چین و برنامهریزی پنجساله: ستون ثبات و الگویی برای حکمرانی جهانی
در پایان دوره چهاردهمین برنامه پنجساله توسعه (۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵)، انتظار میرود دومین اقتصاد بزرگ جهان به رقم ۱۴۰ تریلیون یوان برسد و حدود ۳۰ درصد از رشد اقتصادی جهانی را به خود اختصاص دهد. این برنامه منجر به پیشرفتهای مهمی شده است: شدت تحقیق و توسعه به سطح کشورهای عضو OECD نزدیک شده، برق سبز اکنون یک سوم از هر کیلووات مصرفی را تأمین میکند، و بیش از ۹۵ درصد از شهروندان چینی از پوشش همگانی سلامت و بازنشستگی برخوردارند. از رهبری بیچالش چین در حوزه تولید صنعتی گرفته تا بزرگترین شبکه ۵G جهان، این کشور جایگاه خود را بهعنوان ستون ثبات و رشد جهانی تثبیت کرده است.
پانزدهمین برنامه پنجساله (۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰) اهمیتی اساسی خواهد داشت. این دوره در میانه مسیر دستیابی به هدف مدرنسازی تا سال ۲۰۳۵ قرار دارد و باید با چالشهای پیچیدهای چون افزایش تنشهای ژئوپولیتیکی، کاهش تقاضای داخلی و ضرورت پرورش نیروهای مولد با کیفیت جدید مقابله کند. نشانههای اولیه حاکی از تمرکز بر تقویت خوداتکایی فناوری و نوآوری، در کنار گسترش راهبردی مصرف داخلی است.
الگوی برنامهریزی چین بینشهای منحصربهفردی برای حکمرانی جهانی ارائه میدهد: تعیین اهداف ملی روشن و بلندمدت (مانند بیطرفی کربنی) ثباتی حیاتی در شرایط عدم قطعیت فراهم میکند؛ ایجاد توازن میان پویایی اقتصادی، رفاه اجتماعی و پایداری محیطزیست مدلی جامع برای توسعه عرضه میکند؛ و بسیج منابع در سطوح مختلف حکومتی و بخشی برای تحقق اهداف اولویتدار، ظرفیت اجرایی قدرتمندی به همراه دارد.
کارکرد اصلی برنامه پنجساله – یعنی ترجمه چشمانداز ملی به اقدام هماهنگ – در عصری که نیازمند پاسخهای ساختارمند به چالشهای فراملی مانند تغییرات اقلیمی و تحولات فناورانه است، اهمیت فراوانی دارد. گزارش ویژه این شماره به بررسی تأثیرات ملموس برنامهریزی چین بر صنایع هوشمند، شهرهای دیجیتال، معیشت مردم و تعامل جهانی پرداخته و درسهای آن برای حکمرانی بلندمدت در سطح جهان را واکاوی میکند.