نبرد ایدولوژیک علیه تاریک اندیشان جمهوری اسلامی برای سرکردگی طبقه کارگر مهم است

ایدئولوگ های جمهوری اسلامی که توان مقابله علمی با اندیشه های سوسیالیستی را نداشته اند، برای کسب برتری ایدئولوژیک خود و تبلیغ افکار ارتجاعی از همان اغاز از تغییر کتاب های درسی و  سیستم آموزش و پرورش و بستن دانشگاه ها و تصفیه دانشجوها، استفاده کردند. بدین ترتیب تمام تلاش خود را بر روی شستشوی مغزی نسل های آینده متمرکز کردند.

ما باید جرات به چالش کشیدن نظام ارتجاع در عرصه آموزش و پرورش و هنر و فرهنگ را دوباره در خود زنده کنیم. باید خوشبختی فردی، معیارهای رقابتی، خصلت های ثروت جویی، تعصبات و فرآیندهای فکری عقب افتاده را با شجاعت و به طور روشن و مستمر به زیر سوال ببریم.

اگر هنوز طبقه کارگر نتوانسته است نقش موثر و متناسب با جایگاه طبقاتی- تاریخی خود ایفا کند، ناشي از نبودِ تشکل های مستقل کارگری و ضعف نیروهای کارگری در سازماندهی و آموزش این طبقه است. 

بنابر این باید نيرو را براي رفع اين كمبود به كار انداخت. باید همه نیروهای کارگری دست در دست تلاش کنند که بر این ضعف غلبه کنند و با سازماندهی طبقه کارگر رهبری آن را در یکپارچه کردن و هماهنگی اعتراض های پراکنده دیگر قشرهای زیر ظلم و فشار اقتصادی تضمین کنند.

این به این معنا نیست که این حرکت آگاهانه ما حتمن در كوتاه مدت به موفقیت نایل می شود و سرکردگی طبقه کارگر در انقلاب ملی-دموکراتیک عملی می گردد. ولی این را همگان می دانیم که تنها کسی شانس بردن ندارد که در مبارزه شرکت نمی کند. تجربه انقلاب بهمن به ما نشان داده است که در شرایط انقلابی بسیاری از “ناشدنی های” گذشته “شدنی” می شود.