ورشکستگی اقتصادی جمهوری اسلامی؛ این بار بنزین و برنج
🛢️ صفهای طولانی پمپبنزینها
مردم برای خرید بنزین در صفهای چندساعته ایستادهاند. نه به خاطر مسافرت، بلکه از ترس سوختن سهمیهشان. خبر کاهش قطعی سهمیهها و احتمال افزایش قیمت، همه را به پمپبنزینها کشانده است. برخی سهمیه خود را میفروشند، برخی در دبه و گالن بنزین ذخیره میکنند. تعطیلی پمپها و نگرانی از اتمام سوخت، وضعیت را بحرانیتر کرده. یکی از شهروندان گفت: «اگر بنزین ۸۰ هزار تومان شود، هر باک برای من ۴ میلیون تمام میشود.» این یعنی فاصله طبقاتی آشکار؛ آقازادگان با خودروهای لوکس در خیابانها جولان میدهند، در حالی که مردم عادی نگران یک باک بنزین هستند.
🍚 برنج گرانتر از همیشه
قیمت هر کیلو برنج درب کارخانه از ۱۸۰ به ۴۰۰ هزار تومان رسیده است. کود ۷ برابر، بنزین ۵ برابر، ادوات کشاورزی ۵ برابر، برق روزانه ۸ ساعت قطع میشود. کشاورز وامدار، ناچار به فروش محصول با کمترین قیمت به دلالان است. رئیس اتحادیه بنکداران میگوید: «مردم توان خرید ندارند، اما این به تولیدکننده ارتباطی ندارد.» یعنی مصرفکننده باید گرانی را تحمل کند و تولیدکننده هم زیر بار هزینهها کمر خم کرده است. رانتخواران و لایههای مرفه اما همچنان به زندگی اشرافی خود ادامه میدهند و سفرههای مردم هر روز کوچکتر میشود.
😡 نتیجه؛ ورشکستگی اخلاقی و اقتصادی
از سویی، کالابرگ پاسخگوی نوسان قیمتها نیست و از سوی دیگر، حمایتی از کشاورز و مصرفکننده نمیشود. در این میان، تنها کسانی که در آرامش کامل به زندگی ادامه میدهند، همانهایی هستند که هیچگاه طعم گرانی را نمیچشند. بقیه، یا در صف بنزین میایستند یا سفرههای کوچکتر را به نظاره مینشینند. این همان ورشکستگی یک نظام اقتصادی است که بار سنگین بحرانهای خود را بر دوش فقرا و زحمتکشان انداخته است.