى‏‏ مبارزه با برنامه دشمن طبقاتى‏‏ ايفا سازد. از اين‏رو من و برخى‏‏ از رفقاى‏‏ ديگر بسيار اميدواريم كه شما زير چتر پدرانه خود برگزارى‏‏ يك جلسه بحث را بين تودهاى‏‏هايى‏‏ كه به نظر شما صلاحيت شركت در جلسه را دارند، ايجاد سازيد.

رفيق عزيز، من براى‏‏ مطلع شدن از نظر شما درباره پرسش و پيشنهاد فوق، فردا تلفنى‏‏ تماس خواهم گرفت.

دستتان را مى‏‏فشارم

فرهاد

١٨ آوريل ٢٠٠٩، ٣٠ فروردين ١٣٨٨

در روز ١٩ آوريل با رفيق عزيز خاورى‏‏ تماس تلفنى‏‏ برقرار شد.

در آغاز صحبت روشن شد كه رفيق خاورى‏‏ از انتشار ابراز نظر “محمد اميدوار” در پايگاه اينترنتى‏‏ “توده‏اى‏‏ها” از پيش با خبر بودند. در اين گفتگو، رفيق خاورى‏‏ جعلى‏‏ بودن نامه را با نگارنده در ميان گذاردند.

بدنبال اين گفتگو، “توده‏اى‏‏ها” در نوشتارى‏‏ در ارتباط با ابرازنظر، به نادرستى‏‏ و جعلى‏‏ بودن نامه اشاره مى‏‏كند. نكته‏اى‏‏ كه در اطلاعيه دبيرخانه كميته مركزى‏‏ حزب توده ايران نيز به آن اشاره شده است. ولى‏‏ اين برداشت در اطلاعيه به نادرست و عليرغم اطلاع رفيق خاورى‏‏ از آنچه گذشته است و به اين گونه تبلور داده مى‏‏شود، كه گويا انتشار نامه “محمد اميدوار” پس از صحبت تلفنى‏‏ نگارنده با رفيق خاورى‏‏ انجام شده و ادعا مى‏‏شود كه گويا “توده‏اى‏‏ها” آگاهانه و عليرغم هشدار رفيق عزيز خاورى‏‏، اقدام به انتشار ابرازنظر “محمد اميدوار” كرده است.

در اطلاعيه واقعه بدون ذكر تاريخ و شواهد ديگر، يعنى‏‏ نامه دريافت شده و اعلام تماس تلفنى‏‏ با رفيق خاورى‏‏ در نامه براى‏‏ روز بعد، چنين توضيح داده شده است: «… گيرنده و منتشر كننده اين نامه هم معترف است كه درباره صحت وسقم اين نامه از رفيق خاورى‏‏ سئوال كرده است … آيا انتشار چنين نامه‏اى‏‏ آنهم پس از اطلاع يافتن از جعلى‏‏ بودن آن مى‏‏تواند معنايى‏‏ جز آب به آسياب ريختن برنامه‏ريزان ارتجاع و دشمنان حزب داشته باشد.»

برپايه اين ادعا و برداشت غيردقيق و نادرست، اطلاعيه به صدور حكمى‏‏ خلاف واقعيت دست زده و مدعى‏‏ است كه انتشار ابرازنظر “محمد اميدوار” با هدف «آب به آسياب ريختن براى‏‏ برنامه ارتجاع و دشمنان حزب» انجام شده است. اين برداشت و ارزيابى‏‏ نادرست و شگفت‏انگيز است. برداشت، برداشتى‏‏ ذهن‏گرايانه، غير مستدل و تاسف‏بار است.

اطلاعيه با طرح نكته‏اى‏‏ نادرست و نادقيق كه مى‏‏توان پيامد بدفهى‏‏ در انتقال مطلب ايجاد شده باشد، عملكرد خود را زمينه توهينى‏‏ ناروا به “توده‏اى‏‏ها” قرار داده است.

