چرا دیکتاتور فقیه یک آدم کُش را رییس جمهور کرد؟!
مقاله ۱۴/۱۴۰۰
۷ تیر ۱۴۰۰، ۲۸ ژوئن ۲۰۲۱
پیش گفتار
همان گونه که پیش بینی شده بود و جمهوری اسلامی برنامه ریزی کرده بود ”رئیسی” کلید دولت را به دست گرفت. هم اکنون باید بررسی کرد که چرا جمهوری اسلامی آماده پرداخت چنین هزینه ای (بی گمان سفرهای برون مرزی ”رئیسی” دشوار خواهد شد. چرا که شکایت خانواده های کشته شدگان سال ۶۷ باید در دادگاه بینالمللی بررسی شود) شده است.
باید دید که برای رسیدن به چه هدف هایی جمهوری اسلامی خواهان پرداخت چنین هزینه ای شده است. بگذارید نگاهی کوتاه به چالش هایی که جمهوری اسلامی با آن روبرو است داشته باشیم.
چالش ها
جمهوری اسلامی با چالش های فراوانی روبرو است که هر کدامشان توانایی سرنگونی آن را دارد. برای برخورد با این چالش ها جمهوری اسلامی به یک نهاد “رزمی” نیاز دارد که بتواند بی آن که گام به گفت و گوهای دراز بگذارد، تصمیم سرکوب مردم شورش گر و سازش با امپریالیسم را به تندی بگیرد و با سنگ دلی آن را پیاده کند.
اقتصاد
شکاف طبقاتی هر روز گسترده تر و ژرف تر می شود.
تهی دستان روزانه از گرسنگی می میرند؛ تنگ دستان هر روز به تهی دستی نزدیک می شوند؛ کارگران هر روز با خطر بی کاری روبرو می شوند؛ بی کاران کاری نمی یابند؛ لایه های میانی هر روز کوچک تر می شوند و توان خریدشان هر روز کمتر می شود. طبقه های فرمان روا هر روز فربه تر می شوند؛ رانت خوران، زمین خوران، ارزخوران، و نفت خوران هر روز پول به گنجینه های پنهانی و آشکار خود می افزایند.
شرایط اقتصادی کشور بسیار غم انگیز و دشوار است. بر پایه مرکز آمار ایران، در مارس – تورم 50 درسد است، درصد بیکاری نزدیک به ۴۰%(در میان جوانان نزدیک به 50٪) رسیده است. بهای دلار در برابر پول کشور افزایش 700٪ داشته است، ساخت مسکن کاهش 50٪ داشته است و نابرابری اجتماعی در ده سال گذشته به این اندازه بالا نبوده است.
تورم بی داد می کند و کالاهایی که رنج بران برای زنده ماندن به آن ها نیاز دارند هر روز گران تر می شود. برای نمونه به گزارش از تسنیم، محمدرضا بنی طباء، سخنگوی انجمن صنایع فرآوردههای لبنی در ایران گفت: قیمت لبنیات نیز با در نظر گرفتن سایر افزایش هزینه های دستمزد، انرژی و بسته بندی حدود 70 درصد افزایش خواهد یافت.
شیرازه اقتصاد کشور سراسر از هم پاشیده شده است. جمهوری اسلامی نه برنامه و نه توان دگرگون کردن این ناگوارایی ها را دارد.
برجام
خامنه ای و گماشته او ”رئیسی” می خواهند که اگر برجام با پذیرش ننگین پایان یابد، آن را به پای دولت روحانی بنویسند و اگر کارها به خوبی پیش رود پیمان را تا زمان برگماری ”رئیسی” به درازا بکشانند تا که سرافرازی، سربلندی آن از آن ”رئیسی” شود.
ولی بورژوازی نظامی و خامنهای با خود برجام ناسازگاری ندارند. معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی عباس عراقچی در کانال تلگرامی خود نوشت که با انتخاب ”رئیسی” هیچ دشواری در روند گفتگوی برجام رخ نخواهد داد. به گفته عراقچی سیاست برون مرزی ”رئیسی” واقع بینانه و عمل گرایانه است و او آماده هم کاری با جامعه جهانی در باره ی گفت و گوی های هسته ای است.
