«می خواستیم به اینجا برسیم؟»

سخن روز شماره: ۱ (۶ فروردین ۱۳۹۸)

… امسال اصلا چیزی نمی خریم. اومدیم یک دوری بزنیم و برویم. نمی توانیم بخریم. مسئولین خودشان گوشت و میوه نمی خرند؟ نمی دانند پول آب، برق، گاز چقدر شده؟ تا کی باید نظاره گر باشیم؟ چرا ما همه اش می ترسیم بی پرده حرف بزنیم. ما حاضریم بیایند ما را بگیرند و ببرند …تا کی باید اینجوری واسیم و نگاه کنیم؟ انقلاب کردیم که به اینجا برسیم؟ …

بریده ها از سخنان مردم که می‌توان آن‌ها را در رسانه‌ها شنید و خواند از عمق بحران روزافزون اقتصادی- اجتماعی در ایران حکایت می‌کند  که در آن، دو جهت متفاوت را می‌توان دریافت. جهت رشد تضاد میان سلطه ی طبقات حاکم و مقاومتی که در برابر آن نزد توده های مردم رشد می کند. اما همچنین جهت افسردگی و مأیوس شدن انسان‌هایی که به مقاومت منفی و فردی  پناه می‌برند و می‌گویند «امسال اصلاً چیزی نمی خریم»!

هدف سیاست زدایی ار توده ها و ایجاد باور
نزد آن‌ها به ضرورت قناعت و صرفه جویی، هدف عمده‌ای را در تحمیل برنامه ٬٬ریاضت
اقتصادی٬٬ طبقات حاکم تشکیل می دهد. این سیاست عمده ترین ابزار تحمیل رضا و تسلیم
به توده ها در جنته ی حاکمان اسلامی و متحدان سکولار آن‌ها در کشورهای سرمایه داری
است.

اگر دفاع و تقویت جهت نخست با نشان دادن
دورنمای انقلابی وظیفه ی روز مبارزان آگاه است، شناخت خطری که در جهت سر‌خوردگی
توده ها  عمل می کند نیز وظیفه روز مبارزان
علیه رژیم دیکتاتوری و اقتصاد سیاسی به غایت ضد مردمی «اسلامی» آن است. نباید
فراموش نمود که جهت سر‌خوردگی توده ها، زمینه و صحنه ای است که می‌تواند مورد
سواستفاده ی ارتجاع سلطنت طلب و مجاهدین قرار گیرد که هر دو گردان ذخیره ی
امپریالیسم هستند.

در کشورهای سرمایه داری پیشرفته و
امپریالیستی نیز این هر دو سوی مبارزه جویانه و تسلیم طلبانه به چشم می خورد.
فاشیسم نوین در این کشورها پا بر دوش افسردگی و سیاست زدگی توده ها قرار می دهد.
تحقیقات میدانی در این زمینه نشان داده است که آنجا که برنامه ی مشخص و مبارزه
جویانه ای توسط نیروهای چپ و مدافعان زحمتکشان مطرح می شود، خطر افسردگی و سواستفاده
ی فاشیسم کم‌تر و محدودتر است و برعکس.

گناه و کم کای از مردم نیست که برخی ها می‌خواهند
القاء کنند و از آن دم می‌زنند که ٬٬مردم جز این رژیم، رژیم دیگری حقشان نیست٬٬.
واکنش و عصیان مردم بدون دورنمایی که آن ها بتوانند آن را دورنمای مورد خواست خود،
دورنمایی که از منافع عاجل و روز و آینده ی آن ها دفاع می کند بشناسند و دریابند،
نمی‌تواند توقیت گردد و پا بگیرد. تنها گذاشتن مردم، تنها به معنای خانه نشین
شدن مبارزان نیست. باید آن را همچنین به معنای بی برنامگی گردان ها متشکل مبارز
نیز درک نمود.

مقاله ی ٬٬گرایش به حرکت‌ها و خواست های
مردمی، و ظهور صف بندی های ضد چپ٬٬ در نامه مردم، ارگان مرکزی حزب توده ایران (۲۷
اسفند ۱۳۹۷) با تحلیل همه جانبه ی خود از روند نبرد طبقاتی در ایران در سال پایان
یافته، بر اهمیت «نقش و وظیفهٔ عمده نیروهای چپ در مرحلهٔ کنونی» اشاره دارد. نامهٔ
مردم «مرکز ثقل» این وظیفه ی خطیر را یافتن «مخرج مشترک» میان «لایه ها و طبقات
اجتماعی» ارزیابی می‌کند که باید «نمایندگان سیاسی» آن‌ها در گفت و شنفت با یکدیگر
جستجو کرده و اعلام کنند.      