شيوه سهل‏انگارانه و بى‏‏مسئوليت

٢- اگر از آن صحبت شده است كه ارزيابى‏‏ نادرست و ادعاى‏‏ غيرمستدل و ذهن‏گرايانه ناشى‏‏ از آن، اقدامى‏‏ تاسف‏بار است، تنها ازاين‏رو نيست كه اين اقدام غيرمسئولانه، به ناحق انجام شده است (و اگر آگاهانه انجام شده باشد، پرسش برانگيز است). اين خود يك مسئله است، كه مى‏‏تواند با تصحيح اشتباه توسط تنظيم‏كنندگان اطلاعيه درمان شود.

تاسف‏بار بودن اقدام بايد از جهت پراهميت‏تر ديگرى‏‏ مورد توجه قرار گيرد. از جهت تقليل دادن وزن هر اطلاعيه كميته مركزى‏‏ حزب توده ايران!

برخورد سهل‏انگارانه و غيرمسئولانه نشان مى‏‏دهد كه صادر كنندگان اين اطلاعيه و ظاهراً ديگر اسناد حزبى‏‏، به ابعاد و وزن تاريخى‏‏ ابرازنظرهاى‏‏ خود به نام «دبيرخانه كميته مركزى‏‏ حزب توده ايران» واقف نيستند.

هنگامى‏‏ كه در اسناد حزبى‏‏، مطالبى‏‏ بدون تحقيق و رسيدگى‏‏ ضرور در سطح “اطلاعيه دبيرخانه حزب” منتشر مى‏‏شود، صادر كنندگان آن از اعتبار و حيثيت حزب توده ايران، حزب طبقه كارگر ايران مايه مى‏‏گذارند.

اين بى‏‏مبالاتى‏‏ و سهل‏انگارى‏‏ در اسناد حزبى‏‏ تحقق مى‏‏يابد، كه حزب ارانى‏‏ها، روزبه‏ها، طبرى‏‏ها، كيانورى‏‏ها، هجرى‏‏ها، بهزادى‏‏ها، هاتفى‏‏ها، جوانشيرها و ده‏ها و ده‏ها دانشمندان و انقلابيون توده‏اى‏‏ است. نوشته‏ها و تحليل‏هاى‏‏ و موضع‏گيرى‏‏هاى‏‏ حزب توده ايران را جوانشير استوار بر منطق علمى‏‏ «خاراگين» مى‏‏داند. و در واقع نيز چنين است.

مورد پيش آمده، كه ظاهراً ناشى‏‏ از بدفهى‏‏ در انتقال مطلب بوده و حتماً از طرف دبيرخانه كميته مركزى‏‏ حزب توده ايران نيز تصحيح خواهد شد، در كليت آن، نكته پراهميتى‏‏ نيست. مواضع و نظريات منتشر شده در “توده‏اى‏‏ها” از صراحت و روشنى‏‏ ضرور برخودار است كه خواننده غيردشمن و لااقل بى‏‏طرف، بتواند ارزيابى‏‏ خود را برپايه آن قرار دهد.

آنچه كه اما بايد برجسته ساخت، انتشار اطلاعيه بدون تحقيق و بررسى‏‏ كليت واقعيت است. يعنى‏‏ به كار گرفتن شيوه‏اى‏‏ در سطح نازل “ژوناليستى‏‏”- تبليغاتچى‏‏ و نه حتى‏‏ در سطح يك ژورناليسم با دقت و با احساس مسئوليت كه لااقل داده‏ها و فاكت‏ها را دقيق و مستند مطرح مى‏‏سازد، اگرهم از آن‏ها نتايج مورد دلخواه خود و  انحرافى‏‏ اتخاذ مى‏‏كند.

اين جنبه اطلاعيه، يعنى‏‏ جنبه سطحى‏‏ و غيردقيق و بى‏‏مبالاتانه و غيرمسئولانه تنظيم آن كه بدون توجه به فاكت‏ها انجام شده است، متاسفانه تنها محدود به ادعاى‏‏ پيش گفته در همين اطلاعيه نيز نمى‏‏شود.

