کلاف سردرگم را بگشایم!
سخن روز شماره ۳۱
۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰
نگرانی رفیق گرامی کسرا فروهی در مقاله ی دیکتاتوری های مزاحم نسبت به شرایط حاکم بر جمهوری بلاروس و کوشش او برای یافتن راه حل خروج از آن که به «مارکسیست- لنینیست ها» توصیه میکند، کوششی مورد تأیید نگارنده نیز است. ولی به نظر میرسد که برای گشودن کلافی که سردرگم می نماید و ریشه ی کوشش ناموفق ارایه شده را در مقاله ی فروهی تشکیل می دهد، برای یافتن راه حل انقلابی که «مارکسیست- لنینیست ها» برای شرایط پیچیده در واقعیت هستی دنبال می کنند، باید شیوه ی دیگری را به کار برد که اندیشه ی مارکسیستی می آموزد.
سطور زیر کوششی است برای توضیح این شیوه.
بررسی سخنان و پاسخهای احتمالی به پیشنهادها و نگرانیهای رفیق فروهی را بی تردید رفیق عزیز مسعود امیدی در صورت ضرور انجام خواهد داد. انتقاد رفیق فروهی متوجه نظر در مقاله ی رفیق مسعودی در نویدنو است.
شیوه ی مارکسیستی- تودهای برای بررسی پدیده ها، یافتن آغاز جنینی هر روند است که در مرحلهای از رشد خود در پدیدهای عینی و یا در برداشت ذهنی ای بروز می کند. از این رو باید در گام نخست روندهایی را که دارای علت علّـی- ژنتیکـی متفاوت هستند از یکدیدگر جدا نمود و به طور مشخص به بررسی آن پرداخت. در مورد نمونههای ذکر شده توسط فروهی در مقاله، مانند بلاروس، اوکرئین، سوریه و امثال آن، دو روند اصلی قابل مشاهده است. وضعی که برای ایران و یا برای روسیه و ریاست جمهوری پوتین نیز صدق می کند.
بررسی را به این دو روند اصلی محدود می کنیم، گرچه پرسش های بسیاری دیگر وجود دارند که بررسی آنها را باید پس از به نتیجه رسیدن دو صحنه ی بررسی و شناخت اصلی عملی ساخت.
دو صحنه ی اصلی نبرد، یکی «نبرد طبقاتی» در جامعه و دیگری «نبرد طبقاتی در جهان» است که در «تضاد میان دو سیستم سوسیالیستی و سرمایه داری» برقرار است و جریان دارد.
نبرد میان دو سیستم که پیچیدگی های خاص خود را نیز در ٬٬جنگ سرد دوم٬٬ که امپریالیست ها به آن دامن می زنند داراست.
نبرد طبقاتی در جامعه ی سرمایه داری
در این صحنه، همچنین در صحنه ی نبرد دیگر، نمیتوان شیوه ای را که فروهی پیشنهاد می کند، مورد تأیید قرار داد. او مرور زمان را عاملی می داند که با تکیه به آن باید به پاسخ به پرسش ها پرداخت. این نگرش تاریخ نگاری بورژوامآبانه است که ازجمله میکوشد وقایع را در روند زمانی ظهور آنها دسته بندی کند و از آن به نتیجهگیری بپردازد. شیوههای ظاهری دیگر از قبیل ایجاد شباهتهای ظاهری در پدیدههای متفاوت نیز کمک برای یافتن راه حل مساله های مطرح در نبرد طبقاتی در جامعه ی طبقاتی نیست.
برای نمونه مورد سوریه را مورد توجه قرار دهیم که رفیق فروهی نیز مورد خطاب قرار می دهد. او به درستی این واقعیت که هنوز سیصد هزار نفر از خلق کرد در سوریه فاقد شناسنامه هستند، یعنی به عنوان فرد غیرسوری توسط حزب بعث تلقی میشوند که همان برداشت مذهبی در ایرانِ ج ا است که جامعه را به خودی و غیرخودی تقسیم کرده است و این تقسیم ارتجاعی و فاشیست مآبانه- داعش گونه را حتی به مذهب فرد نیز تسری داده است.
در تمام سالهای اخیر که روسیه به طور فعال و با هشیاری و دقت علیه هدف امپریالیستی برای تقسیم سوریه فعال است، این کشور خواستار شرکت دادن خلق کرد و سازمان های سیاسی- مدنی- و اجتماعی ایجاد شده نزد آنها در مذاکرات برای پایه ریزی یک قانون اساسی دمکراتیک و فدرال برای سوریه است. در ابتدا به نظر ناظری که تنها خبرها را در اختیار دارد میرسید که روی سخن مسئول ها عالیرتبه ی روسی نیروهای ضد دولت سوریه است. ولی از چندی پیش و نهایتاً در چند روز گذشته روشن شد که مخاطب اشاره ی ضرورت توجه به شرکت خلق کرد در مذاکره برای تعیین سرنوشت و قانون اساسی در سوریه، دولت بشار اسد است.
