نه با امپریالیسم علیه دیکتاتور! نه با دیکتاتور علیه امپریالیسم!
خط مستقل طبقاتی تنها راه درست!
سخن روز شماره: ۲۶ (۹ خرداد ۱٣۹۷)
میهن ما روزهای بسیار دشواری را از سر می گذراند. هیچ وقت تعداد حاشیه نشینان و تهی دستان در تاریخ معاصر ایران به اندازه امروز نبوده است. در دوران اخیر استثمار زحمتکشان میهن ما با هزاران ترفند و کلک هر روز شدیدتر شده است. و کلیت جمهوری اسلامی که جانماز خود را بسوی قبله نئولیبرالسیم پهن کرده است با آزاد گذاشتن دست استثمارگران داخلی و خارجی اینکار را توسعه اقتصادی می نامد. نیروهای امنیتی تمام تلاش خود را برای در هم شکستن سندیکاها و تشکلهای مستقل کارگری انجام می دهند. کارگران بسیاری تنها برای فعالیتهای سندیکایی دستگیر و شکنجه شده اند. نیروهای امنیتی با کشیدن موی زنان آموزگار در خیابانها آنها را مورد تحقیر و توهین قرار داده اند.
خوشبختانه و علیرغم همه ی این دشواری ها جنبش در چند ماه گذشته دائما عمیق تر و گسترده تر شده است. در ماههای گذشته ما شاهد بزرگترین جنبش های خودجوش مردمی در سطح میهن خود بوده ایم.
این خیزش های مردمی از بسیاری جهت با خیزش های سالهای دور تمایز دارند. نخست اینکه بخشهای گسترده ای از زحمتکشان از کارگران تا آموزگاران در شرایطی بسیار غیرانسانی موفق به ساختن تشکیلات مستقل خود شده اند و خواستهای خود را بسیار دقیق و با پیوستگی مطرح می کنند. یکی از بزرگترین مزیت های ایجاد تشکیلات مستقل این است که بدنه این جنبش ها پهن تر شده است و برای رژیم مانند گذشته چندان راحت نیست که به دستگیری چند رهبر و سازمان دهنده بسنده کند. کارگران با خودآگاهی شگفت انگیزی نوک تیز پیکان مبارزه خود را به سوی روند خصوصی سازی که از پایه های اصلی اقتصاد نئولیبرالی است نشانه گرفته اند. بدین گونه مجموعه جمهوری اسلامی از تشکلهای مستقل زحمتکشان مانند جن از بسم الله می ترسد.
از سوی دیگر خیزش های کنونی در سازماندهی خود از تنوع بسیاری برخوردار است که نشان از ابتکار سازمان دهندگان آنها دارد. برای نمونه می توان از ابتکار کشاورزان برای شرکت دادن زنان و فرزندان در خیزش های کشاورزی نام برد. وقتی بدنه خیزش پهن تر شود سرکوب آن برای رژیم سخت تر می شود.
همراه با این جنبش های عدالت خواهی ما با جنبش آزادی خواهی زنان روبرو هستیم که باز هم با ابتکارهای منحصر فرد صحنه سرکوب را برای نیروهای انتظامی هر روز تنگ تر می کند. زندانیان سیاسی ما نیز با دلیری و با قطره قطره مردن در حال به سحر رساندن شب جمع هستند.
با توجه به شرایطی که در بالا توصیف شده است می توان از خود پرسید که آیا تصادفی است که امپریالیسم امریکا درست در لحظه ای که جنبش مردمی در حال تعمیق شدن است خود را از توافق نامه برجام کنار می کشد؟
هیچ شکی نیست که امپریالیسم نقشه تجزیه ایران را دارد. همان طور که هیچ تردیدی نیست که امپریالیسم برای به یوغ کشاندن کشورهای دیگر زیر اسارت اقتصاد نئولیبرالی نیز نقشه دارد. ولی بزرگترین و مهمترین هدف امپریالیسم جلوگیری تعمیق جنبش و بدست گرفتن رهبری جنبش توسط نیروهای مترقی است.
امپریالیسم و دیکتاتوری ولایت فقیه هر دو از قدرت گرفتن مردم و نقش آنها در تعیین سرنوشت خود هراس دارند و می خواهند با هر ابزاری قدرت مردم را در هم بشکنند و مردم را از تسلط بر سرنوشت خود باز دارند. آنها می خواهند که جنبش مستقل مردمی را در نطفه خفه کنند و از رشد فزاینده و روزانه آن جلوگیری کنند.
طبقه های انگلی بورژوازی حاکم فارغ از هرگونه حس انسان دوستی نسبت به رنجی که به مردم زحمتکش ما در صورت اجرای تحریم های اقتصادی تحمیل می شود کاملن بی توجه هستند چراکه حتا زیر سخت ترین تحریم خود و خانواده های خود را بیمه کرده اند. دستگاه دفاعی که می بایست به زعم دوستان تامین کننده استقلال کشور باشد بی شرمی را تا به آنجا کشانده است که خارج شدن امریکا از برجام را به رهبر و امام زمان تبریک گفته است.
