گروه های رقیب “انتخاباتی” برای دستیابی به موقعیت دزدی از ثروت مردم به جان هم افتاده اند!
نمایش انتخاباتی در جمهوری اسلامی چون از محتوای واقعی خالی هست، به نمایشی خنده دار تبدیل می شود. همه ی دسته های بزرگ و کوچکی که در انتخابات لیست های کاندیدایی داده اند در سیاست های کلان اقتصادی- اجتماعی و روبنای دینی با هم هم عقیده هستند.
برای همین کسانی که به دنبال کوبیدن رقیب می روند صحبت از تحلیل برنامه های اقتصادی و کشورداری جریان رقیب نمیکنند. معمولا یا دزدیهای همدیگر را افشا میکنند که خود را پاکتر نشان دهند و یا اخلاص دینی رقیب را زیر سوال میبرند که خود را متدین تر نشان دهند.
روزنامه فرهیختگان نوشت: «اگر سیاست در وضع طبیعی بود، باید درباره تفاوت گروههای سیاسی حول مسائل اصلی کشور حرف میزدیم. درباره این حرف میزدیم که گروه الف نظرش درباره کنترل تورم و سیاستهای ارزی و… فلان است و گروه ب نظر مخالفی دارد. نظر این آقایان سیاسی درباره مسکن و عقبماندگی کشور در ساختوساز چیست؟ گره سرمایهگذاری در صنعت نفت کجاست؟ و دهها مساله دیگر»
«ائتلاف اصولگرایان که در مجلس فعلی جناب قالیباف را از میدان اجرایی به بهارستان آورد و رئیس کرد، با یک انشعاب بزرگ روبهرو شده است. انشعابی که هیچ معنابخشی کارکردی و اجتماعی ندارد.. جناح رقیب بهیکباره یک افشاگری بزرگ درباره سفر پسر محمدباقر قالیباف به کانادا فضایی شبیه ماجرای «سیسمونیگیت» برای او درست کرد. آقازاده رئیس مجلس برای تحصیلات میخواهد به یکی از مقصدهای مهاجرتی مهم ایرانیها برود. اگر فامیلی آقای «اسحاق» قالیباف نبود اتفاق خاصی از منظر سیاسی رخ نداده بود».
اعتراف “فرهیختگان” به بی محتوا بودن رقابت انتخاباتی قابل احترام هست، ولی ” فرهیختگان” که احتمالا طرفدار رییس مجلس هست یادش رفت که بگوید که مردم از دورویی مسولان بیزارند.
چرا جوانان ما زیر محدودیتهای بیشمار دینی باید زجر بکشند، ولی آقازادگان بتوانند از جهنمی که پدرانشان برای مردم ساختند فرار کنند؟