یادنامۀ کمونیست بزرگ، رفیق کاظم ندیم به مناسبت سالگرد درگذشت او (۱۳ آذر ۱۳۹۹)

سخن روز شماره ۵
۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۲ دسامبر ۲۰۲۵

رفیق کاظم ندیم ـ با نام‌های حزبیِ «عباس» و «عبدالله» و نیز با نام مستعار «عباس جوانمرد» و «رضا مهراز» ـ از اثرگذارترین عضوهای حزب تودۀ ایران در دهه‌های پرتلاطم میانی قرن بیستم بود؛ انسانی که زندگی‌اش از نخستین سال‌های جوانی تا واپسین لحظات عمر در صوفیه، در تعهد عمیق به زحمتکشان و وفاداری به کمونیسم، معنا یافت. او در ۱۱ آذر ۱۳۰۵ در تهران زاده شد، تحصیلات دبیرستانی‌اش را در همان‌جا به پایان رساند و سپس وارد دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران شد؛ جایی که آشنایی با اندیشه‌های چپ و محیط فعال دانشجویی او را به حزب تودۀ ایران کشاند و سرآغاز بیش از هفت دهه فعالیت ممتد سیاسی‌اش شد.

ندیم از همان آغاز در زمرۀ کادرهای فعال و مورد اعتماد حزب قرار گرفت. فعالیت او در میان کارگران راه‌آهن، سپس در سازمان اطلاعات حزب و همکاری نزدیک با قهرمان ملی، رفیق خسرو روزبه، از او چهره‌ای شناخته‌شده در ساختار تشکیلاتی حزب ساخت. بنا به اسناد متعدد، او در تشکیل شاخه‌های اطلاعاتی، سامان‌دهی شبکه‌های ارتباطی، نگهداری بایگانی‌های محرمانه و حتی در عملیات‌های حساس و پرخطر نقش داشت. در یکی از مقاطع بحرانی، در کنار روزبه و دستیارانش در مرکزیت اطلاعاتی حزب فعالیت می‌کرد و مسئولیت شاخه‌های احزاب و جمعیت‌ها، ادارات، مطبوعات و بخش مربوط به «اصل چهار ترومن» را برعهده داشت.

پس از شکست نهضت ملی شدن نفت و ضربات سهمگین پس از ۲۸ مرداد، ندیم که مدتی مراقبت و پناه‌دادن به روزبه را نیز برعهده داشت، ناگزیر از کشور خارج شد و از ۱۹۵۵ به بلغارستان رفت. در صوفیه، زندگی خانوادگی‌اش را با همسر بلغاری و دو فرزند ادامه داد، اما هویت سیاسی‌اش همچنان محور زندگی‌اش باقی ماند. او به‌عنوان رابط حزب تودۀ ایران با حزب کمونیست بلغارستان فعالیت کرد، مسئول حوزۀ حزبی صوفیه شد و نقش مهمی در انتقال و مدیریت «رادیو پیک ایران» پس از استقرار آن در صوفیه ایفا کرد. او در کنار نیک‌آیین، صفری، پورهرمزان، نوروزی، بهزادی و دیگران در تولید محتوا و سازماندهی این رسانه حزبی فعال بود. سخت‌گیری، انضباط و بی‌انعطافی در کار تشکیلاتی، ویژگی‌هایی بود که همکاران بلغاری‌اش نیز بعدها از آن تعریف می‌کردند.

در سال‌های میانی دهۀ ۵۰ خورشیدی، او با شرکت در نشست‌های فراوان در برلین شرقی همراه با رفیق کیانوری، طبری، بهزادی و جوانشیر، از طراحان خط انقلابی حزب پیش از انقلاب شد و در شعبۀ تشکیلات مسئولیت هسته‌های مخفی حزب در ایران را برعهده گرفت.

با وجود پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، ندیم که در ۱۳۴۵ در دادگاه‌های نظامی رژیم پهلوی به‌طور غیابی به اعدام محکوم شده بود، نتوانست به میهن بازگردد. پس از یورش ۱۳۶۲ و فروپاشی تشکیلات داخلی حزب، او بار دیگر نقشی اساسی در سازماندهی توده‌ای‌های مهاجر پیدا کرد و همراه با رفیق فرهاد عاصمی و رفیق علی خاوری، در ساختار تشکیلاتی بیرون‌مرزی از اعضای ارشد «کمیته برون‌مرزی» حزب شد.

