وظیفه‌ی کنونی «چپ»

زمان آن است که هشدارها به کنشی همگانی و هم‌سو بدل شوند. تنها با هم‌بستگی استوار، برنامه‌ریزی روشن و سازمان‌دهی مردمی می‌توان از چرخه‌ی شکست‌های گذشته گذر کرد و راهی گشود که نه به دیکتاتوری کهنه یا نو بینجامد و نه استقلال ملی را قربانی کند.

🤝 هم‌گرایی نیروهای چپ
همه‌ی نیروهای «چپ» که خواهان واژگونی ولایت فقیه، مقابله با اقتصاد نئولیبرالیستی و مخالف هرگونه مداخله‌ی بیرونی‌اند، باید در کنار یکدیگر بایستند. سازمان‌های ریشه‌دار در جنبش فدایی، جنبش توده‌ای و نیروهایی مانند توفان و راه کارگر، با درک وظیفه‌ی تاریخی کنونی، باید هم‌گامی مشترک برای به‌دست‌گیری رهبری جنبش را بر هر اختلاف درونی ترجیح دهند. سرنوشت ایران تنها به دست توده‌های مردم رقم می‌خورد، نه پروژه‌های از بالا و وابسته به پول، رسانه و حمایت خارجی.

🧠 سازمان‌دهی و رهبری مردمی
وظیفه‌ی فوری، دگرگون‌کردن شرایط عینی آماده‌ی خیزش، به شرایط ذهنی شایسته است. این امر از راه پیوند دادن خیزش‌های پراکنده، سازمان‌دهی اعتصاب‌های سراسری کارگری، شکل‌گیری شوراهای مردمی در محله‌ها و کارخانه‌ها و ایجاد شبکه‌های هم‌بستگی ممکن می‌شود. این ساختارها نه‌تنها ابزار نبرد، بلکه پایه‌های نهادهای آینده‌ی مردم‌سالارند و جنبش را از خطر راست‌زدگی و نفوذ نیروهای بیگانه دور نگه می‌دارند.

📢 سه گام راهبردی
نخست، تنها راه رهایی از دام پادشاهی‌خواهی، مهندسی بیرونی و کودتا، سازمان‌دهی مستقل و از پایین است. شعار «نه شاه، نه شیخ» مرزبندی مهمی است، اما بدون درون‌مایه‌ی طبقاتی کافی نیست.
دوم، باید خشم پراکنده را به توان اجتماعی سازمان‌یافته بدل کرد؛ اعتصاب سراسری هماهنگ نیرومندترین ابزار مردمی است و طبقه‌ی کارگر سازمان‌یافته می‌تواند نقش پیشاهنگ را بر دوش گیرد.
سوم، ارائه‌ی برنامه‌ای سیاسی و درونزاد ضروری است؛ برنامه‌ای مبتنی بر آزادی‌ها، عدالت اجتماعی، جدایی دین از دولت، برابری حقوقی، اقتصاد مردمی و سیاست خارجی مستقل.

نقش با اتحاد «چپ» از ربوده‌شدن رهبری جنبش و بازتولید دیکتاتوری نو و وابستگی جلوگیری کرد.