نگرش متافیزیکی و مکانیکی به ماتریالیسم تاریخی، عامل ذهنی و نقش پیشاهنگ در انقلاب ها را نمی بیند

نگرش مکانیکی به ماتریالیسم تاریخی باور دارد  که جامعه ی بشری به ناگزیر دیر و یا زود به سوسیالیسم می رسد. ما باید با آسودگی خاطر در ایستگاه چشم براه رسیدن قطار سوسیالیسم باشیم. این نگرش نقشی برای یک گردان انقلابی متشکل برای واکاوی شرایط عینی و فراهم کردن شرایط ذهنی انقلاب قائل نیست.
این دسته نقش آگاهی دهی، سازماندهی پیشاهنگ را به‌ بهانه این که حرکت تاریخی و تکاملی فرماسیون ها اجتناب ناپذیر است، را جدی نمی گیرد. 

بی عملی کنونی که “چپ” به آن دچار شده است به هر دلیل آلوده چنین نگرش منفی به نقش عوامل ذهنی در تکامل پدیده های اجتماعی. عوامل ذهنی همچون آگاهی رسانی، مبارزه ایدئولوژیک، تجهیز و سازماندهی نه تنها شتاب دهنده قوانین ماتریالیسم تاریخی هستند، بلکه تنها تضمین کننده برآیند مترقی این روند نیز هستند. زیرا برقراری سوسیالیسم جبری نیست، یک امکان است. شرایط عینی برای  تحقق این امکان کافی نیست،  شرایط ذهنی مناسب نیز باید برقرار باشد.

نگرش مکانیکی به ماتریالیسم تاریخی فکر می کند تنها قرارداشتن در هسته مرکزی شیوه تولیدی سرمایه داری و دیدن و حس کردن بهره کشی برای آگاهی طبقاتی طبقه کارگر کافی است. در حالیکه طبقه کارگر بدون کمک پیشاهنگ خود نمی تواند با درک مجرد از سرمایه داری، درک حسی خود را به آگاهی طبقاتی رشد دهد. به خاطر همین آموزش سیاسی و رشد آگاهی طبقاتی طبقه کارگر از وظیفه اصلی پیشاهنگ طبقه کارگر است.
نگرش متافیزیکی و مکانیکی به ماتریالیسم تاریخی، وظیفه ی پیشاهنگی و ویژه گی های پیشاهنگ را دست کم می گیرد. پیشاهنگی یک مالکیت خصوصی نیست که با قوانین حقوقی تضمین شود. 
برای به دست آوردن اعتماد مردم پیش‌آهنگ می بایست از آن زشتی هایی که در نظام سرمایه نمی پسندد خود پاک، درستکار، راستگو و امانت دار، موشکاف، نوآور، متفکرِ عمل گرا و عمل کننده ی متفکر باشد.