در همين اطلاعيه در ارتباط با انتشار نشريه “راه توده” و انتشار رساله تحليلى‏‏ زنده‏ياد نورالدين كيانورى‏‏ تحت عنوان “سخنى‏‏ با همه توده‏اى‏‏ها” در آن نيز نكته‏اى‏‏ نادرست و ادعايى‏‏ بى‏‏پايه و اساس مطرح شده است، كه پيش‏تر نيز در سند پلنوم وسيع كميته مركزى‏‏ (آذر ٧٨) انتشار يافته بود.

درباره ضرورت انتشار راه توده دوره دوم، كه تا شماره ٩٥ آن تحت مسئوليت نگارنده منتشر شد، نگارنده با رفيق عزيز خاورى‏‏ گفتگو كرده و به او خبر انتشار آن را داده بود. نكات مطرح شده در اطلاعيه غيردقيق و نادرست و تحريف‏آميز هستند.

ناتوانى‏‏ انديشه تحليل‏گر

نويسندگان اطلاعيه كنونى‏‏ و سند پلنوم وسيع آذر ماه ١٣٨٧ قادر نشده‏اند ظرافت روشنفكرانه و ضرورت نگرش افتراقى‏‏ علمى‏‏ را براى‏‏ ارزيابى‏‏ از رساله كيانورى‏‏ از خود نشان دهند. اين امر نشان فقدان برخورد پروسواس مسئولانه به مضمون و درونمايه پراهميت رساله است. بدين ترتيب، و با توجه به مورد جديد شيوه بى‏‏مبالاتانه و برخورد سرسرى‏‏ به تاريخ انتشار نامه “محمد اميدوار” در “توده‏اى‏‏ها” و نتيجه‏گيرى‏‏ نادرست از آن، نمى‏‏توان از پيگيرى‏‏ شيوه نادرست نزد تنظيم كنندگان اسناد حزب توده ايران نگران نشد.

در دو نوشتار پيشين نيز ناپيگيرى‏‏ انديشه و مواضع در اسناد حزب توده ايران از جنبه‏هاى‏‏ ديگر مورد توجه قرار گرفته است (“ز ایمان خود نشویم، که نقش آفرین هستى‏‏‏‏‏ است”!   http://www.tudeh-iha.com/?p=985&lang=fa و «تفرقه اندازى‏‏‏‏» نشان ضعف است  http://www.tudeh-iha.com/?p=989&lang=fa ).

اين نكته به‏ويژه از اين‏رو نگران كننده است، زيرا تنظيم كنندگان اطلاعيه و سند پيش گفته، ظاهراً رساله تحليلى‏‏ كيانورى‏‏ را حتى‏‏ يك بار نيز مطالعه نكرده و تشخيص نداده‏اند كه بايد ميان محتوا و مضمون ارزيابى‏‏ كيانورى‏‏ از شرايط ايران، كه جديد نبوده و در امتداد ارزيابى‏‏ علمى‏‏ حزب از انقلاب ملى‏‏- دموكراتيك بهمن ٥٧ قرار دارد از يك سو و راه ارسال ارزيابى‏‏ از سوى‏‏ ديگر، تفاوت قايل شد. تنظيم كنندگان اطلاعيه و سند رابطه ميان محتواى‏‏ سند و شكل ارسال آن را كلاً مورد توجه قرار نداده و رابطه ديالكتيكى‏‏ ميان آن‏ها را درك نكرده‏اند.

اين ناتوانى‏‏ نشان آنست كه انديشه تنظيم كنندگان دو سند با اسلوب بررسى‏‏ علمى‏‏ آشنا نيست.

“توده‏اى‏‏ها” به طور مجزا به بررسى‏‏ افتراقى‏‏ اين وجه مسئله و توضيح آن خواهد پرداخت، به اين اميد كه به برطرف شدن كمبود ذكر شده، كمك كرده باشد. در نوشتارى‏‏ ديگر نشان داده خواهد شد كه نديدن رابطه ديالكتيكى‏‏ بين محتوا و شكل ارسال رساله تحليلى‏‏، برداشتى‏‏ علمى‏‏ نيست.

