هدفهای زورگویانه آمریکا در مذاکره هسته ای
آمریکا میداند دیگر نمیتواند مانند گذشته بر خاورمیانه مسلط شود، اما پذیرش برنامههایش را شرط دوستی میداند. تغییر رفتار ترامپ نه از روی نیکخواهی، بلکه بخشی از نقشهای گستردهتر برای وادار کردن کشورها به اطاعت است. او با نمایش چهرهای “صلح”، میکوشد در صورت بروز جنگ، ایران را مقصر جلوه دهد. اما اگر به اهدافش نرسد، خود آتشافروز خواهد شد.
سیاستهای جنگطلبانه آمریکا نهتنها خاورمیانه، بلکه آرامش جهانی را نابود کرده است. از عراق و لیبی تا یمن و سوریه، میلیونها انسان قربانی شدهاند. این سیاستها تنها برای سود شرکتهای بزرگ و امپریالیسم است و هیچگاه خواست مردم را در نظر نمیگیرد.
ترامپ با ترفند “چماق و هویج” میخواهد جمهوری اسلامی را به تسلیم وادارد. آمریکا نهتنها به نفت ایران چشم دارد، بلکه میخواهد جمهوری اسلامی را کاملاً مطیع کند. شرط اصلی آمریکا، حذف هرگونه تهدید برای اسرائیل است، حتی اگر جمهوری اسلامی در سخن حق انتقاد داشته باشد.
حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، از ۲۵ پایگاه تا ناوگان بمبافکنهای B-2، نشانهی آمادگی برای جنگ است. پایگاه دیهگو گارسیا بار دیگر فعال شده و پیام روشنی به ایران میفرستد.
در مذاکرات، آمریکا با دست بالا فشار میآورد و امتیاز میخواهد. این گفتوگو برابر نیست؛ آمریکا میخواهد ایران را بیدندان و مطیع کند. صلح تحت فشار، چیزی جز استعمار نو نیست. پرسش این است که جمهوری اسلامی به خاطر ترس از شوش مردم خود، تا چه اندازه خواستهای بیجای امریکا را پذیرا شود
بی تردید سیاستهای تنشآفرینی جمهوری اسلامی در خاورمیانه به سود منافع ملی نیست. بهانهی هستهای تنها پوششی برای اهداف عمیقتر است. حتی سازمانهای اطلاعاتی آمریکا تأیید کردهاند که ایران برنامهی ساخت بمب ندارد، اما تحریمها ادامه دارد. آمریکا حق ندارد درباره غنیسازی یا موشکهای ایران تصمیم بگیرد. اینها بهانههایی برای باجگیری است.
تا زمانی که آمریکا و اسرائیل بر خاورمیانه سلطه دارند، آرامش واقعی ممکن نخواهد بود.