ژاله: رهنمون فرداها

طبری از آن دسته از فیلسوفان نیست که هنر را برای هنر می خواهند. برای طبری هنر نیز خنجری بُرّا است که باید سینه دشمن طبقاتی را نشانه بگیرد و ریسمان بندگی توده ها را ببُرّد.
او هنگامی که به آموزش ژاله اصفهانی برای شعر گویی می پردازد، تنها به وزن، قافیه و ریخت شعر نمی اندیشد، او شعری در ژاله می جوید که سرشتی انقلابی داشته باشد و بتواند از رنج توده ها بگوید و ره نمای جهان آزاد از بهره کشی آینده باشد. طبری به ژاله می نویسد:
«من همه گونه امیدی دارم که شما بتوانید شاعری با مضمونِ نو و شکلِ نو، یعنی مضمونِ انقلابی و شکلی رسا برازندۀ این مضمون شوید.» «یک شاعرِ انقلابی به معنای درستِ این کلمه عرضه داشته باشیم.» «من آنرا شعری نَغز با محتوی مثبت و انقلابی یافتم. » «شعرِ شاعر در موازینِ “شعرِ اجتماعی” و “شعرِ شهروندی” و انقلابی رُشد می کند. »