نقدی بر بیانیه رفقای “مهر”!
پیوند مبارزه برای استقلال میهن با مبارزه علیه اقتصاد نئولیبرالی!

مقاله شماره: ۲۸ ( ۷ خرداد ۱٣۹۷  )
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری

نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/5954

 

در پی سخنان تهدید آمیز وزیرخارجه جدید امریکا علیه جمهوری اسلامی نیروهای مترقی ایران به بحث های پرجنب و جوشی در باره نقش “چپ” در این میان پرداخته اند. در حالیکه حزب توده ایران برای تنش زدایی و خنثا کردن بهانه جنگ طلبان به درستی خواهان برگشت نیروهای جمهوری اسلامی از سوریه شده است اینطور به نظر می رسد که نیروهای دیگر به یک گونه سردرگمی در این باره دچار شده اند.

رفقای تحریریه ”مهر” در بیانیه ای می نویسند که امپریالیسم امریکا “زمینه را برای وارد آوردن ضربه نهایی نظامی به ایران آماده سازد.”

به نظر نگارنده شرایط جهانی به ویژه افکار عمومی در اروپا به هیچ وجه برای یک جنگ جدید در خاورمیانه آمادگی ندارند. و احتمال اینکه امپریالیسم آمریکا تنها با حمایت اسرائیل و عربستان و بدون پشتیبانی نظامی، سیاسی، اقتصادی و اخلاقی اروپا دست به یک حمله نظامی به ایران بزند بسیار کم است.  افزون بر این “حمله نظامی”  به خودی خود هدف نیست. هدف اصلی امپریالیسم دسترسی بدون دردسر و یا کم دردسر به منابع انسانی و زمینی کشورها و الغام آنها در “بازار رقابت آزاد” جهانی است.

بدون شک آشفته کردن وضع داخلی ایران یکی از هدفهای امپریالیسم امریکا است ولی نه به خاطر حمله نظامی نهایی بلکه برای حمایت از جریان اپوزیسیون “راست” برای ضربه زدن نهایی به رژیم. با توجه به عقب ماندگی ذهنی جنبش از شرایط مناسب عینی (که به خاطر سالهای طولانی به باور استحاله رژیم از درون از طرف بخشی از “چپ”  به وجود آمده است (عاصمی)) آمادگی و توانایی نیروهای “راست” با پشتیبانی دوستان امپریالیستی برای سازماندهی اعتراض های مردمی بیشتر از نیروهای “چپ” است. ولی خوشبختانه این یک واقعیت برگشت ناپذیر نیست و نیروهای مترقی با روشنگری در باره خط سیاسی و اقتصادی همه جناح های رژیم و با ارائه یک برنامه اقتصادی ملی- دموکراتیک می توانند این روند را به سود خود دگرگون کنند.

بیانیه رفقای “مهر” به درستی به مشکلات شرکتهای اروپایی در مقابل تحریم بانکی و ارزی موسسات آمریکایی اشاره می کند و تردید خود را در باره تصمیم اروپا برای پابرجا ماندن برجام بیان می کند. بیانیه به درستی تخلف های ایران را که امریکا به آن اشاره کرده است بهانه ای بیش نمی داند.

ولی دلیل آن را خشم امریکا از “تغییر تعادل نیروها در سطح منطقه به‌ نفع جبهه مقاومت ایجاد شده توسط ایران، سوریه و حزب‌الله، که مورد حمایت روسیه نیز هست” می داند. تردیدی نیست که امپریالیسم امریکا و غرب از آنچه که نتیجه سالها جنگ در سوریه بوده است خشنود نیستند ولی در این جمله فراموش می شود که حتا روسیه خواهان عقب نشینی نیروهای ایرانی از سوریه است و نیازی به حضور آن دیگر نمی بیند.

بیانیه می نویسد که “خواست آمریکا برای دست کشیدن از ”رفتارهای شرارت‌آمیز” در سطح منطقه، یا آماده شدن برای تخریب کامل اقتصادی و یورش نظامی” است و ادامه میدهد که “هیچ‌یک از گزینه‌های فراروی ایران نمی‌تواند انتخابی نجات‌دهنده باشد، و در هر دو حالت، ایران ناچار به‌ پرداخت هزینه‌ای بسیار سنگین خواهد بود”. توجه کنید که در این جمله آخر به ناگهان دو بار کلمه “ایران” و نه “جمهوری اسلامی” بکار برده می شود. با این کار به خواننده این چنین تلقین می شود که منافع  جمهوری اسلامی همان منافع ایران است!؟

با این حال بیانیه روشن نمی کند که چرا دست کشیدن جمهوری اسلامی  از ”رفتارهای شرارت‌آمیز” برای مردم ایران هزینه بسیار سنگین دارد؟

آیا ونزوئلا انقلابی و یا کوبای انقلابی برای دفاع از انقلاب خود در برابر پرخاشگری امپریالیسم به دخالت نظامی در کشورهای منطقه پرداخته اند؟

آیا رفقای بیانیه نویس واقعا فکر می کنند که تنها راه دفاع از تمامیت ارضی ایران ”رفتارهای شرارت‌آمیز” جمهوری اسلامی است؟

