کشاورزی نابودشده؛ جمهوری اسلامی و بحران آب و نان مردم
جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته نه تنها کشاورزی کشور را توسعه نداده بلکه عملاً آن را نابود کرده است. در شرایطی که ایران تاریخی طولانی در تولید غلات، برنج و محصولات اساسی داشته، سیاستهای رانتی حاکمیت موجب شد بسیاری از کشتزارها و زمینهای حاصلخیز به باغهای پسته و کیوی تبدیل شوند؛ محصولاتی که عمدتاً برای صادرات و منافع گروههای خاص کاشته میشوند و هیچ نقشی در تأمین نیاز غذایی مردم ندارند. در همین حال، برنجی که زمانی در استانهایی چون اصفهان با بهترین کیفیت تولید میشد، اکنون به کمتر از یک درصد سطح زیر کشت در مناطق محروم رسیده است. نتیجه این سیاستها، کاهش امنیت غذایی و افزایش وابستگی کشور به واردات برنج و دیگر محصولات است.
در کنار این موضوع، بحران آب در کشور به اوج رسیده است. سدهای بزرگ ایران، که نقش اصلی در تأمین آب شرب و کشاورزی دارند، اکنون بیش از ۹۰ درصد ظرفیت خود را از دست دادهاند. ۱۲ سد مهم کشور کمتر از ۱۰ درصد ذخیره دارند، و این نشانه آشکاری از سوءمدیریت و بیبرنامگی در حوزه منابع آبی است. در چنین شرایطی، نه اصلاح الگوی کشت به درستی انجام میشود و نه برنامهای برای احیای زمینهای کشاورزی وجود دارد.
این اقتصاد رانتی که تنها به جیب رانتخواران و صادرکنندگان خاص خدمت میکند، هیچ طرحی برای آب، نان، کار و مسکن مردم ندارد. کشاورزان خُرد و زحمتکش به جای حمایت، در تنگنای بیآبی، گرانی و واردات بیرویه له میشوند. شهرهایی مانند اصفهان با آلودگی، بیآبی و تخریب محیطزیست دست به گریبانند و استاندار آن نیز اعتراف میکند که این شهر در حال خفه شدن است.
نابودی کشاورزی و بیبرنامگی کامل در مدیریت منابع، نشان میدهد که جمهوری اسلامی آیندهای برای امنیت غذایی و زندگی مردم ایران ترسیم نکرده است و نتیجه آن، فقر گسترده، مهاجرت روستاییان، و گسترش بحرانهای اجتماعی است.