ژاپن خودکفا، ایران وابسته؛ ماجرای برنج چیست؟
🌾
در حالی که ژاپن با وجود وسعت محدود، کوهستانهای صعبالعبور و جمعیت زیاد، نه تنها در برنج خودکفا است، بلکه بخشی از تولیدش را هم صادر میکند، در ایران عزیز ما اوضاع به گونهای دیگر رقم خورده است. ژاپنیها با مدیریت علمی، حمایت همهجانبه از کشاورز و استفاده از تکنولوژی، هر وجب زمین را به گنجینه تبدیل کردهاند؛ اما در شمال ایران، مزارع برنج یا به ویلاهای تجملاتی بدل شدهاند یا به باغهای کیوی که سودآوری سریعتری دارند. این نتیجهی مستقیم سیاستهای نئولیبرالیستی و رانتی است که کشاورز را از معیشت مطمئن محروم کرده و زمین را به کالایی برای سوداگری مبدل ساخته است.
❗ ورود برنج آمریکایی؛ شایعه یا واقعیت؟
این روزها بحث داغ بازار، قیمت نجومی برنج ایرانی و ورود برنج آمریکایی است. از یک سو، قیمت برنج ایرانی در بنکداریها بین ۳۰۰ تا ۴۷۰ هزار تومان در نوسان است و از سوی دیگر، آگهیهای فروش برنج آمریکایی با قیمت ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار تومان در فضای مجازی دیده میشود..»
قاچاق یا غفلت؛ مقصر کیست؟
حتی اگر این برنجها فعلاً در تهران نباشند، وجود آگهیهای فروش و زمزمههای ورود، نشان از یک زنگ خطر بزرگ دارد. واضح است که بدون چشمپوشی حاکمیت، ورود کالای آمریکایی غیرممکن است. به جای حمایت از تولیدکنندهی ایرانی و فروختن برنج داخلی با قیمت ارزان به مردم، همان کاری که چین میکند ، آقایان با سکوت و انفعال، تیشه به ریشهی این محصول راهبردی زده اند. تولیدکنندهای که با این قیمتهای طاقتفرسا و رقابت با کالای قاچاق ارزان، آخرین رمق خود را از دست میدهد. این یعنی وابستگی و نابودی تدریجی امنیت غذایی.
📌 راهکار چیست؟
اگر ژاپن و چین توانستند، ما هم میتوانیم؛ اما به شرط کنار گذاشتن سیاستهای وارداتیِ بیرویه و حمایت واقعی از کشاورز و مصرفکننده. بیایید حاکمیتی بسازیم که از کیوی و ویلا به برنج بازگردد!