سخنان وزیر امورخارجه روسیه در روزهای پیش که برای اولین بار به دمشق نیز سفر نمود، تردیدی باقی نمیگذارد که مقاومت اصلی در برابر شرکت خلق کرد در مذاکرات دولت سوریه است. نکتهای که در سخنان معلم، وزیر خارجه ی سوریه در مصاحبه ی مطبوعاتی مشترک با لاوروف قابل شناخت شد.
بدین ترتیب پدیدهای که علت علّـی- ژنتیکی ظهور آن را باید نزد طبقات حاکم و سیاست طبقاتی آنها در سوریه جستجو کرد، قابل شناخت می گردد. در عین حال رابطه ی بغرنج آن با نبرد طبقاتی در صحنه ی دوم، در صحنه جهانی نیز شفاف می گردد. قابل درک میگردد که کدام عنصرهای منفی در ایجاد شدن امکان برای امپریالیسم آمریکا نقش دارند که توانسته است با ادعای کمک به خلق کرد، با کمک خلق کرد در سوریه که برای نمونه در کوبانی با نبرد قهرمانان علیه داعش به پیروزی رسید، هفت پایگاه نظامی در سوریه ایجاد سازد، دست بر روی منابع نفت و گاز سوریه بگذارد و..
واکنش روسیه متناسب است. روسیه در حالی که به ترکیه ی اردوغان سیستم دفاعی اس اس ۴۰۰ را فروخته است و آن را به عربستان نیز پیشنهاد کرده است، آماده نیست این سیستم را که خود در سوریه به خدمت می گیرد، در اختیار دولت بشار اسد بگذارد.
طبقات حاکم در سوریه عمده و غیرعمده را از یکدیگر جدا نمی کنند، زیرا آنها میخواهند نبرد طبقاتی را در سوریه به سود منافع خود پیش ببرند.
ارتباط همین برداشت طبقاتی نزد طبقات حاکم ایرانِ ج ا اسلامی نیز در وضع در سوریه قابل شناخت و درک است. ج ا، برخلاف روسیه که با دفع خطر عاجل در سوریه برای تمامیت ارضی و استقلال آن از کشور سوریه نیروهای خود را خارج نمود و آن را اعلام نیز نمود، از خود آمادگی برای خروج نیروهایش از سوریه نشان نمی دهد. زیرا برخلاف روسیه که هدف کوشش هایش در سوریه به عقب راندن برنامه ی امپریالیستی برای تقسیم سوریه و ایجاد پایگاه نظامی برای خود در آن است، حاکمیت ج ا نیز هدفهای مشابه امپریالیستی را با حضور نیروهایش در سوریه دنبال می کند. هدف ایجاد «خلیفه گری اسلامی» را برای «شیعه» در برابر همین برنامه ی ارتجاعی داعش برای «سنی»ها دنبال می کند.
لذا خواست مردم میهن ما برای خروج نیروهای نظامی ایران از سوریه اکنون که خطر عاجل بر طرف شده است، تنها پدیده ای در چارچوب مبارزه با «سیاست ماجراجویانه ج ا» نیست که طیف چپ بر سر آن توافق دارد، بلکه همچنین مبارزهای است در چهارچوب نبرد طبقاتی در جامعه ی ایرانی علیه طبقات حاکم در نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی در ایران.
سو استفاده ی ارتجاع هم دست با امپریالیسم، سلطنت طلبان و مجاهدین از این تضاد نیازی به توضیح در این سطور ندارد.
به نظر میرسد با این توضیح ها بتوان به بررسی اصلی بازگشت که هدف آن نشان دادن اسلوب بررسی مارکسیستی- تودهای از وقایع پیچیده و تودرهم در ایران و کشورهای دیگر است.
مشکلات اقتصادی- اجتماعی در بلاروس و یا روسیه و همچنین در ایران، میتواند تنها با توجه به نیاز و هدفهای نبرد طبقاتی در جامعه شناخته و درک شود.
در این نبرد، طبقه ی کارگر ایران به نیرو و طبقه ی تاریخی برای تغییرات بدل شده است، زیرا با دفاع از منافع خود برای پایان دادن بهخصوصی سازی و پایان دادن به نظم پیمانکاری، از منافع تاریخی «کلیت» جامعه ی ایرانی دفاع می کند.
شعار سراسری و همه گیر شده ی پایان دادن بهخصوصی سازی هستی اجتماعی و پایان دادن به نظم پیمانکاری که هر دو دستورات سازمان های مالی امپریالیستی هستند که نابودی قوانین ملی و نابودی حق حاکمیت ملی ایران را دنبال می کنند، بی تردید بازتاب انقلابی منافع «کلیت» مردم میهن ما است که در مرکز آن طبقه ی کارگر و دیگر زحمتکشان فکری در قرار دارند و زنان و خلق های ایران محروم ترین گروه ها را در آن تشکیل می دهند.
به منظور ممانعت از طولانی شدن سخن، بررسی شرایط نبرد طبقاتی در جهان و تضاد میان دو سیستم اقتصادی- اجتماعی را باید به نوشتاری مجزا واگذاشت. در این بخش بایستی مساله مدل اقتصادی- اجتماعی را برای دوران گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم توضیح داد و رشد اندیشه ی مارکسیستی را در این زمینه نشان داد.