گم شدن سیاست مستقل طبقاتی میان راست‌روی‌های درون و بیرون حزب

✊🔥 بحران امروز جنبش توده‌ای تنها یک خطای تحلیلی یا یک لغزش تاکتیکی نیست؛ ریشه در گسست از سیاست مستقل طبقاتی دارد. هنگامی که رهبری کنونی حزب توده ایران، از درک لنینی امپریالیسم فاصله می‌گیرد و گروه‌هایی مانند «ده‌مهر» با تکیه بر دیدگاه‌های ژئوپولیتیکی و ملی‌گرایانه، مبارزه طبقاتی را به حاشیه می‌رانند، نتیجه چیزی جز خاموش شدن صدای طبقه کارگر و تهی شدن مارکسیسم از محتوای رهایی‌بخش خود نیست.

🌫️🛰️ نبرد طبقاتی، نه یک شعار تاریخی، بلکه ستون فقرات تحلیل مارکسیستی است. دور شدن از آن، به معنای پذیرفتن روایت‌هایی است که یا امپریالیسم را انتزاعی و نامرئی می‌کنند، یا طبقه کارگر را زیر سایه «امنیت» و «ژئوپولیتیک» دفن می‌سازند.
❌🦷 رهبری کنونی حزب، با «به‌روز» کردن مفهوم امپریالیسم بر پایه نظریه‌هایی مانند «امپراتوری» نگری، در عمل مبارزه ضدامپریالیستی را بی‌دندان می‌کند.

🙄⚠️ در مقابل، «ده‌مهر» به‌جای تحلیل طبقاتی ساختار جمهوری اسلامی، با ستایش از رهبر آن ستم طبقاتی و ستم اجتماعی را به «سوءتفاهم» تقلیل می‌دهد و طبقه کارگر را به پیاده‌نظام پروژه‌ای تبدیل می‌کند که نه ضدسرمایه‌داری است و نه ضدامپریالیستی.

🕸️💢 اگر سیاست مستقل طبقاتی غایب شود، تشخیص دشمن طبقاتی دشوار می‌شود: امپریالیسم به «شبکه» تبدیل می‌شود، سرمایه‌داری داخلی «میهن‌دوست» نام می‌گیرد، و سرکوب کارگران «حفاظت از امنیت ملی» جلوه داده می‌شود.

🚩🌍✊ بازگشت به مارکسیسم–لنینیسم یعنی بازگرداندن نبرد طبقاتی به جایگاه واقعی آن: محور تحلیل، سازمان‌دهی و برنامه‌ریزی سیاسی. بدون این، هیچ پروژه دموکراتیک، هیچ موضع ضدامپریالیستی و هیچ شعار ملی نمی‌تواند به رهایی طبقه کارگر بینجامد.