یکپارچگی توده ای ها شدنی است!
سخن روز شماره: ۲۳ (۳۱ اردیبهشت ۱٣۹۷ )
رفیق درویش از آشفتگی و نبود انسجام در گفتگوی میان توده ای ها نوشت که سخن بجایی است. حرکت کنونی وحدت گرایی ضرورت زمان است که با تعمیق جنبش انقلابی و فشار برون ماندگان حزبی برای همدوش شدن با رفقای درون حزبی در این مبارزه روزانه و تنگاتنگ پیوند ناگسستنی دارد.
این روند در آغاز خود تنیدگی احساس و خرد است. بیان دردی است که ریشه در پراکندگی دارد و نشان از عشق به حزب و آرمان های آن دارد که همچو کفتری در سینه زندانی شده است و مجال پرواز با جمع و فرصت شکوفایی نمی یابد. “دردمندی، آغاز عشق است و عشق آغاز اندیشیدن.”(ا.ط).
از سوی دیگر آزمودن یکپارچگی در پهنه عمل شاید آن گامی باشد که در حال حاضر ما را از بحث های بی سرانجام و تکراری نجات و به روند اعتمادسازی میان درون- و برون حزبی ها یاری می دهد. “جهان را در بوته ی عمل می گدازند و در انبیق عمل تقطیر می کنند.”(ا.ط )
ما در مرحله حساسی از زندگی حزب به سر می بریم که در ان هیچ تلاشی در راه یکپارچگی بیهوده نیست.
ولی آنچه که مسلم است پس از بازتاب نخستین سرخوردگی ها و ته نشین شدن احساس درماندگی باید گفتگو را همانگونه که رفیق درویش پیشنهاد می کنند در سه زمینه ایدئولوژیک، سازمانی و سیاسی متمرکز کرد.
“آه چه دشوار است از سرای سخن جنبیدن، از پل “عمل” گذشتن و کاری ارزنده را سِزَنده بودن!”(ا.ط)