پرولتاریای ایران؛ جز زنجیرها چیزی برای از دست دادن ندارد
🔗
همانگونه که در مانیفست حزب کمونیست آمده است: «پرولتاریا جز زنجیرهای خود چیزی برای از دست دادن ندارد و جهانی برای به دست آوردن دارد.» در ایرانِ امروز، این سخن بیش از هر جای دیگر رنگ واقعیت دارد. کارگری که در گرمای اهواز با ۵۰ درجه زیر آفتاب کار میکند و پس از یک ماه، حقوقش را با چند صدمیلیون تومان کمتر از هزینهٔ زندگی دریافت میکند، اگر بخواهد به وعدهٔ اصلاحخواهان گوش کند که میگویند «صبر کنید، رأی بدهید، نماینده بفرستید، از درون دولت را اصلاح کنید»، یا به سخن سوسیال دموکراتهایی که میگویند «اسکاندیناوی را الگو کنید»، چیزی جز سراب به دست نخواهد آورد.
🏜️ سرابی که تشنه را به گمان آب میفریبد و در بیابان رهایش میکند. پرولتاریای ایران، همانند پرولتاریای روسیه در ۱۹۱۷، باید خود را در یک حزب یگانهٔ طبقهٔ کارگر سازمان دهد، باید سرشت دولت سرمایهداری وابسته و دیکتاتوری دینی را درک کند، باید بداند که بورژوازی هرگز داوطلبانه قدرت را واگذار نمیکند.
🚩 تنها درهم شکستن دولت کهنه و ساختن شوراهای کارگری و مردمی است که میتواند زمینهساز دگرگونی راستین باشد. دولت زادهٔ کشمکش طبقاتی است و پاسبان برتری یک طبقه. نمیتوان با ابزار همین دولت، آن را دولتی به سود کارگران کرد. دولت کهنه باید در هم شکسته شود و دولتی نو – حکومت اکثریت رنجبران – ساخته شود. در ایرانِ امروز که دیکتاتوری و سرمایهداری وابسته هرگونه نهاد صنفی و سیاسی مستقل را یا سرکوب کرده یا از کار انداخته است، واپسین امید به اصلاح پارلمانی، سرابی بیش نیست. راهی جز سازماندهی طبقهٔ کارگر پیرامون نظریهٔ انقلابی و درک ماهیت طبقاتی دولت وجود ندارد.