بزرگترین خدمتی که امپریالیسم امریکا با خروج خود از فرجام به رژیم ولایت فقیه کرده است یکی این است که به حاکمیت اجازه می دهد به موج ضدآمریکایی که برای زنده ماندن به ان نیاز دارد دامن بزند. و یکی دیگر این استکه با بهانه خطر حمله امریکا رژیم ولایت فقیه عرصه زندگی را بر مردمان آزادی خواه و زحمتکش از این هم تنگتر خواهد کرد. جمهوری اسلامی با اعلان حالت فوق العاده به آسانی می تواند تمام خیزش ها را زیر کنترل خود قرار دهد. هرچند که در دراز مدت مردم پیروز خواهند شد ولی در کوتاه مدت رژیم می تواند در این کار موفق باشد.
نیروهای اپوزیسیون ایران بستگی به جایگاه طبقاتی و تجربه تاریخی خود سیاستهای گوناگونی را در برابر تهدیدهای امپریالیسم امریکا اتخاذ کرده اند. در زیر من به بررسی نظرهای دو جناح راست را که از دو زاویه مختلف بیان می شود خواهم پرداخت. جناح اول را من “امپریالیسم باور” می نامم. این جناح متشکل از سازمان مجاهدین خلق، سلطنت طلبان گوناگون و بخشی از حزب دموکرات کردستان است. نقطه مشترک این گروه ها باور نداشتن به نیروی مردم و حرکت مستقل مردمی است. این گروه ها تمام کوشش خود را بر این گذاشته اند که با حمایت امپریالیسم از شر دیکتاتوری رها شوند.
جناح دیگر را من “دیکتاتور باور” می دانم. این جناح که متشکل از گروه های گوناگون از جمله برخی توده ای ها هست و در میهن دوستی آن نمی توان شک کرد بر این باور است که برای مبارزه علیه امپریالیسمی که خواهان تجزیه کشور هست می توان و باید در کنار دیکتاتورها ایستاد.
نکته مشترک هر دو جناح باور نداشتن به جنبش مستقل مقاومتی خلق های ایران است. و چون به توانایی مردم برای تعیین سرنوشت خود و مبارزه مستقل آنها برای آزادی و عدالت اجتماعی و استقلال میهن باور ندارند هر کدام خود را در کنار گروهی که خود آنرا قوی می دانند قرار می دهند. همه ی تئوری بافی های هر دو جناح ریشه در عدم اعتماد به قدرت مردم دارد.
بدبختانه یک کژفهمی مهمی دارد حتا بین رفقای توده ای جا می افتاد که وظیفه همه ی ما است تا با آن مبازره کنیم. هر وقت سخن از باور به قدرت مردمی و ایجاد جنبشهای مستقل مردمی می شود برخی به تندی آن را رد می کنند و با انفعال برابر می دانند. در صورتیکه ایمان به نیروی دگرگون کننده مردم و باور به اینکه رهبری آن باید در دست نیروهای مترقی باشد از فعالترین و انقلابی ترین سیاست ها است. باید همه مواظب باشیم که “واقع گرایی” را با “تسلیم طلبی” یکسان نگیریم. واقعیت این است که بدست گرفتن رهبری جنبش توسط نیروهای مترقی کاری است سخت و تنها با پرکاری و هوشیاری ما امکان پذیر است. ولی فلسفه وجودی ما تغییر جهان است و بنابراین ما نباید از قبل تسلیم این واقعیت شویم و خود را ناگزیر به این ببینیم که زیر چتر حمایتی “بد” یا “بدتر” قرار گیریم.
ما باید از یک سو با شرکت فعال در خیزش ها از سوار شدن امپریالیسم و دوستانش بر موج جنبش جلوگیری کنیم. و از سوی دیگر نگذاریم که دیکتاتوری ولایت فقیه به بهانه حمله امریکا و حفظ استقلال میهن مردم را متقاعد به عدم مقاومت و توقف مبارزه برای احقاق حقوق دموکراتیک کند. رها کردن و تنها گذاشتن مردم در این لحظه حساس تاریخی و همراه شدن با دیکتاتورهای ولایت فقیه بزرگترین اشتباهی است که یک توده ای می تواند مرتکب شود.
گفتن اینکه برای مبارزه با امپریالیسم می توان در کنار دیکتاتورها ایستاد به اندازه گفتن اینکه برای مبارزه با دیکتاتورها می توان به امپریالیسم تکیه کرد نادرست است.
تنها ضامن حفظ استقلال دفاع از نهادهای دمکراتیک و حاکمیت مردم و دفاع از یک اقتصاد ملی و دموکراتیک است. تاکنون هیچ کشوری تنها با اتکا به نیروی نظامی و بدون پشتوانه مردمی و اقتصادی قوی موفق نشده است که در مقابل پرخاشگری های امپرییالسیم بایستد.
ما باید همه ی کوشش خود را بکار بریم تا جنبش توده ای شود و رهبری ان بدست نیروهای مترقی بیافتد. و ما باید توجه داشته باشیم که جنبش مستقل مردمی مستلزم این است که همه ی سیاست های ما مستقل از سیاستهای امپریالیسم و مستقل از سیاستهای دیکتاتوری ولایت فقیه برنامه ریزی شود. به سخنی دیگر اجرای سیاست مستقل طبقاتی حزب طبقه کارگر.