چندقطبی شدن جهان: فرصتی برای مقابله با امپریالیسم و ساخت جهانی عادلانهتر
در جهانی که ابزارهای قدرت در دست چند کشور غربی گرده آمدهاست، بسیاری از کشورهای جنوب جهانی خود را وابسته به این نیروهای امپریالیستی میبینند. چندقطبی بودن، با پیدایش نیروهای نوینی مانند چین، روسیه و بازیگران منطقهای در آفریقا و آمریکای لاتین، جایی را برای این کشورها فراهم میکند تا وابستگی خود را به کشورهای استعماری پیشین کاهش دهند. این کار پهنه پیدایش الگوهای اقتصادی و سیاسی غیرامپریالیستی را گسترش میدهد.
بسیاری از مارکسیستها سرکردگی سرمایهداری جهانی را دلیل ویرانی محیط زیست و نابرابری میدانند. یک جهان چندقطبی میتواند الگوهای نوینی بیافریند که به جای ویرانی محیط زیست برای بیشسازی سود، به پایداری، رفاه اجتماعی و همبستگی ضدامپریالیستی کمک کند.
مارکسیستها میگویند که سوسیالیسم راستین تنها با سرنگونی انقلابی ساختارهای سرمایهداری به دست میآید. یک جهان چندقطبی پهنه بیشتری برای جنبشهای سوسیالیستی و کشورهای سوسیالیست فراهم میآورد تا خود را از سایه نیروهای امپریالیستی بیرون رانند . کانونهای گوناگون جهانی قدرت، به این جنبشها توان بهتری برای همآهنگی، دادوستد دانش و همکاری بدون اینکه از سوی هژمونی امپریالیستی سرکوب شوند، فراهم میکند.
چندقطبی بودن جهان برای ایستادگی در برابر امپریالیسم، بازسازی قدرت جهانی و هموار کردن راههای اقتصادی و سیاسی جایگزینی که بهتر از منافع طبقه کارگر و خلقهای زیر ستم پشتیبانی کنند، یک نیاز است. این کار گامی برجسته در نبرد برای سرنگونی سرمایهداری و ساختن جهانی دادگرتر و برابرتر است.
در یک جهان یکقطبی، که در آن یک کشور سرکردگی جهانی دارد، زورگویی، پرخاشگری و جنگافروزی و فشار برای پذیرش ارزشها یا خط اقتصادی به دیگران بیشتر و آسانتر است. چندقطبی بودن، که به معنای همزیستی کانونهای گوناگون قدرت در جهان است، میتواند در چندین زمینه به صلح در جهان کمک کند.