پرسش‏برانگيز بودن راه ارساله رساله توسط كيانورى‏‏، كه خود نيز در همان رساله آن را گوشزد مى‏‏كند و لذا تنظيم كنندگان اسناد به كشف خارق‏العاده‏اى‏‏ دست نيافته‏اند، نتيجه‏گيرى‏‏ درباره نادرست بودن محتوا و مضمون رساله را مستدل نمى‏‏سازد. ادعاى‏‏ اينكه رساله «براى‏‏ ايجاد انشعاب و انفجار در حزب» كوشش مى‏‏كند، برداشت و تزى‏‏ اراده‏گرايانه و اثبات نشده است. برعكس، كيانورى‏‏ قوياً مخالفت خود را با اقدامات انشعابى‏‏ ابراز مى‏‏كند. اتخاذ چنين موضع و برداشت توسط تنظيم كنندگان اطلاعيه، بى‏‏پايه و اساس بوده و ناشى‏‏ از تنگدستى‏‏ انديشه روشنفكرانه و علمى‏‏ است!

اين برداشت سهل‏انگارانه و چه بسا هدف‏مند است. بايد علل پافشارى‏‏ غير معمول و غيرمستند و در سطح را روشن ساخت. رفيق عزيز خاورى‏‏ در يكى‏‏ از نشست‏هاى‏‏ “كميته برون مرزى‏‏” به نگارنده اظهار داشتند، كه بايد در انديشيدن جسارت داشت. ظاهراً اكنون هنگام عمل به اين توصيه فرا رسيده است. زيرا اين موضع و اين سخنان، سخنانى‏‏ هستند كه در پشت آن مى‏‏خواهند سياست نادرست كنونى‏‏ حزب را پنهان سازند.

در نوشتارى‏‏ كه هنوز انتشار نيافته است، نگارنده نكته فوق را مورد بررسى‏‏ قرار داده است. متن نوشتار انتشار نيافته در آ‎غاز ماه مه ٢٠٠٩ در اختيار دبيرخانه كميته مركزى‏‏ و رفيق عزيز خاورى‏‏ گذاشته شد. بدنبال صحبت تلفنى‏‏ ٧ ماه مه با رفيق خاورى‏‏، تاكنون از انتشار نوشتار خوددارى‏‏ شده است.

در نوشتار جداگانه با بررسى‏‏ رساله تحليلى‏‏ زنده‏ياد كيانورى‏‏ از سال ١٣٧٣ كه در راه توده دوره دوم، شماره‏هاى‏‏ ٢٤ و ٢٥ انتشار يافت و پيش از انتشار در اختيار رفيق عزيز خاورى‏‏ گذاشت شده بود، بى‏‏پايگى‏‏ و در سطح درغلطيدن برداشت سند پلنوم وسيع آذرماه سال گذشته و اطلاعيه كنونى‏‏ نشان داده و مستدل خواهد شد.

٣- «نامه جعلى‏‏» مورد بحث با نام “محمد اميدوار” كه در تاريخ ٦ آوريل ١٣٨٨ در “توده‏اى‏‏ها” انتشار يافت، تنها نامه اين چنانى‏‏ نيست كه به “توده‏اى‏‏ها” ارسال شده است. با همين نام، نامه ديگرى‏‏ نيز ارسال شد (٢٢ آوريل ٢٠٠٩) كه منتشر نشد. دو نامه ديگر از طرف يكى‏‏ از همكاران “راه توده” دريافت شد (١٥ آوريل) كه در آن اشتباه‏هاى‏‏ املايى‏‏ در نامه نخست با نام “محمد اميدوار” به سخره گرفته شده‏اند. چه بسا ارسال كننده مشكوك همه نامه‏ها يك فرد و يا جريان است. كوشش‏هاى‏‏ اخير و انتشار نيافته را مى‏‏توان در تائيد عنصر توطئه‏آميز مورد نظر اطلاعيه دبيرخانه حزب ارزيابى‏‏ كرد.

