گریز شرکت های بزرگ از پرداخت مالیات و گرسنگی مردم در امریکا

در سال گذشته، ۴۲ میلیون نفر که ۱۴ میلیون آن کودک بودند در ۲۲ میلیون خانوار ، یعنی ۱۲،۵ درصد از مردم امریکا، (کمک خوراکی) (SNAP) دریافت کردند.  یک خانواده چهار نفره که کم‌تر از  ۲۳۰۰ دلار درآمد ماهانه دارند می‌توانند (SNAP) دریافت کنند. نیمی از دریافت‌کنندگان (SNAP) از خانواده‌های غیرسپیدپوست هستند. در نیومکزیکو، ۲۳ در صد مردم  SNAP دریافت می کنند.

جای شگفتی است که امپریالیسم امریکا که سال‌ها “کمونیسم جنگی” دوران استالین را برای کاربرد کوپن‌های خوراکی سرزنش می‌کرد، هم اکنون ۴۲ میلیون آمریکایی برای زنده ماندن به این کوپن‌های خوراکی وابسته کرده‌است.

بسیاری از شرکت‌های بزرگ خوراکی،  پس‌مانده‌های خود را به انجمن‌های کمکی می‌فرستند، تا از هزینه دور ریختن آن و پرداخت مالیات پس‌مانده ها جلوگیری کنند. این شرکت‌ها هم‌چنین می‌توانند که این کمک‌ها را از مالیات کم کنند.

یعنی در یک حرکت، نه تنها از پرداخت یک نوع مالیات رهایی می‌یابند، بل‌که پرداخت گونه دیگر مالیات آن‌ها نیز کاهش می‌یابد. این شرکت‌ها با پررویی  این دزدوکلک مالیاتی، را انجام “وظیفه اجتماعی” خود  می‌خوانند.

هنگام بحران اقتصادی نظام سرمایه‌داری در سال‌های ۳۰ میلادی در امریکا، دولت برای پاسبانی از نظام بهره‌کشی و جلوگیری از شورش‌های اجتماعی به ناگزیر به دهقانان کمک پولی کرد، تا هم آ نها را از ورشکستگی نجات بدهد و هم آنها را به تولید کالاهای خوراکی انگیزه دهد. ولی کشاورزانی که از این بحران با خوردن هم‌کاران کوچک‌تر خود نه تنها جان سالم بدر بردند، بلکه تنه‌ای فربه تر نیز یافتند، توانستند با کمبود خوراک ساختگی، کمک دولتی زمان بحران را ، به یک قانون همیشگی دگرگون کنند.

در سال ۱۹۳۰، ۲۵ درصد جمعیت کشور در ۶ میلیون کشت‌زار کوچک کار می‌کردند. امروز، تنها دو درصد جمعیت در بخش کشاورزی کار می‌کنند. تولیدکنندگان بزرگ ذرت، سویا، گندم، تنباکو، لبنیات، بادام زمینی سالانه  ۲۵ میلیارد دلار یارانه دولتی دریافت می‌کنند.