پیروزی “اسلام ارتجاعی” بر “اسلام انقلابی” در انقلاب ملی- دموکراتیک ما
در پيروزی انقلاب بهمن ٥٧ مردم ميهن ما، ”اسلام انقلابی“ نقش مثبت داشت. کسانی که به این “اسلام انقلابی” باور داشتند، میتوانستند با بسیج مردم علیه طبقه بورژوازی انگلی سرنوشت نبرد طبقاتی را به سود مردم کنند. در شکست این برنامه، دیدگاه ضدکمونیستی و ضداردوگاه سوسیالیستی آن ها نقش بسزایی داشته است.
هم اکنون ”اسلام واپسگرا“ نقش منفی دارد. نظام سرمایه داری- دینی جمهوری اسلامی هم سرمایهداری هست و هم دینی. روبنای دینی آن برای پاسبانی از منافع بورژوازی انگلی برنامهریزی و پیاده میشود.
همانهایی که برنامههای اقتصادی نئولیبرالیستی را که مردم را به تنگدستی رساندهاست پیاده کردهاند، به پشت کارگری که دستمزد بازمانده خود را میخواهد تازیانه میزند؛ به بهانه “شیعه” به خلقهای سنی مذهب ما ستم میکنند و زنان ما را برای نشان دادن مو میکُشند.
نقش ضد زن در ايدولوژی رژیم ولی فقیه و بازگشت دوباره ” نيروهای گشت ارشاد“ نه تنها نشانگر سرشت ضددموكراتيک و ضدانسانی حاکمیت جمهوری اسلامی است، بلكه نقشی ضدملی و ضد رشد نيروهای مولده نیز دارد! سيمای زنستيزِ حاكمیت جمهوری اسلامی، بازدارنده رشد نيروهای مولده در ايران و علیه شیوه زندگی نوین است.
جنگ با مذهب، جنگ کمونیستها نیست. کمونیستها برای دگرگونیهای بزرگ اقتصادی- اجتماعی به سود طبقههای کار و رنج میرزمند و چه بسا بخش بزرگی از این رنجبران مذهبی هستند. آموختههای ما از تاریخ اتحادشوروی سوسیالیستی و اردوگاه سوسیالیسم نشان میدهد که حتا در فورماسیون نوین سوسیالیستی و با آموزش ایدولوژیک مارکسیستی، مذهب سختجان کموبیش زنده میماند. پیروزی دیدگاه ماتریالیستی بر اندیشه ایدالیستی، حتا پس از بنیانگزاری سوسیالیسم سالها به درازا خواهد کشید.
“چپ”های انقلابی و طبقه کارگر برای سرنگونی نظام سرمایهداری میتواند با یک خط مستقل طبقاتی، با هر سازمان ضد رژیم ولایت فقیه، ضدسرمایه داری و ضد امپریالیستی، که جدایی دین از دستگاه حکومت را می پذیرد، سوای مذهبی و یا غیرمذهبی بودن آن همکاری کند.