همانجا مقاله برنامه ی پیشنهادی خود را
برای «گردهمایی نمایندگان سیاسی» مطرح می‌سازد که نبرد بر دور «محور شعار ٬٬حذف
حاکمیت مطلق ولایت فقیهه٬٬ در راستای گذار از مرحله دیکتاتوری به مرحله دمکراتیک
در سطح ملی» است.

ارزیابی واقع‌بینانه ی مقاله درباره «تحول
های مهم سال پیش رو [که همراه خواهد بود] با طرح هرچه بیشتر خواست های مردمی و
گرایش به سوی ایده‌های ترقی خواهانه» بی تردید گذار از مرحله ی دیکتاتوری و
استقرار حقوق و آزادی‌ها فردی و اجتماعی قانونی را در دستور مبارزه قرار داده
است. 

بی تردید آزادی و رهایی از سلطه ی
دیکتاتوری عجین شده است با خواست بهبود شرایط زندگی مردم و پایان یافتن سیاست ضد
مردمیِ ٬٬ریاضت اقتصادی٬٬. شعار ٬٬آزادی و نان٬٬ که در سخنان پیش گفته مردم
بازتاب یافته است، شعار مرکزی نبردهای سال آینده را تشکیل خواهد داد. مقاله ی نامه
مردم با واقع بینی سرشت این گرایش را «ایده های ترقی خواهانه» اعلام می کند.

 توده ی مردمی که سخنانشان در آغاز بازتاب داده
شد، مبارزان هفت تپه، پولاد اهواز، معلمان و پرستاران، بازنشستگان و مال باختگان
ودیگر لایه‌های زیر فشار مردم، به دمکراسی و نان نیاز دارد! 

مردمی که می‌گویند  «ما حاضریم بیایند ما را بگیرند و ببرند»،
«امسال اصلا چیزی نمی خریم» «بودجمون به این قیمت ها نمی رسه» به آزادی و نان
نیاز دارند!

«مخرج مشترک» مورد خواست توده های زیر سلطه
که برنامه ی نشست آینده ی مبارزان چپ است، حذف دیکتاتوری است برای تأمین «نان و
آزادی»!

برنامه ی اقتصاد ملی برای توده های مردم که
در آن، توده ها امکان خروج از بحران مستولی بر هستی و زندگی خود را بازشناسند،
اهرم و پرچم پرتوان مبارزاتی برای توده های زحمتکش و محروم است.  تجهیز توده های محروم  و زحمتکشان 
برای نبرد در راه گذار از دیکتاتوری به برنامه ی اقتصاد  ملی برای برقراری آزادی و عدالت اجتماعی نیاز دارد.

چپ انقلابی تردید ندارد که تنها با ارایه
برنامه جایگزین برای اقتصاد ملی که در آن سرشت عدالت جویانه ی برنامه برای توده ی
زحمتکش و محروم جامعه و در مرکز آن طبقه کارگر قابل شناخت و دریافت باشد، قادر
خواهد شد تحقق بخشیدن به خواست گذار از دیکتاتوری را از چپ عملی سازد.

مبارزه افشاگرانه علیه توطئه های بی بی سی
و دیگر گردان های تبلیغاتی دشمنان مردم میهن ما، همچنین مبارزه ی ترویجی و
روشنگرانه علیه سرگردانی چپ رنگارنگ «جدید یا موکراتیک» به منظور یافتن مخرج مشترک
«نان، آزادی»، بدون داشتن برنامه ی جایگزین برای اقتصاد سیاسی طبقات حاکم به منظور
تجهیز و سازماندهی توده های محروم و زیر فشار با موفقیت روبرو نخواهد شد.

مبارزه با زبان نرم و با محتوای قاطع علیه
هیستری توده‌ای ستیزی و ضد کمونیستی وظیفه ی عاجل حزب توده ایران است که این روز
ها ابعاد وسیع و دقیق‌تری را در برابر یورش سیاسی- تبلیغاتی چپ سرگردان و سفسطه گر
به خود می‌گیرد که مایه خرسندی است. این مبارزه نمی‌تواند بدون مبارزه برای تفهیم
جایگزین اقتصاد سیاسی برای مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب به توده های میلیونی
محروم، که چپ سرگردان به نفی آن می پردازد، با موفقیت روبرو باشد. باید هویت و
سرشت مردمی و دمکراتیک چنین اقتصاد سیاسی را در برابر پیشنهادهای سوسیال دمکرات
جریان های سرگردان «چپ جدید و دمکراتیک» قرار داد که مقاله نامه مردم به آن اشاره
دارد.

بدون مبارزه ی اقتصادی، بدون نشان دادن
تفاوت و سرشت مردمی اقتصاد ملی- دمکراتیک در برابر اقتصاد سوسیال دمکرات و انواع
دیگر آن، سازماندهی جبهه ضد دیکتاتوری از چپ ناممکن است. باید به چنین سرابی
پایانی قاطع داد!