آن چه که بورژوازی نظامی از آن می ترسند گسترش برجام به بخش های دیگر است. آن ها نمی خواهند که برای رهایی از پیامدهای کشنده تحریم دست از گسترش شیعه در خاورمیانه بردارند. خامنهای به روشنی گفت برای چه از گسترش برجام می ترسد. او در فروردین ۹۵ گفت که: «چه این متن تصویب بشود و چه نشود، ما از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید؛ معنای این حرف [برجام] این است که جمهوری اسلامی از مسائل اساسی ای که به حکم اسلام و به حکم برجستگیهای نظام جمهوری اسلامی پایبند به آنهاست، صرفنظر کند. از مسئلهی فلسطین، از حمایت از مقاومت در منطقه صرفنظر کند، از مظلومان منطقه مثل مردم یمن، مثل مردم بحرین پشتیبانی نکند.”
البته او سخنی از این نمی گوید که چه ارمغانی برای “مظلومان” میهن ما فرای گرسنگی و کشتار آورده است که هم اکنون در اندیشه رهایی “مظلومان” منطقه است. بزرگترین راه نبرد رهایی بخش خلق گام گذاشتن در راه اقتصاد ملی- دموکراتیک و برپایی عدالت اجتماعی در درون مرزهای کشور است که در این زمینه جمهوری اسلامی نه تنها چیزی برای پیش کشی ندارد بلکه کارنامه بسیار سیاهی هم در این باره دارد.
پس با این که بورژوازی نظامی در دوران انتخابات گفت و گوهای هسته ای بورژوازی بوروکرات را سرسپردگی به غرب خواند، ولی نشانی از دگرگون کردن سیاست در این باره دیده نمی شود.
همه ی دسته های جمهوری اسلامی همواره برای ایستادگی در برابر خواست های آزادی خواهانه و برابری خواهانه آماده هم کاری با امپریالیست ها در هر زمینه ای بوده اند و هم چنان هستند.
کسانی که از “نگاه به شرق” سخن می گویند از یاد می برند که تنها کشوری که در شرق سوسیالیستی است جمهوری خلق چین است، ولی جمهوری اسلامی با دیگر کشورهای سرمایه داری ترکیه، هند، پاکستان، افغانستان، کره جنوبی و برخی کشورهای عربی پیمان اقتصادی ژرف و گسترده ای دارد.
با این همه ولی از ته دل نگاه جمهوری اسلامی به غرب است. آقای ولادیمیر ساژین شرق شناس روسی می گوید که “ایران بدون شک به اتحادیه اروپا به عنوان یک شریک در به دست آوردن سرمایه گذاری، فن آوری های بالا و فروش نفت علاقه مند است.” (اسپوتنیک – 26.06.2021)
پیوند با کشورهای عربی اگر چه بسیار پیچیده، ولی برای جمهوری اسلامی هم زمان برجسته است. پس از به گوشه راندن بورژوازی بوروکراتیک، این گمان است که سیاست شیعه سازی خاورمیانه جمهوری اسلامی ژرف تر شود و گسترش یابد. بخت جمهوری اسلامی در این است که جای گاه عربستان سعودی در خاورمیانه سبک تر و کم توان تر شده است. سعودی ها زیر فشار درونی و رییس جمهور بایدن خواهان تنش زدایی هستند و همین شاید جمهوری اسلامی را پرخاش گرتر کند.
ولی آمریکا تا از سیاست های جمهوری اسلامی در خاورمیانه خشنود نشود، امتیازی چندانی در گفت و گوی برجام به جمهوری اسلامی نخواهد داد. به یاد داشته باشیم که حتا دولت اوباما تحریم ها را هر سه ماه به پس می انداخت، تا هیچ کس نتواند درباره آینده با ایران هم کاری کند. دولت اوباما حتا برخی بانک های بین المللی که با ایران همکاری می کردند را گوش مالی داد.
بنابراین، برای خامنه ای و بورژوازی نظامی بسیار برجسته است که رهبری گفت و گوهای برجام را در دست گیرند و امتیاز بزرگی در برابر شیعه سازی خاورمیانه ندهند.
خیزش مردم
از بیش از ۵۹ میلیون ایرانی که می توانستند رأی بدهند، 28.93 میلیون یعنی نزدیک به ۴۸ درصد رای دادند. افزون بر این، ۴ میلیون از رای داده شده، رای سپید و پوچ بوده است. بدین گونه، بیش از ۵۸ در صد مردم یا رای نداده اند و یا رای پوچ و سپید داده اند.
