نقشه های بورژوازی چین پس از دیدار ترامپ

📌

روشنفکران غرب‌گرا چنان شادی می‌کنند که گویی با امضای یک تاجر، همه تحریم‌ها یک‌باره ناپدید می‌شوند. این صحنه بی‌اختیار یادآور روزهای پایانی اتحاد شوروی است: گورباچف با غرب دست می‌دهد و آخرین جشن را بر لبهٔ پرتگاه برگزار می‌کند. دسامبر ۱۹۸۹، او در مالت تقریباً به همه خواسته‌های آمریکا تن می‌دهد. بوش پدر آن شب در دفترچه‌اش می‌نویسد: «ما پیروز شدیم. آنها همه چیز را به ما تقدیم می‌کنند – حتی نیازی به بلند کردن یک انگشت نداریم.»

🎭 آغازی بر یک فراموشی عمدی

گورباچف به جای تکیه بر طبقه کارگر، به این نتیجه رسید: «اگر ایدئولوژی را کنار بگذاریم، آمریکا ما را می‌پذیرد.» تاوان این لبخندها چه بود؟ نابودی موشک‌های میان‌برد، واگذاری بلوک شرق و حذف رهبری حزب کمونیست.

نتیجه چه شد؟ تسلیم کامل. در قاموس امپریالیسم، «رحم» وجود ندارد.

🐅 ترامپ: دیو سرمایه انحصاری

ترامپ هیولایی است که بورژوازی آمریکا برای مدیریت بحران خود به میدان فرستاده است. «آمریکا اول» چیزی جز عریان‌ترین و بی‌پرواترین شکل امپریالیسم نیست. چشمانش پشت میز مذاکره نه به دنبال تفاهم، که به دنبال ورود سرمایهٔ وال‌استریت به چین است. آیا خرید چند فروند بوئینگ می‌تواند سد این طعم باشد؟

🐎 اسب‌های تروا چینی

باز هم می‌بینیم که اسب‌های تروای چینی از هر سو سر برمی‌آورند و فریاد می‌زنند: «ببینید، رئیس‌جمهور آمریکا خودش آمده! پس چاره‌ای جز ادغام در غرب نداریم.» اما «ادغام» در زبان آن‌ها چیزی جز تسلیم بی‌قیدوشرط نیست. بهانهٔ «بهبود روابط» را دستاویز می‌کنند تا زهر نئولیبرالیسم را در رگ‌های جامعه بپاشند: خصوصی‌سازی، تاراج سرمایه‌های ملی، تضعیف حقوق کارگران و آزادی وحشیانهٔ سرمایه.

🛡️ مذاکره، اما بدون زمین گذاشتن اسلحه

«آیا نباید با آمریکا مذاکره کرد؟» این همان ترفند همیشگی «چپ‌نماها»ست: یا مذاکره‌ی سرسپرده، یا ستیزِ بی‌امان. راه سوم. مذاکره ‌کن، اما هرگز اسلحه بر زمین ن‌گذار.