«نظم بینالمللی» امپریالیسم «قانون جنگل» است
چین و روسیه «نظم بینالمللی» را یک دستگاه دوتایی و دوگانه برای آسان کردن دورویی امریکا میخوانند. وزیر خارجه چین، شیه فنگ، گفت که «نظم بینالمللی» همان «قانون جنگل» است که به سود کشورهای ویژهای و بر ضد دیگران به کار برده میشود. همچنین لاوروف، وزیر خارجه روسیه، گفت که «نظم بینالمللی» بهدنبال برپایی یک چارچوب قانونی برای مشروعیت دادن به یکجانبهگرایی است. حقوق بینالملل بر پایه منشور سازمان ملل بر اصل وستفالیا استوار است که میگوید «همهی کشورهای جهان برابر هستند»، ولی «نظم بینالمللی» برای پاسبانی از سرکردگی امپریالیسم بر نابرابری دولتها استوار است. در کوزوو، غرب حق برای جدایی از دولتهای دیگر را برتر از ارجمندی تمامیتارضی میداند. در اوسِتای جنوبی و کریمه، غرب تمامیتارضی را برجستهتر از خواست مردم کریمه برای جدایی از اوکراین میداند. این دوگانگی ارزشگذاری پدیدههای اجتماعی- سیاسی جهانی، «نظم بینالمللی» را به «قانون جنگل» دگرگون میکند.
«قانون جنگل» همانگونه که طبری با شیوایی گفتهاست به معنای این است که “تنها تو، تنها تو بايد زنده و تندرست و شاداب و ثروتمند و قادر باشی! خاک بر فرق ديگران! آنها تا آن حد و تا آنجا لازمند که تو به آنها نياز داری”.
تاریخ برتریجویانه نژاد سفید، تاریخ استعماری، امپریالیستی و نواستعماری شمال جهانی و دوگانگی ارزشگذاری پدیدههای اجتماعی- سیاسی جهانی زمینه را برای پیدایش بریکس چید. این یک نیاز تاریخی بود و اگر در آن زمان انجام نمیشد، بیتردید امروز بریکس با نام و شیوه دیگری، ولی با همان هدفها پایهگزاری می شد. کشورهای بنیانگزار بریکس هر کدام زخمهای هنوز باز فراوانی به دلیل دستگاه برتریجویانه سفیدپوستان خوردهاند.