نظامیگری برای پاسبانی از سرکردگی امپریالیسم
افزایش هزینههای نظامی یکی از پیامدهای جنگ اوکراین و نگرش استراتژیک بازنگری شدهاست. ولی پیش از آن، نظامیگری به دلیل رویش اقتصادی چین، رقابت در قطب شمال، درگیری با روسیه بر سر کریمه و دونتسک، دگرگونیهای ژرف در خاورمیانه و بالا آمدن آفریقا آغاز شدهبود.
صنعت جنگافزارسازی نه تنها یک صنعت انگلی است که هیچ نیاز انسانی را برآورده نمیکند و هیچ ارزش تولیدی ندارد، بلکه صنعتی است که برای کُشتن پول به دست میآورد و با رقیبان دیگر در بارهی بیشتر و بهتر کُشتن رقابت میکند.
صنعت جنگافزارسازی از فروش رقیب خود خشنود است، زیرا میداند که کشور همسایه برای همسنگی نیروها به جنگافزارهای او نیاز پیدا میکند. هر گاه فروش این انحصارها به اندازه نیاز افزایش نیابد، آن با همدستی همدیگر و با کمک هزاران انجمن، سازمان و گروههای دانشگاهی و پژوهشی فریاد میزنند که “روسها دارند، میآیند و ما هنوز آماده نیستیم”؛ “چینیها دارند تایوان را میگیرند و ما هنوز آماده نیستیم” ؛ “کره شمالی دارد کره جنوبی را میگیرد و ما هنوز آماده نیستیم”.
این انحصارها با بازیهای پنهانی در پشت پرده سیاست و با فریادهای پیوسته در رسانههای خود در باره این که “مرزها در خطر است؛ دموکراسی ما در خطر است “، پیوسته به ترس از یورش دیگران دامن میزنند. صدهزار خرمن دادههای روشن در بارهی صلح دوستی، تنش زدایی و آرامی کشورهای “پرخاشگر” راهی به رسانههای آن نمییابد. راستش این است که سیاستمداران بورژوازی به خوبی میدانند که با تنشآفرینی و افزایش جنگافزارها، ترس همسایهها در بارهی دستیازی انها به کشور خود بیشتر میشود و خطر جنگ افزایش مییابد. و این همان بهشتی است که انحصارهای جنگافزارسازی در آرزوی آن هستند. از نمونههای فراوانی میتوان نام برد که در آن یکی از این شرکتها هواپیمای جنگی به یکی می فروشد، و دیگری به کشور همسایه پدافند زمین به هوا میفروشد.