وقتی تکنولوژی در خدمت امپریالیسم بود؛ درسهایی از تاریخ ایران
🛢️
🇮🇷 از نگاه مارکسیسم، تکنولوژی هرگز «به خودی خود» نه خوب است و نه بد، بلکه همواره در درون روابط اجتماعی ویژهای کار میکند. مارکس در «سرمایه» نشان داد که در نظام سرمایهداری، تنها آن دسته از ماشینآلات گسترش پیدا میکنند که به سود طبقهی سرمایهدار باشند. انگلس در سخنرانی ۱۸۴۷ خود نشان داد که با پیدایش ماشینها، جامعه به دو اردوی دشمن تقسیم شد: دارندگان ابزار تولید و فروشندگان نیروی کار.
🛢️ اما این تنها نیمی از داستان است. نیمهی دیگر، پیوند تکنولوژی با امپریالیسم است. نفت ایران در دوران قاجار و پهلوی نمونهای از این دست است: تکنولوژی استخراج و صادرات نفت، نه برای پیشرفت ایران، بلکه برای تأمین سوخت کارخانههای بریتانیا برنامهریزی شده بود. مارکس از «لغو فضا با زمان» سخن گفت – تلگراف و راهآهن فاصلهها را کم کردند تا بهرهکشی فشردهتر شود.
🕵️ در پایان دههی ۱۹۶۰، ایرانِ شاهنشاهی پایگاهی لجستیکی برای پروژههای مشترک جاسوسی سیا و نیروی هوایی شاهنشاهی علیه شوروی شد. «پروژهی ایبکس» شبکهای از ایستگاههای شنود زمینی در شمال ایران، با بودجهای بیش از یک میلیارد دلار ساخت تا گفتوگوهای رادیویی شوروی را در هزاران کیلومتر دورتر شنود کند. در تابستان ۱۳۵۵، گروههای مارکسیست-اسلامی سه کارمند آمریکایی این شرکت را در تهران کشتند. تکنولوژی در اینجا نه برای آبادانی ایران، بلکه برای پایداری نظم امپریالیستی در دل جنگ سرد به کار گرفته شد. ایران، پایگاهِ تکنولوژیکِ غرب در برابر شوروی بود. همین الگو بارها تکرار شد: غرب تکنولوژی را نه برای استقلال، بلکه برای وابستهسازی میفرستد. و هنگامی که کشور خواهان کنترل بر سرنوشت خود میشود، سلاحِ تحریم و بمب به کار میرود.