زمينه عينى‏‏ توطئه ارتجاع داخلى‏‏ و خارجى‏‏

٤- ارسال نامه‏ ديگر به نام “محمد اميدوار” و يا نامه‏هاى‏‏ تحريك‏آميز و انواع ديگرى‏‏ از نامه‏ها و ابرازنظرها، كه تنها گوشه‏اى‏‏ از آن‏ها انتشار يافته‏اند، دو نكته پراهميت را قابل شناخت مى‏‏سازد:

اول- عينيت وجود پديده پراكندگى‏‏ نظرى‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏ با اين كوشش‏ها برجسته مى‏‏شود و نشان داده مى‏‏شود كه تداوم غيرضرور پراكندگى‏‏ متضاد با سرشت انقلابى‏‏ حزب توده ايران، حزب طبقه كارگر ايران در جنبش توده‏اى‏‏، پديده‏اى‏‏ زيان‏بار براى‏‏ جنبش بوده و به زمينه امكان سوءاستفاده نيروهاى‏‏ ارتجاعى‏‏ تبديل شده است؛ ضرورت و مبرميت مبارزه انقلابى‏‏ عليه اين پراكندگى‏‏، درست با توجه به سلب امكان از ارتجاع، يك ضرورت و نياز تاريخى‏‏ حزب توده ايران و جنبش توده‏اى‏‏ است.

بى‏‏توجهى‏‏ سهل‏انگارانهِ مسئول‏هاى‏‏ حزبى‏‏، در وحله نخست رفيق عزيز خاورى‏‏، محمد اميدوار و ديگران در اين امر، پرسش برانگيز است. نمى‏‏توان عليه پراكندگى‏‏ و براى‏‏ برطرف ساختن آن اقدامى‏‏ نكرد، اما ناله سر داد كه دشمن طبقاتى‏‏ دارد از اين پراكندگى‏‏ سوءاستفاده مى‏‏كند. سر و ته اين استدلال با يكديگر همخوانى‏‏ ندارد و نشان ناپيگيرى‏‏ انديشه درباره امر مهم و حياتى‏‏ مبارزه براى‏‏ برطرف ساختن پديده پراكندگى‏‏ نظرى‏‏ و سازمانى‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏ است!

دوم- مقاومت غيرمستدل، غير مسئولانه و زيان‏بار براى‏‏ منافع حزب توده ايران و جنبش توده‏اى‏‏ در برابر انجام يك گفتگو و بحث صميمانه ميان توده‏اى‏‏ها در چنين شرايطى‏‏، غيرقابل درك بوده و هر روز بيش‏تر پرسش برانگيز مى‏‏گردد.

اگر اين سخن در اطلاعيه درست است  – كه درست است –  و ارتجاع مى‏‏كوشد از پراكندگى‏‏ موجود به سود اميال واپسگرانه خود سوءاستفاده كند، آنوقت چه بايد كرد؟ چرا ساكت نشسته‏ايم؟ چرا جز صدور اطلاعيه و اعلاميه به مبارزه عليه اين پديده ضد منافع طبقه كارگر ايران برنمى‏‏خيزيم؟ اطلاعيه و اعلاميه خرده‏كارى‏‏ است. اقدام بوروكراتيك و غيرسياسى‏‏ است. حزب داراى‏‏ وحدت اراده و عمل به بحث و گفتگوى‏‏ خلاق و فعال نياز دارد. اين شيوه، تنها راه روشنگرى‏‏ و نشان دادن سره از ناسره و مبارزه انقلابى‏‏ با كوشش نيروهاى‏‏ واپسگراى‏‏ داخلى‏‏ و خارجى‏‏ است با هدف بى‏‏اعتبار ساختن رهبرى‏‏ حزب توده ايران. قلعه نشينى‏‏ انديشه، نه نشان قدرت، كه نشان ضعف انديشه و استدلال است!

ازاين‏رو بايد قلعة نشينى‏‏ انديشه و تيول‏دارى‏‏ حاكمانه را ترك نمود و با برداشتى‏‏ فعال، مبتكرانه و خلاق مبارزه عيله پراكندگى‏‏ نظرى‏‏ و سازمانى‏‏ را سازمان داد و به پيش برد. و از اين راه، امكان سوءاستفاده نيروهاى‏‏ واپسگرا داخلى‏‏ و خارجى‏‏ را مسدود ساخت.