وقتی دزد، دزدگیر میشود
🐍
🦂 فساد در جمهوری اسلامی تنها به یک پرونده و یک وکیل خلاصه نمیشود؛ از اختلاسهای میلیاردی در بانکها و شرکتهای دولتی تا زمینخواری و رانتهای نفتی، همه و همه سفرهای است که از جیب مردم پهن شده است. مسئولانی که خود باید دزدگیر باشند، اغلب خودشان دزدند. هر روز پروندهای تازه رو میشود، اما محاکمهای واقعی در کار نیست. مردم هزینه میدهند، و حاکمیت فقط وقتی که رسوایی بالا گرفت، گزارش میدهد.
🕵️ رئیس قوه قضاییه از پروندهای پرده برداشت که در آن املاکی به ارزش بیش از ۱۰ هزار میلیارد تومان وکالتاً به یک متهم سپرده شده و ۱۵۰ هزار دلار نیز به او پرداخت شده است. جالب اینکه شاکی پرونده، خودش پیشتر محکوم شده بود و برای لغو حکم، به «مدعی نفوذ در قوه قضاییه» و یک جاعل پناه برده بود.
💰 اما نکتهٔ تکاندهنده اینجاست: یکی از متهمان، وکیلی است که به فساد آلوده شده و ۱۵۰ هزار دلار از شاکی گرفته است. او ابتدا مدعی شد دلارها در خانهاش است، سپس گفت ۴۰ هزار دلار به شریکش داده و بقیه را در صرافی تبدیل کرده — اما بعداً معلوم شد صرافیای در کار نبوده.
🔒 اژهای با تأکید بر برخورد قاطع گفت: «قوه قضاییه مانند لوح سفیدی است که کوچکترین لکه در آن خودنمایی میکند.» او از مردم خواست فریب «کارچاقکنها» و «مدعیان نفوذ» را نخورند و افزود: «مراجعهکنندهٔ آگاه، بازدارنده در برابر فساد است.»
📌 پیام روشن است: وقتی دزد، دزدگیر میشود، دیگر نمیتوان به هیچ نهاد و مقامی اعتماد کرد — نه به قوهای که خودش از فساد درونش میگوید، نه به وکیلی که به جای حقالوکاله، طلا و دلار میگیرد، و نه به مدعیانی که با نام «نفوذ» جیب مردم را خالی میکنند.