وحـدت، ولي در چـه خـانـه اي؟!

مقاله شماره: ۳۰ ( ۲۰خرداد ۱٣۹۷  )
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری

نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/6121

گفتگو ميان توده اي ها تاكنون تجربه ي موفقي بوده است؟ رفيق عزيزي «نتيجه را مايوس كننده» ارزيابي مي كند.

 

گرچه نمي توان برداشت مطلق گرانه ي منفي را مورد تاييد قرار داد، بايد اذعان نمود كه تجربه در جريان از يك نارسايي اسلوبي برخوردار است كه بر طرف ساختن آن به ضرورتي قطعي و عاجل تبديل شده است.

منظور از اسلوب نارسا چيست؟ كوتاه شده مي توان پاسخ را نبود برخورد سيستمي در بحث ها ارزيابي نمود. زنده يا احسان طبري، آموزگار توده اي ها آن را در “نوشته هاي فلسفي …”، برداشت سیستمی مي نامد كه «سير در تاريخ سيستم ها» است (ص ٢٧). در چنين سيري، انديشه و عمل در دالان ديالكتيكِ شدن و سرانجام بي پايان سيستم حركت مي كند.

پيش از آن كه به توضيح برداشت از اسلوب سيستم ها بپردازيم، سودمند است ياد آور شود كه موفقيتِ ناشي از به راه افتادن گفتگو ميان توده اي ها به خودي خود، دستاورد بزرگي است كه بايد آن را ارج نهاد. بايد مشكلات دروني و تاثيرهاي منفي خارجي را در روند آن شناخت و براي برطرف ساختن آن كوشيد، تا براي رفقاي كم باور نيز، اصل دموكراسي در مبارزه ي درون حزبي كه زنده ياد هوشنگ ناظمي سرشت ديالكتيكي وجود آن را در “واژه نامه سياسي” برجسته مي سازد، «مايوس كننده» نباشد و بتوانند به طور فعال در رشد سالم و سازنده ي آن كمك باشند.

رفيق نيك آيين همانجا مي نويسد: «حزب طبقه كارگر يك ارگانيسم زنده است ..، تكامل آن نتيجه ي مبارزه ي اضداد در درون آن است. .. تصور حزب بدون تضاد و مبارزه ي دروني تصوري است غيرديالكتيكي و خارج از دنياي واقعيت.» (به نقل از ابرازنظر رفيق اميد به مقاله ي “استه تيك نبرد منفي- مسالمت آميز).

 

ولي چرا نمي توان و نبايد سخن رفيق عزيز را درباره ي «مايوس كننده» بودن روند گفتگوي توده اي ها در هفته هاي اخير تهي از واقعيت ارزيابي و آن را به طور مطلق مردود دانست؟ ارايه ي پاسخ ديالكتيكي به اين پرسش مي تواند كل روند گفتگوها را از يك سو و برخورد ناباوران را از سوي ديگر به سطحي والاتر ارتقا دهد و تاثير پراهميت موضع انتقادي اين رفيق عزيز، و همچنین نظر اخیر رفیق امید را براي رشد روند گفتگوها به ثمري مثبت برساند.

هسته ي درست در انتقاد، خطر تبديل شدن حزب توده ايران به «كلوپ حرافان حرفه اي» است: «توجه حزب به هر سخني و پاسخ به آن مي تواند حزب و سازمان حزبي را به كلوپ حرافان حرفه اي تبديل نمايد.»

چانچه اين ارزيابي مكانيكي درك شود و نه ديالكتيكي، به معناي ضرورتِ نفي بحث و جدل در مبارزه ي درون حزبي از كار در مي آيد. به طور قطع رفيق عزيز منتقد منظورش چنين نيست. نگراني او از اين جهت اما نگراني اي است كه بايد با وسواس به آن توجه نمود، زيرا سخن اين رفيق برخورد سيستمي را در گفتگوها ميان توده اي ها انتظار مي كشد، ولي نمي يابد!

 

او خواستار امري است كه زنده ياد طبري آن را «تلخيص ديالكتيكي» مي نامد. در روند «تلخيص ديالكتيكي»، در عين بغرنج تر شدن مضمون پديده با كيفيتي نوين، اضافات غيرضرور و كهنه شده، به گفته ي طبري به «ماهيت دوم» و غيره عمده ي شكل بدل مي گردد. براي آن كه حزب توده ايران به «كلوپ حرافان حرفه اي» تبديل نشود، وظيفه سوق دادن بحث ها به سوي عمده و نياز روز است. جايگزين براي اين اسلوب وجود ندارد و به ويژه با برخورد بي اعتنا، مساله قابل حل نيست.