از نکات مهم در شخصیت سیاسی او، مخالفت سرسختانه با گرایش‌های «سوسیال‌دموکرات‌سازی» در درون حزب بود؛ روندی که رفیق صفری پس از تحولات جهانی دنبالش بود، اما ندیم آن را انحراف از خط انقلابی حزب و تضعیف آرمان‌های طبقۀ کارگر می‌دانست.

در این ارتباط، رفیق عاصمی روز چهارم مارس ۱۹۹۱ به رفیق خاوری می‌نویسد:

«نام و سنت حزب تودۀ ایران سرمایهٔ طبقۀ کارگر ایران است.

آیا ایجاد یک سازمان چپ تحت نام حزب تودۀ ایران با برنامه و اساسنامه‌ای همانند طرح چاپ‌شده در نام مردم شمارۀ ۳۴۰ واقع‌بینانه و عملی است؟ به‌نظر نگارنده چنین کوششی موفق نخواهد بود.

ظاهراً رفقایی که طرح‌های فوق را منتشر ساخته‌اند از این موضوع حرکت می‌کنند که اگر حزب تودۀ ایران از خود ایدئولوژی‌زدایی به‌عمل آورد، آن‌قدر “پاک” و “منزه” خواهد شد که عنصر ضدتوده‌ای در بین نیروهای چپ بی‌اثر می‌گردد و نیروهای چپ در طول زمان و در عمل صداقت حزب تودۀ ایران را می‌پذیرند و با شرکت خود در تشکیلات حزب، سازمان چپ موردنظر را با نام حزب تودۀ ایران ایجاد می‌سازند. این تصور خوش‌بینانه و ذهنی است.

آیا رفقا توجه ندارند که با ایدئولوژی‌زدایی حزب و خالی کردن جای تاریخ حزب تودۀ ایران، حزب طبقۀ کارگر ایران، این جای خالی تاریخی نمی‌تواند و نباید خالی بماند؟»

برای همین، رفیق ندیم به‌دلیل پافشاری شدید بر مارکسیسم ـ لنینیسم، همراه با رفیق عاصمی مورد بی‌مهری رفیق خاوری قرار گرفت.

زندگی کاظم ندیم در سال‌های پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم دشوار بود. با این حال، شرافتمندانه، با پشتکار و ایمان به کاری که «خدمت به فرهنگ و زبان مردمش» می‌دانست، به همراه همسرش فرهنگ لغت بلغاری ـ فارسی و فارسی ـ بلغاری را به پایان رساند؛ اثری که خود آن را میراث معنوی‌اش برای نسل‌های آینده می‌دانست.

کاظم ندیم روز ۱۳ آذر ۱۳۹۹، یک روز پیش از تولد ۹۴سالگی‌اش، پس از بیماری‌ای طولانی در صوفیه درگذشت؛ بدین‌سان، قلب مردی که زندگی‌اش با فراز و فرودهای تاریخ معاصر ایران گره خورده بود، از تپش ایستاد.

رفیق عاصمی که خود بیمار بود، دربارهٔ مرگ رفیق کاظم نوشت: «خبر درگذشت رفیق ندیم خبر بسیار تلخی است. ولی زندگی و نبرد ادامه دارد. نبرد پیگیر رفیق کاظم (عباس) ندیم در سنگر حزب تودۀ ایران در سراسر زندگی پرتلاطم او، نشان جایگاه آگاهانهٔ او در کنار توده‌ای‌ها، در حزب تودۀ ایران، حزب طبقۀ کارگر ایران است!»

زندگی او پر از لحظات دشوار و تصمیم‌های خطیر و آمیخته با وفاداری بی‌چون‌وچرا به طبقۀ کارگر و ایدئولوژی مارکسیسم ـ لنینیسم بود. او از چهره‌های اثرگذار تاریخ سیاسی حزب تودۀ ایران و تجربهٔ مهاجرت سیاسی ایرانیان در قرن بیستم و بیست‌ویکم بود.

یادش گرامی.