بی مهری توده ها به انتخابات تا به آن جا بوده است که آقای مهرعلیزاده نامزد رییس جمهوری از دسته “اصلاح خواهان” دلیل کناره گیری خود را “بیرغبتی” مردم خواند. او دلیل بی مهری مردم را در این می داند که “آن ها انتخاب می کردند ولی انتظاراتشان و مطالباتشان جاری نمی شد. “
ناخشنودی این بخش بزرگتر مردم میهن ما، مانند بمبی زیر دستگاه فرمان روایی جمهوری اسلامی هر آنی خواهد ترکید. این بخش بزرگ مردم شاید هم اکنون چندان کوشا، پویا، پرکار، پرکنش در راه براندازی نباشد، ولی هر آنی می توانند به خیابان ها بریزد و کاخ های ستم را با خاک یکسان کند.
مردم از برخورد کم توان و بی برنامه جمهوری اسلامی با کورونا هم بسیار ناخرسند هستند. بیماری همه گیر کووید-19 در ایران بیش از دیگر کشورها ریشه دوانده است و کشته گرفته است و افزون بر این، ایران هم اکنون میان کشورهایی است که درصد کمی از مردم آن واکسن زده اند. اگر چه که آقای روحانی رام کردن کووید- ۱۹ را از پیروزی های دولت خود خواند، ولی این بیماری همه گیری کشنده ی آرام روزانه مردم میهن ماست. روزانه 25 هزار تن به این بیماری آلوده می شوند.
افزون بر این، جنبش ناخشنودی توده ها با جنبش اعتصابی کارگران پیوند و گره خورده است و بیش از پیش برای جمهوری اسلامی خطرناک شده است.
کارگران پیمانی صنعت نفت که برده وارانه و در شرایط سخت کاری از سوی شرکت های پیمانی بهره کشی شده اند و می شوند، اعتصاب کرده اند.
این اعتصاب سراسری بخش بزرگی از رنج برترین کارگران در چهار شاخه (( نفت، گاز، پالایشگاه ها، پتروشیمی) را در بر می گیرد. ولی خواست اعتصاب گران در برگیرنده خواست های همه ی نیروهای کارگری پیمان کار هستند.
در جمهوری اسلامی که هر خواست اقتصادی کارگران به تندی سرکوب می شود، خواست های آغازین اقتصادی،هم اکنون بوی و هوای سیاسی و طبقاتی نیز می گیرد. بدین گونه خواست های کنونی کارگران هم سیاسی و هم ضدسرمایه دآری هستند.
خواست های اقتصادی: مزد هیچ کارگر شاغل در نفت نباید کمتر از ۱۲ میلیون باشد؛ حقوق و دستمزد معوقه جرم و یک دزدی آشکار است؛ ایمنی محیط کار و مقابله با صدمات مرگ بار آن؛
خواست های سیاسی: پایان دادن به امنیتی کردن محیط های کار؛ آزادی تشکل و تجمع و اعتراض کارگران؛
خواست های ضدسرمایه داری: تامین حق مسکن، درمان و تحصیل رایگان به عنوان حقوق پایه ای شهروندی! حذف شرکت های پیمانی و کوتاه شدن دست پیمانکاران برای تامین امنیت شغلی و دائمی شدن قراردادهای کار؛ منع اخراج کارگران؛ لغو قوانین برده وار مناطق ویژه اقتصادی و برقراری قانون بیست- ده؛
جمهوری اسلامی از ترس نیروی سازماندهی و هم آهنگی رزمی کارگران در بیش از چهار دهه با گسترش پیمان کاری تلاش کرده است که جای گاه طبقه کارگر را در جامعه کم توان کند. بدین گونه، سرنوشت بیش از نود درصد از مزدبگیران هم اکنون به دست بنگاه های پیمانی سپرده شده است.
از این رو، جمهوری اسلامی به آدم کشی نیاز دارد که در نبرد سرنوشت ساز با توده ها دستش نلرزد و برای “خدا و سایه اش” مردم را به چرخ قلمی به دار سپارد.
نبرد ما با جمهوری اسلامی با نبرد نیروهای راست یکسان نیست
نیروهای راست بسیار می کوشند که نبرد با ستم های چندگانه جمهوری اسلامی سرمایه داری را به نبرد با اسلام و آخوند کاهش دهند. مارکسیست ها، ولی همواره هنگام بررسی رویدادها و پدیده های اجتماعی، پیوند دیالکتیکی روبنا و زیربنا را به یاد دارند.