نبود برخورد سيستمي متاسفانه در مواردي در طول بحث ها وجود دارد و به «سوزن دوزي بي انتها» مي ماند و در تاييد تز «تكثر نظرها» قرار مي گيرد و آن را تغذيه مي كند. «دمكراتيك» اعلام كردن «تكثر نظرها» (پوپر)، در اين برداشت غيرديالكتيكي خلاصه مي شود كه جمع مكانيكي نظرها مورد توجه قرار مي گيرد. به سخني ديگر، برداشتي كه جايگاه نظر خاص فرد را پيامد زاويه- جايگاه ديد نگرنده ارزيابي نمي كند كه در جمع ديالكتيكي آن ها، “كليت” پديده همه جانبه قابل درك مي گردد، بلكه هر نظر را يك شخصيت تاريخي يكتاي مجرد اعلام مي كند و از اين رو آن را “دمكراتيك” ارزيابي كرده و مانند پوپر «عين تبلور دمكراسي» مي داند!

 

به اين نكته من در مقاله اي در ارتباط با موضع نظري- سياسي درباره ی تئوري بازتاب پرداخته ام و نيازي به تكرار نيست. تنها اضافه شود كه اختلاف نظر در ارزيابي سياسي از وضع مشخص نزد افراد مختلف از اين رو مثبت است، زيرا سويه ها و جنبه هاي متفاوت پديده ي واحد را قابل شناخت مي سازد و درك از پديده را همه جانبه تر مي كند. اما براي وحدت، وجود خانه مشترك نظري- تئوريك- شناختي غيرقابل چشم پوشي است.

با اين مقدمه، نخست ببينيم برداشت زنده ياد طبري از برخورد سيستمي چيست. راستش را بخواهيد، دلم نيامد با بيان الكن خودم، مضمون مورد نظر طبري را توصيف كنم. از اين رو نوزده سطر نوشتار او را در نوشته هاي فلسفي .. (ا، ص ٢٦) بازنويسي مي كنم تا آن را بخوانم، و هنگام ماشین کردن با شيوه ي دو انگشتي، عميق تر به خاطر بسپارم و مضمون آن را بهتر درك كنم:

 

تشكل و تعين كيفي، سيستم و ماهيت

 

هر تعين كيفي نوين، هر كيفيت نوين خود يك نوع تشكل نوين است. ماده در سير تكاملي خود در جهات كمّي خويش (تعداد، اندازه، وضع و نسبت دروني اجزاء خود) تحولي ايجاد مي كند. اين تحول به تحول كيفي، به پيدايش تشكل و انتظام نويني منجر مي شود. تشكل و انتظام معين [نوين] از اجزاء ماده در مرحلة معين. تكامل هنگامي است كه در ميان اجزاء و روابط قانونمند ويژه و تاثير و تاثر متقابل كه تابع اين قانونمندي است، [کیفیت نوین] پديده آيد، يعني سيستم پديد شود. مفهوم سيستم در مقابل توده انبوه و تصادفي conglomerat يا agregat است. در درون سيستم [اكنون] ارتباط ارگانيك كه زائيده سير تكاملي است حكم رواست.

جهان خود دستگاه بي پاياني است مركب از بي نهايت دستگاه هاي مختلف الكيفيتِ تو در تو كه از جهت بساطت يا بغرنجي تشكل اجزاء آن و يا از حبث نوع ارتباطات و تاثيرات متقابل دروني، يعني روابط علّي و قوانين مسلط بر آن با هم تفاوت دارند و همة آن ها در حركت دائمي ذاتي خويش در هم تاثير كرده، سيستم هاي بغرنج تري را به وجود مي آورند. سيستم، دستگاه، منظومه همه اين ها مفاهيم همگونند. هسته، اتم، ملكول، ياخته، بافت، موجود زنده، جامعه، كره زمين، منظومه شمسي و سحابي، متاگالاكتيك همة اين ها انواع سيستم هائي هستند كه ما تاكنون شناخته ايم.

 

ماده در حركت جاويد خود دم به دم تشكل مي يابد و هر تشكل نوين موجد كيفيت نوين است.