با کمال شگفتی باید گفت که بلی این رفقا واقعا اینطور فکر می کنند!!؟؟

این رفقا با صراحت  می نویسند که “حضور کنونی نیروهای ایران در دیگر کشورهای خاورمیانه، به‌ویژه در سوریه، نه آن‌طور که ادعا می‌شود ناشی از ”ماجراجویی” یا  ”گسترش‌طلبی” جمهوری اسلامی، بلکه یک اقدام دفاعی پیش‌گیرانه و ضروری برای حفظ موجودیت کشور است. و این مقاومت باید مورد پشتیبانی جدی همه نیروهای میهن‌دوست، صلح‌طلب، و ضدامپریالیست ایران قرار گیرد.”.

بدین گونه این رفقا نه تنها این ماجراجویی ها را در کل درست می دانند بلکه از ما می خواهند که از آن “پشتیبانی جدی” کنیم.

اشتباه این رفقا از درک سطحی آنها از مقوله “استقلال” ریشه می گیرد که فقط یک جنبه استقلال را برجسته می کند. این رفقا فراموش می کنند که جمهوری اسلامی با بردن اقتصاد کشور به زیر یوغ اسارت “بازار آزاد سرمایه” و با اجرای سیاست‌های بانک جهانی و صندوق بین‌‌المللی پول در واقع کشور ما را به نیمه مستعمره تبدیل کرده است. نمی توان امروز مبارزه  برای استقلال میهن را با مبارزه با سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی دیکته شده از طرف بانک جهانی و صندوق بین‌‌المللی پول جدا دانست. درک این مساله کلیدی برای درک مبارزه ضدامپریالیستی و حفظ استقلال در دوران کنونی بسیار حیاتی است.

و بیانیه ادامه می دهد که “اما نمی‌توان انکار کرد که […]، حاکمیت جمهوری اسلامی توانسته است مهم‌ترین اصل انقلاب، یعنی استقلال، را هم‌چنان به‌طور نسبی حفظ کند.” حتا اگر ما مقوله استقلال را به حفاظت از مرزها تقلیل دهیم باز باید گفت که جمهوری اسلامی با سیاستهای ضدکرد، ضدعرب، و ضدبلوچ بزرگترین سرچشمه ایجاد تجزیه طلبی در میهن ما بوده است. باید توجه داشت که اگر جمهوری اسلامی با سیاستهای شوونیستی خود زمین تجزیه طلبی را آبیاری نمی کرد دگر زمینی آماده برای کاشتن بذر تفرقه میان خلق ها توسط امپریالیسم وجود نداشت.

و در پایان به ناگهان این رفقا بطور مکانیکی به نتیجه شگفت آوری دیگری می رسند و می گویند که “دقیقاً در اینجا است که، به‌ ناچار و در عمل، دفاع از منافع ملی و استقلال کشور با ادامه مقاومت رهبری جمهوری اسلامی در برابر  یورش‌های نظامی و اقتصادی آمریکا و اروپا پیوند خورده است، و هیچ کس، با هیچ منطقی، نمی‌تواند در حال حاضر این دو مسأله را از هم جدا کند.”

به زبانی دیگر اگر ما به “منافع ملی و استقلال کشور”  علاقه مند هستیم راه دیگری به جز همراه شدن با جمهوری اسلامی نداریم!!؟؟؟

برای رعایت عدل باید یادآوری شود که این رفقا هیچ توهمی نسبت به ضدامپریالیست بودن، ضدآزادی بودن و ضدعدالت بودن رژیم خوشبختانه ندارند و سیاستهای نئولیبرالی اقتصادی رژیم نیز به هیچ وجه مورد حمایت این رفقا نیست. هر چند که پایان دادن به اقتصاد نئولیبرالی به عنوان یک جایگزین ترقی خواهانه و رهایی بخش در بیانیه اصلن مطرح نمی شود.

باید تاکید کرد که این بیانیه در بهترین حالت با درک نادرست از گفته لنین که باید از امیر افغان برای مبارزه با استعمارگران انگلیسی دفاع کرد با شرایط روز همخوانی ندارد.

در شرایط کنونی جهان با یکه تازی نئولیبرالیسم و پرخاشگری سرمایه مالی امپریالیستی که به دنبال تبدیل جهان به نومستعمره ی خود است نمی توان مضمون مبارزه ی ضد امپریالیستی را از مبارزه علیه اقتصاد سیاسی  نئولیبرال جدا ساخت.

موضع ضد آمریکایی رهبران جمهوری اسلامی، اگر صادقانه می بود، آنها می بایست با شرایط تبدیل ایران به نومستعمره ی کامل سرمایه مالی امپریالیستی بجنگند.

بنابراین تنها سیاست میهن دوستانه و ترقی خواهانه، مبارزه ی رهایی بخش از سلطه دیکتاتوری با پایه ریزی یک اقتصادی ملی- دمکراتیک است.

 

لینک بیانیه رفقای “مهر”:

خروج آمریکا از برجام، ایران بر سر دو‌راهی

 

نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/5954