تردیدی نیست که جهان بینی جمهوری اسلامی ایران، یک جهان بینی مذهبی واپس گرا است. مارکسیسم که یک ایدیولوژی ماتریالیستی هست، مانند همه ی جهان بینی های ماتریالیستی پیش از خود، با نگرش ایدهآلیستی به دنیا، انسان، طبیعت و پیوند ان ها با هم همواره درگیر بوده است و گفت و گوی های فراوانی در باره ی نادرستی آن ها کرده است.
با مذهب می توان به دلیل های گوناگون نبرد کرد، ولی ریشه ی مذهب واپس گرا را تنها با نبرد طبقاتی می توان کم توان کرد. باید به یاد داشت که ایدئولوژی مسیحی اروپا و امریکا تنها ایدئولوژی روبنایی سرمایه داری نیست. روبنای مذهبی در کشورهای سرمایه داری در ریخت برونی خود گوناگون هستند، ولی در سرشت درونی خود برای درست انگاری سرمایه داری و پاسبانی از سود طبقاتی طبقه های فرمان روا ساخته شده اند. مذهب همواره برای درست انگاری جامعه طبقاتی ساخته شده است و طبقه های فرمان روا از آن همیشه هم چون گرزی برای کوبیدن سر توده ها سود برده اند.
مارکسیست های انقلابی نمی توانند نبرد با روبنای مذهبی را از نبرد با زیربنای اقتصادی بیمار جامعه جدا کنند. باید نشان داد که دلیل های اقتصادی- اجتماعی، ریخت ولایی روبنای جمهوری اسلامی چیست؟ باید نشان داد که چه دلیل های تاریخی و اقتصادی به گسترش مذهب میان مردم ما انجامید؟
باید با ریشه های اقتصادی- اجتماعی ستم مذهبی نبرد کند. از این رو، نبرد علیه ستم مذهبی، نمی تواند جدا از نبرد طبقاتی انجام شود. ستم مذهبی ریشه در جامعه طبقاتی دارد، اگر چه که مذهب از استقلال نسبی نیز برخوردار هستند. نبرد با باورهای ضدانسانی مذهبی، تنها در پیوند با نبرد مشخص طبقانی معنا پیدا می کند.
مارکس می گوید که “تهی دستان، خداوندان بس دارایی دارند”. وارونه آن هم درست است، انسان هایی که گرسنه نیستند، نیازی به خداوندان توانا و دارا ندارند. مذهب آن خوشبختی را نوید می دهد که در این جهان بدست آوردن آن برای رنجبران دشوار است. چرا مذهب میان رنجبران و بخش های از کارگران شهر و روستا، و لایه های مذهبی این چنین جای گاه سنگینی دارد؟
اگر باورهای رنجبران آلود به مذهب است، ولی جای گاه طبقاتی آن ها سنگین تر از باورهای آلوده آن ها است. و آن ها در پایان از برای همین، در کنار نیروهای پیش رو برای دگرگونی های ریشه ای جامعه ایستاده اند. برای همین با این که مذهب سایه شوم خود را بر باورهای توده های رنج بر انداخته است، ولی رزمندگان مردمی در درازنای تاریخ توانستند که از آن برای گردآوری توده ها و سازمان دهی خشم آن ها علیه ستم سود جویند.
البته جامعه امروز میهن ما را نمی توان با جامعه دوران انقلاب با هم سنجید. جامعه امروز رنگ مذهبی آن زمان را ندارد و حتا به گونه ای سپهر ضدمذهبی در جامعه فرمانروایی می کند، ولی هم زمان گسترش و نمو کژباوری (خرافات) را می توان در جامعه دید. کژباوری و کژپنداری جانشین باور اسلامی شده است که نیروهای راست از کانال های رسانه ایی خود به گسترش آن ها میان مردم می پردازند.
پایان سخن
ولی فقیه همه کاره در جمهوری اسلامی پیش از انتخابات گفت: علت دعوت مکرر ما از مردم برای حضور در انتخابات نیز این است که در درجه اول خود مردم از این حضور نفع میبرند و جمهوری اسلامی نیز امتیازات بزرگی در عرصه بینالمللی به دست میآورد.