 

شكل كهن يا كيفيت كهن ماهيت درجة دوم براي شكل نوين يا كيفيت نوين است. لذا با سير ماده به پيش، ماهيت عميق تر و تاريخ آن متراكم تر مي شود. مثلا روان شناسي را بايد با درك فيزيولوژي انسان و فیزيولوژي را با درك بيولوژيسم و بيولوژي را با درك شيميسم و شيمي را با درك فيزيك اشياء و فيزيك اشياء را با درك مكانيك (اعم از نيوتن يا كوانتا يا انواع ديگر مكانيك ها) فهميد. سير ما در ماهيت در واقع سير در تاريخ تشكل و انتظام ماده، سير ما در تاريخ سيستم هاست.

 

با اين تعريف علمي از سيستم است كه گفتگو ميان توده اي ها آن هنگام از «سوزن دوزي بي انتها» به سوي برپايي كيفيت نوين حركت مي كند كه از پراكنده گويي به سطح برخورد سيستمي بازگردد. در اين سيستم، گام نخست براي بررسي را پذيرش اسلوب پژوهش تشكيل مي دهد. اسلوب ديالكتيك ماترياليستي، اسلوبي كه جايگزين ناپذير است، حفظ يك پارچگي تماميت انديشه و كاركرد حزب طبقه كارگر را بر موضع ماركسيستي- توده اي تضمين مي كند.

 

پس از پايان ناتمام نوشتار پيش و در جريان بحث ها درباره ي گفتگو ميان توده اي ها به منظور ايجاد شرايط وحدت سازماني حزب توده ايران، صلابت انديشه تئوريك برشمرده شده خود مي نمايد. نگراني رفيق عزيز اميد براي شركت نكردن آن جريان هايي كه خود را توده اي مي دانند، ولي به هر دليل، شركت در گفتگوها را صلاح نمي دانند، از اين رو قابل فهم است، زيرا نشان مي دهد كه اين جريان ها خارج از سيستمي قرار گرفته اند كه حزب توده ايران آن را تشكيل مي دهد. حزبي كه تاريخ “چپ” ايران است، به قول علي خدايي «در مسجد است» كه نمي توان كند، اما ديگر نمي توان با گذشت از آن وارد سيستم موجود شد.

 

لذا مبارزه ي اصلي براي گفتگو و بحث و نبرد درون حزبي نه مي تواند و نه بايد در انتظار آناني بماند كه شرايط جوشش با سيستم حزبي را از كف داده اند. اين جريان ها اشكالي از تلفات را زير فشار ددمنشانه سلطه ارتجاع تشكيل مي دهند. موضع رفيق عزيز ابي كه سرشت توده اي اين جريان ها را بر پايه مقاله هايي مورد تاييد قرار مي دهد و به پايبندي آن ها به آرمان هاي حزب توده ايران شهادت مي دهد، تاييدي است بر حضور شماري از توده اي ها در اين سايت ها، كه با وجود اين، قادر به جوشش خوردن با سيستم حزبي نيستند. بايد براي جلب آن ها باز هم كوشيد، اما نبايد از وظيفه ي اصلي كه رشد و بهبود مبارزه ي انقلابي حزب توده ايران است، مايه گذاشت.

 

بهبود كاركرد انقلابي حزب توده ايران در شرايط كنوني، برافراشتن پرچم جايگزين براي رشد ترقي خواهانه و استقلال طلبانه و رهايي بخش مردم ميهن ما است در برابر ديكته اقتصاد سياسي امپرياليستي. بدون برداشته شدن اين گام، روند انقلاب ايران قادر به حل تضاد حاكم بر خود نيست كه نبود برنامه ي جايگزين است. وظيفه خطير حزب توده ايران از اين ضرورت تاريخي ناشي مي شود. هيچ جريان ديگري قادر به ارايه برنامه جايگزين براي شرايط كنوني نيست كه هدف آن بايد گذار از نظام سرمايه داري وابسته به اقتصاد جهاني امپرياليستي از يك سو، و از شكل داعش گونه ي ديكتاتوري ولايي از سوي ديگر باشد. گذار از ديكتاتوري، بدون برنامه ي ترقي خواهانه براي آينده ممكن نيست. چنين است ديالكتيك حل اين تضاد در شرايط كنوني.

امید است که رهبری حزب توجه کافی و لازم به این امر داشته باشد.

و شرايط براي حركت انقلابي در حزب طبقه كارگر ايران آماده گردد. اين است وظيفه ي روز. گفتگو ميان توده اي ها مي تواند كمك براي پاسخ به پرسش درباره ي چرايي سكوت و تحقق بخشيدن به وظيفه روز باشد.

نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/6121