چالش‌های سبزها در برابر سیاست‌های امپریالیستی: نگاهی به نظامی‌گری

سبزها بیش‌تر سرگرم جستارهایی مانند حقوق بشر، محیط زیست بدون پیوند زدن آن‌ها به زمینه سرمایه‌داری و امپریالیستی آن‌ها هستند. این روی‌کرد، به‌ویژه هنگامی که این حزب نیازمند یک واکاوی ژرف برای ایستادگی در برابر سیاست‌های امپریالیستی است، تحلیل حزب را  با چشم‌پوشی از سرشت سیستماتیک امپریالیسم و پیامدهای آن بر کشورهای دیگر آبکی می‌کند و آن را در گردان امپریالیست‌ها می‌گذارد.

یکی دیگر از انتقادها به حزب سبزها این است که این حزب با این که به چالش‌های  حقوق بشری و نابرابری‌های اجتماعی می‌پردازد، ولی به زمینه‌های  ساختاری و اقتصادی این نابرابری‌ها و پیوند آن‌ها با سیاست‌های امپریالیستی نمی‌پردازد. برای نمونه، پشتیبانی از دموکراسی و حقوق بشر در کشورهای غیر غربی، با فراموشی یورش‌های  نظامی، اقتصادی و سیاسی کشورهای غربی، می‌تواند نگاهی روبنایی به پیامدهای امپریالیستی می‌پردازد.

نیاز به یادآوری است که نظامی‌گری به ویران‌گری محیط زیست و نابودی بخش‌های سبز آن کمک می‌کند. جنگ با کاربرد ماشین‌آلات سنگین، جنگ‌افزار و مواد منفجره، به جنگل‌زدایی، فرسایش خاک و آلودگی آب می‌انجامد. جنگ‌ها جا پاهایی ماندگار بر بوم‌زیستی می‌گذارند که زیست‌گاه‌ها را ویران می‌کنند و خطری برای گونه‌های زیستی به شمار می‌آیند. تولید و آزمایش جنگ‌افزارها به پخش گازهای گل‌خانه‌ای مانند CO2 می‌انجامد  که بحران آب و هوایی را افزایش می‌دهد. گسترش زیرساخت‌های نظامی و ویرانی زیست‌محیطی از سوی جنگ، به نابودی طبیعت دامن می‌زند و توانایی زمین برای پشتیبانی از زندگی را کاهش می‌دهد. در زمانی که پایداری محیط زیست مهم  است، نظامی‌گری هم چون یک  نیرویی ویران‌گر اکوسیستم‌ها پاسبانی از گیاهان و جانوران  را به چالش می‌کشد. 

پرسش ولی این‌جاست که حزبی که خود را سبز می‌داند، حتا اگر جان انسان‌ها برای  آن کم‌تر از پشیزی باشد، پس چرا برای سرسبزی زمین با نظامی‌گری  نبرد نمی‌کند؟