او ناخواسته دست آوردهای مردم را از جمهوری اسلامی جدا می کند. آن هایی که نه را واکنش نادرست می دانند، به روشنی می بینند که خامنه ای شرکت در انتخابات را “امتیازات بزرگ””جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی” می داند. امتیازی که امتیاز برای مردم نیست، چرا که اگر این گونه می بود، او مردم و جمهوری اسلامی را در این جمله از هم جدا نمی کرد.
سپاه پاسداران از پشتیبانان ”رئیسی” است. سردار سرلشکر حسین سلامی فرمانده کل سپاه پیامی را به ابراهیم ”رئیسی” فرستاد و آمادگی سپاه را برای همکاری نشان داد. هم اکنون بورژوازی نظامی ساختار مالی و اقتصادی، دستگاه دولتی، و نهادهای پلیس، نظامی، سیاسی، ایدولوژیک و اطلاعاتی را در دست دارد. افزون بر این مجلس و قوه قضایی هم در دست بورژوازی نظامی است.
ولی آرزوی همیشگی جمهوری اسلامی برای هم رنگ و هم دست کردن نیروهای خود آرزوی بر نیاورده شدنی است. نمی توان دیگر طبقه های انگلی را با تلنگری به کناری راند.
از این رو، جمهوری اسلامی برای هم دست کردن نیروهای فرمانروایی خود، هزینه بزرگ خواهد پرداخت. با یک دست شدن، جمهوری اسلامی هم زمان توانایی هم آهنگ طبقه های انگلی را در برخورد با جنبش مردمی کم کرده است.
تنها دلیلی که می توان برای این کار جمهوری اسلامی یافت این است که برای از میان برداشتن پیامدهای تحریم، خواست و توان تنش آفرینی در خاورمیانه را از دست ندهد. این همان نشانی است که سرمایه داری درون ایران را از سرمایه داری کشورهای پیشرفته جدا می سازد. روبنای ایدولوژیک آن برنامه های خود را برای گسترش شیعه دارد. بهایی که جمهوری اسلامی برای برگماشتن آدم کشی مانند ”رئیسی” می پردازد بسیار بزرگ است، ولی این کار “هدیه ای به خدا” است برای شیعه سازی خاورمیانه که تنها دلیل گسترش بورژوازی نظامی نیز است.
در دوران نبرد انتخابی دیدیم که هیچ دسته از دسته های جمهوری اسلامی برنامه ای برای برون رفت از چالش های فراوان کشور ندارد.
جمهوری اسلامی مانند شناوری در دریای خروشنده ای می ماند که برای زنده ماندن دست به هر کاهی برای بالا نگه داشتن سر از آب می زند. گاهی از بازار سیاه جهانی خرید و فروش می کند، گاهی “نگاه به شرق” دارد، گاهی امید به بازارهای دوروبر میهن ما دارد. ولی برنامه ی کوتاه زمان و یا دراز زمان اقتصادی ندارد. تا آن جایی که ما می دانیم، تاکنون پیاده کردن سنگدلانه اقتصاد نئولیبرالیستی تنها پاسخی بوده است که همه ی دولت های جمهوری اسلامی در سی سال گذشته برای رام کردن بحران اقتصادی انجام داده اند.
شرایط عینی انقلاب، یعنی ناتوانی طبقه های انگلی در فرمانروایی و شورش طبقه های رنج بری که نمی خواهند گرسنه بمانند، علیه ستم های چندگانه اوج تازه ای گرفته است و بسیار آماده است.
شرایط ذهنی انقلاب را طبقه کارگر بی آن که از رهبری پیشگامان خود برخوردار باشد دارد آماده می کند. طبقه کارگر در روند نبرد، آگاهی های باارزشی برای سازمان دهی و بدست گیری رهبری خیزش توده ها به دست آورده است، ولی تا این آگاهی به آگاهی هوشیارانه طبقاتی نمو نکند، خطر کژروی و شکست است. برای همین نیروهای سوسیالیستی انقلابی باید وظیفه سوسیالیستی خود را جدی بگیرند و با پیش گزاری برنامه های اقتصادی ملی- دموکراتیک، آموزش طبقاتی طبقه کارگر را بالا ببرند و باورهای سوسیالیستی آن ها را نیرومند کنند.
تا بامداد چشم به زایش یک رویدادم (ا.ط: با پچپچه های پاییز)